عقل فطری، نیروی تشخیص ایمان به خداست❗️... عقل دو نوع است، عقل جزئی که عقل معاش هم میگویند و مرتبط به نفس یا درایور و اداره کننده دنیوی انسان است، و حتی برای کسانی که دین را دنیائی معنا میکنند کاربرد دارد❗️... و عقل کلی یا فطری که مرتبط به فطرت و روح است، این عقل در اختیار انسانهائی است که وجدانی، مستقل و پیراسته فکر میکنند❗️... عقل جزئی چراغ جهان محسوس است و عقل کلی، چراغ جهان معقول و مجرد است❗️... گفته اند عقل کلی در حکم وحی است، با استناد به اینکه «کلما حکم به العقل حکم به الشرع وکل ما حکم به الشرع حکم به العقل» لذا عقل کلی مانند شهود است❗️... اینکه یهودیان تابع کاهن ها، مسیحیان تابع کشیشان، دواعش تابع مفتی ها و ما هم تابع روحانیون خویش باشیم، باید از هدایتهای عقل کلی و فطری بشر عدول نکند و جائیکه عقل کلی و فطرت هشدار خطا و ظلم و فساد میدهد، به بهانه شرع و تبعیت از اهل تخصص در دین، از عقل و فطرت نباید عدول گردد، تبعیت از عقل و فطرت در زمانه فتنه و انحراف، مبنای تشخیص ایمان به خدا و کیفر و پاداش است❗️... پس از پیامبر ص، عقل قدرت مدار خلافت بر عقل ارزشمدار دیانت و امامت حاکمیت و استیلا داشته است، که انحراف آشکار از دین و فطرت بوده است❗... در تشخیص ولایت حق از ولایت باطل، نیروی تشخیص ایمان لازم است که فطرت و عقل سلیم است❗️... از نظر علامه طباطبائی: «طغیان غرايز، پیروی از گمان و همچنین "تقلید بدون پشتوانه عقلی" به عنوان مهمترین مانع برای دستیابی به عقل سلیم، و پیروی ازهوای نفس و تسلط قوة واهمه عواملی برای عدم پایبندی به نتایج عقل سلیم محسوب میشود»❗️... مذاهب دو جهت دارند: جهت و مذهب الهی و جهت و مذهب شیطانی، این امر را فطرت و عقل کلی تشخیص میدهد❗️... اگر از صمّ بکمٌ عمیٌ یا ختم الله علی قلوبهم و مهر شدن قلوب سخن گفته شده، همان قطع ارتباط با فطرت است، در تفسیر علامه طباطبائی: «فطرة اللّه » عبارت از آن نيرويى است كه در انسان قرار داده شده تا با آن نيرو ايمان به خدا را تشخيص دهد❗️... فطرة الله التی فطر الناس علیها🌹... علی ضروری زنوز برچسبها: عقل, عقل کلی, عقل جزئی, عقل سلیم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
آدمهای سمی در بین همه اقشار و طبقات مختلف مردم حضور دارند، قاعدتا در میان مذهبیون بدلیل حرمت شدید غیبت و تهمت نباید باشند، ولی متاسفانه بدترین و پلیدترینشان وجود دارند❗️... آدمهای سمی کسانی هستند که ذهن اطرافیان خود را در مورد دیگران مسموم میکنند❗️... عمل این قشر فراتر از یک غیبت و حتی تهمت زدن است، مسموم کردن ذهنها و ایجاد ذهنیت بشدت منفی در مورد افراد، یعنی تخریب ناجوانمردانه آنها، در جهت متدین جلوه دادن خود و بیدین و لاابالی جلوه دادن رقیبان، خصلتی شیطانی و پلید است و خروج از ساحت دین و حرمت انسانیت❗️... از آدمهای سمی بویژه قشر مذهبی اش باید بشدت دوری نمود، زیرا مسمومیت با سخنان آنها، سلامت دینی و اخلاقی را زائل و ذهن را در مورد دیگران مسموم و آلوده مینماید و غیبت، تهمت و تخریب افراد را وظیفه ای دینی و از سر خلوص جلوه میدهند و این صفات را در جمع متدینین ترویج مینمایند و موجب عجب و بدخواهی انسانها نسبت به یکدیگر میشوند❗️... بفرموده امام صادق ع، چنین بظاهر متدینانی تحت ولایت بدترین موجود خلقت که برای ظهور همین خصلت رانده شد، یعنی شیطان قرار دارند و دچار همان پلیدی نفس و عجب شیطانی گردیده اند❗️... ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ( ﻉ ) ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ🌷 "ﺍﮔﺮ ﮐﺴﻰ ﺳﺨﻨﻰ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺿﺪ ﻣﻮﻣﻨﻰ ﻧﻘﻞ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻗﺼﺪﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ، ﺯﺷﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﻭﺟﻬﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺍﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﻻﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺤﺖ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻰ ﻭ ﻭﻻﯾﺖ شیطان ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ؛ اما ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﯾﺮﺩ"🌹... استغفرالله ربی و اتوب الیک و اعوذ بک من شر الشیطان الرجیم❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: آدمهای سمی, بدتر از شیطان, ولایت شیطان, تخریب
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
گفته شده که باطل نمیگوید من باطل هستم، بلکه تحت پوشش حق خود را نمایان میکند و خودش را حق مطلق نمایش میدهد❗️... حق، یعنی مطابق واقع بودن، درست و راست بودن، خیر بودن و ثبات و قوام داشتن❗️... اما باطل، ثبات ندارد و موجب فساد است، شر است و درست و راست نیست❗️... راه شناخت و تمیز حق از باطل چیست⁉️ حق، مطابق عقل و عقلانیت است، مطابق فطرت و غریزه است، مطابق عدالت، اعتدال و تعادل است، ثابت و پایدار است و به فساد نمی گراید، حق صلاح است، نه فساد، خیر است نه شر❗️... شما هر کسی با هر عقیده ای را ببینید، معتقد به این است که حق در جانب او است، حتی موش پرست، بت پرست، داعشی، وهابی، صهیونیست، مورمون مسیحی و هر کسی که باطلش را هم حق معرفی میکند❗️... حتی شیطان پرستی که آن را عقیده بحق و مطابق واقع در عالم میداند❗️... اما اهل ظلم و ضد عدالت، اهل فساد، خرافه، جهل، اهل افراط و ضد اعتدال و اهل تفرقه و ضد اتحاد، مشخصات حق را ندارند، بویژه اگر خود را حق مطلق بپندارند و با ارتکاب شرور، ظلم و فساد حقوق دیگران را لگدمال نمایند، اینها باطل را حق می انگارند، در حالیکه از صفات و مشخصات حق تهی اند❗️... نشانه باطل مقدس نما❗️همچون افراطیهای مذاهب، ادعای علنی و تحمیل حقانیت مطلق خود است که صفات شر را بنام حق و خدا در زمین جاری میکنند❗️... تمامی افراطی ها، داعشی ها، خود برگزیده انگارها و باطلان مقدس نما، توهم حقانیت مطلق دارند و دیگران را باطل و کافر می پندارند❗️... ✅ امام سجاد ع در توصیف فاجعه آفرینان کربلا میفرماید 🌿 "سى هزار نفر در کربلا بر ضد سیدالشهداء گرد آمدند كه همه خود را از این امت میپنداشتند و همه با ریختن خون او به خدا تقرب مى جستند. آن حضرت آنان را به یاد خدا مى انداخت، اما آنان پند نمى گرفتند تا آنكه او را از روى ستم و تجاوز و دشمنى به شهادت رساندند." (ابنشهرآشوب، مناقب، ج4، ص86.)
✅ شهید مطهری واقعه را اینگونه تفسیر میکند که: "چون میگفتند یزید خلیفۀ پیامبر(ص) است و حسین بن علی(ع) بر او خروج كرده، باید با او جنگید. اهل باطل، حق را با شمشیرِ خودِ حق میزدند. پس باطل نیروی حق را به خدمت گرفته است. این همان نیروی حقّ است كه او از آن استفاده میكند." (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص409)🌷 علی ضروری زنوز برچسبها: حق مطلق, حقانیت, عصبیت, توهم برگزیدگی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
اومانیسم یا همان هیومنیسم و انسان گرائی را میشود جرقه و منشا فلسفه انسانگرای غرب دانست که پس از دوره قرون وسطی و حکومت کلیسا که خداگرائی افراطی و دروغین میتوان نامید، ظهور یافت❗️... استاد دینانی تعبیری قریب به این مضمون دارد که عقل غربی و شرقی نداریم و عقل و فلسفه، خروجی تفکر نوع انسان است و مشترک بین انسانیت❗️... عرفان نیز به نوعی به انسانگرائی اعتقاد دارد که البته در مقابل خداگرائی نیست، آن حد که عرفا در مورد جایگاه ویژه انسان در میان مخلوقات و حتی شناخت خدا متکی بر شناخت انسان تاکید کرده اند، بعضا از نظر اهل ظاهر حتی کفرآمیز و غلوگونه بنظر رسیده است❗️... عارف مجذوب❗️ یا همان "مجذوب سالک" که با "سالک مجذوب" متفاوت است، بعضا خودش هم متوجه نمیشود که در مسیر عرفان یا سلوک قرار دارد، با تلنگری یا شک و تفکر عمیقی دچار حالتی میشود که ابتدا شناختی از آن ندارد و حتی ممکن است کفر تلقی نماید، تمامی باورهای ظاهری اش حتی باورهای مذهبی اش فرو می ریزند و از نو با هدایت استادی درونی یا بیرونی در قالب منازل یا درس های مختلف، با تفکر و خودآگاهی او ترکیب میشود و به شناختی دقیق تر و حتی زیباتر از قبل می انجامد❗️... جالب است که بین عرفان و تعقل همگرائی شدیدی وجود دارد، یعنی ابتدا کشفیات سالک جنبه عقلی و فهمی دارد و سپس وارد شهود عینی میشود، لذا بسیاری از مکاشفات عقلی فلاسفه، با مکاشفات عقلانی سالکان عارف شباهت دارند، که یکی از آنها درک جایگاه انسان در خلقت است❗️... اگر ظرفیت شناختی بنام انسان وجود نداشت، عقل و دین و شناخت خداوند هم موضوعیت نمی یافت که البته این امر نیز در مسیر توحید قرار دارد❗️... عارف نیز مانند فلاسفه بر عقلانیت و منطق تاکید دارد و از عصبیت، تحجر و جمود دور میشود❗️... عارف نیز به تکثر و کثرت اعتقاد دارد اما آن را درون وحدت می بیند مانند مفهوم نظریه سیستمها که در عین وجود جزئیات، کلیت واحد نیز اثبات میشود❗️... عارف نیز بر اساس تکثر فهم آدمها، مانند فلاسفه بر مدارا تاکید دارد، زیرا آن را نیز سرشت طبیعی هستی میداند و نشانه درک و فهم مقتضیات هستی است❗️... عرفان و تعقل و فلسفه در بسیاری موارد اشتراک نظر دارند، زیرا هر دو نتیجه کشف اند، یکی علم الیقین است و دیگری عین الیقین، یکی فهم حقیقت است و دیگری رویت و شهود حقیقت، که البته شهود الزاما متکی بر رویت نیست، بلکه نوعی واردات یقینی هم هست❗️... استدلال و برهان فلسفی با کشف فلسفی متفاوت است، هر دو تفکرند، اما کشف فلسفی متکی بر عقلانیت و فهم حقیقت است❗️... من عرف نفسه، فقد عرف ربه🌹 یعنی ما در حد ظرفیت خود قادر به شناخت خداوند هستیم و خداوند جدای از وجود ما نیست و امکان هم ندارد که ما بتوانیم خدا را فراتر از ظرفیت انسان بشناسیم، همانگونه که حیوان نیز، انسان را در حد ظرفیت خود میشناسد نه در حد خود انسان، با این مزیت نسبی که انسان ظرفیت خودآگاهی معرفتی و ظرفیت ناخودآگاهی شهودی ویژه ای دارد که این امر همان انسانگرائی عرفانی است❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: انسان گرائی, عرفان, اومانیسم دینی, مقام انسان
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
آیه زیر را "آیه فطرت" نامیده اند که دین حنیف و راستین، در سایه سرشتی است که بر اساس فطرت خدا در انسان قرار داده شده تا از درون، حقیقت قابل فهم باشد❗️... فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 🌹 (۳۰- روم) پس روى خود را به سوى دين حقیقی و راستین بگردان، سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است، آفرينش خداوند تغيير ناپذير است اين همان دين پايدار و فراگیر است، ولى بيشتر مردم نمى دانند🌷... در گذشته دور، دختران، کودکان و انسانها را برای قرب به خدایان و رضایت آنها قربانی میکردند، شاید داستان قربانی کردن اسماعیل از نظر مسلمانان یا اسحق از نظر یهودیان از جانب پدرشان ابراهیم، برای آن بود که این سنت اساطیری و خرافی برداشته شود و بجای آن طعام و سنت اطعام جایگزین گردد، که همین گوشت نذری و طعامی است که از قربانی کردن گوسفند، شتر یا گاو برای اطعام داده میشود❗️... اما هنوز هم سنت قربانی نمودن و ذبح کافران برای خدا و رفتن به بهشت، در باور بعضی تندروهای مسلمان وجود دارد❗️... در تاریخ بیاد ندارم که به اندازه مسلمانها خون دیگران و بویژه همکیشان را به عنوان، کافر، مشرک یا محارب ریخته باشند و حتی به دختر و خاندان پیامبر نیز رحم ننمایند و این خون ریختن و قربانی کردن نفوس را، هدیه به خداوند و نشانه اسلام خالص خود بپندارند❗️... هیچ بزرگی در طول تاریخ اسلام نتوانسته این خوی وحشی را مهار کند و خون هر حقیقت گوئی ریخته شده، چه امام باشد، چه عالم و چه عارف❗️... این جهل و ستمکاری، قرنها بنام توسعه قلمرو اسلام و مبارزه با کفار تشویق و ترویج نیز یافته است❗️... قطعا نیروئی خاتمه دهنده و منسوخ کننده لازم است تا به این انحرافهای بزرگ خاتمه دهد و سنت قربانی نمودن انسانها برای خدا و خدایان را پایان دهد، زیرا اینها به سخن هیچ خردمند و قدیسی گوش نسپرده اند❗️... قطعا آن خدائی که در بیرون، این خواسته ها بنام او مطرح میگردد، باید مقهور خدائی گردد که در درون و فطرت یا همان هدایتگر درونی، آنها را نهی مینماید❗️... خدای بیرون را باید در محدوده خدای درون شناخت، یعنی با ابزار سنجشی که "شناسا" یا عقل، فطرت و وجدان است که هدایت تکوینی و درونی است، تا دچار همان مظالمی نشد که خیلی ها بنام خدا و بهشت دچارش گردیده اند❗️... "هدایت تشریعی" و بیرونی، تذکردهنده یا تذکار "هدایت تکوینی" و درونی است و خداباور و خداناباور هر دو در آن مشترکند و هر دو میتوانند با عقل، سره را از ناسره و با فطرت و وجدان، خیر را از شر تشخیص دهند و اگر این تشخیص درونی نبود، هدایت بیرونی نیز قابل فهم نبود، همانگونه که سفیه و مجنون، امکان فهم و تکلیفی ندارند❗️... خداناباوران نیز قطعا با این سوال مواجهند که اگر خدا، پیامبر، معاد و شیطان وجود ندارد و همه اینها ناشی از توهم خود انسان است، چرا بشر هزاران سال است دچار این توهم است و علت این جهل و ناهنجاریها در وجود انسان چیست، در حالیکه در پیشرفته ترین کشورها نیز با بلوغ علمی و تاریخی، همچون آمریکا و اروپا هنوز هم اعتقاد به خدا و مسیحیت در همه سطوح وجود دارد و با پیشرفت علمی و توسعه، اعتقاد به غیب زائل نگردیده است، اگر این جهل است، چرا با علم برطرف نگردیده است⁉️ علی ضروری زنوز برچسبها: دین, فطرت, وجدان, دین حقیقی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
بودن دنیای مادی و فانی خیلی بهتر از نبودنش بوده، زندگی هم بهتر از عدم، نبودن و تجربه نکردن حیات❗️... یک نفس عمیق از همین هوا، نوشیدن یک چای معطر و داغ، طعم شیرین گاز زدن یک سیب زرد و سرخ، دست کشیدن بر سر بچه گربه ای که مثل پیرها نگاهت میکند، پخته، بی آلایش و گذرا❗️... گرمای شریف وجود آدمها، سادگی و شیرینی رفتار حیوانها، شادابی و زیبائی گیاهان و مناظر بکر طبیعت❗️... همه اینها یعنی اینکه بساط زندگی در بیرون پابرجاست، یعنی که در کنار گذران رنجها و تلخیهای درس آموز، نگاهی نیز به جهانی که در آن ساکن هستی بینداز، گستره ای از نشئه و سحر حیات، که در موجودات و زیباییهای متنوع آن جاری است❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: زندگی, امیدواری, نشئه حیات
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
دانشمند و فیلسوف بزرگ ایرانی که فقط 37 سال عمر داشت❗️... او را احیاگر حکمت ایرانی و پیوند دهنده با فلسفه اشراق افلاطون و حکمت و عرفان اسلامی میدانند❗️... با وجود عمر کوتاه و کشته شدنش در شام با فتاوا و فشار فقیهان بر حاکم شامات یعنی صلاح الدین ایوبی، حدود 55 کتاب در امر فلسفه و دین نگاشته است❗️... بسیاری از حکما و فلاسفه و حتی اهل عرفان همچون محیی الدین ابن عربی، را متاثر از افکار فلسفی و اشراقی او دانسته اند، که هم پایه عقلی داشته و هم شهودی❗️... این عجیب نیست❗️ دانشمندی با این گستره اطلاعات در امر فلسفه و حکمت، عرفان، علوم غریبه و علوم دینی، در سن کمتر از 37 سالگی به چنین معلومات و مشهوداتی نائل شده باشد و از بزرگترین دانشمندان ایرانی و اسلامی تلقی گردد⁉️... این دانشمند، زاده سهرورد از توابع زنجان در قرن ششم ه ق است، یعنی همان شیخ اشراق و شهاب الدین یحیی سهروردی، موسس حکمت اشراق در حکمت و فلسفه ایرانی و اسلامی❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: شهاب الدین سهروردی, شیخ اشراق, فلسفه اشراق, فیلسوف جوان
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
طریق مولانا آن تحول عرفانی بود که در خود مولانا اتفاق افتاد و جنبه عشق و معرفت داشت، اما طریقه مولانا را دیگران ایجاد کردند و متکی بر مراسمات و ظواهری است که آلوده خرافات، عوامزدگی و مراسمات ظاهری است❗️... مخالفت بعضی با مولانا بخاطر طریقه مولویه و پیروان فرقه مولویه است و مثل این است که همین عالمان دین، بدلیل مخالفت با فرقه علی اللهی، خود علی ع را نیز رد کنند❗️... البته تعدادی از اهل ظاهر با کلیت عرفان و کارکرد معرفت عرفانی در دین مشکل دارند و معرفت دینی را فقط متکی بر حدیث و منقولات میدانند و معرفت عقلی و شهودی را که لب' دین است رد میکنند و از دین پوسته آن را پیروی میکنند❗️... همانگونه که طریقه های عرفانی و تصوف، آلوده خرافات و عوامزدگی شده است، طریقه ها و مذاهب ادیان نیز به همین عارضه دچارند و البته هر کدام به طریقی❗️... در فرقه های صوفیه حرکات و مراسم موهن و غیر معرفتی شیوع دارد که "وهن باطن" است و در مذاهب نیز به تعصب، جمود، تفکر برگزیدگی و تکفیر و حتی کشتار دیگران منجر گردیده است، که "وهن ظاهر و باطن" است و هیچیک جنبه معرفتی و حتی عبادی راستین نداشته اند❗️... مخالفت با صوفیه و مراسمات ظاهری زمانی بجاست که با جمود و تعصب و پوسته موهن ساختن از دین توسط عالمان ظاهر اندیش نیز مخالفت گردد که این مهم فقط در حیطه فهم عارفان راستین تاریخ بوده است که متاسفانه اینها از هر دوطرف چوب خورده اند، عمری را در عزلت گذرانده، در زمان خود کمتر درک شده اند و امروز نیز ظاهر اندیشان دوطرف درک و تحمل آنها را ندارند، همانگونه که امامان و قدیسین حقیقی نیز از سوی قدرت مداران حوزه دین تحمل نگردیده اند و در زمان آنها نیز ظاهر گرایان حاکم بوده اند❗️... ✅ قطعا همه مردم نمیتوانند اهل معرفت و عارف باشند، اما میتوانند متدینانی باشند که از عوارض وهن و خرافه و صدمه زدن به دین و سایر دینداران، تا حد ممکن دور گردند❗️... ✅ رسالت و تاثیر عارفانی مانند مولانا، حافظ، عطار، سید علی قاضی و علامگان راستین آن بوده است که مردم عادی و عموم با هر دین و آئینی، سهمی از معرفت و عشق متدینانه را برداشت کنند و خداشناسی از چهره خشن و ظاهری بدر آید و به رحمت فراگیر و مکارم اخلاق مزین گردد❗️... مردم عادی از عرفان عارفان نامی مانند مولانا و اشعارش، اخلاق، عبادت شوق آمیز، رحمت با مخلوقات و خدائی دوست داشتنی و زیبا را برداشت میکنند، که در مسیر اصلی معرفت دینی است❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: مولانا, فرقه مولویه, طریق مولانا, طریقه مولویه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
حقیقت، خیر، خوبی، راستی و درستی مثل روز روشن واضح و مبرهن اند زیرا وحدت پیچیدگی ندارد، کثرت است که پیچیدگی دارد و اگر کسی برای قلبش و فهمش مانعی ایجاد نکرده باشد از درون خود، حقائق واضح و مبرهن را می فهمد، مثل عدالت، درستی، راستی و باطل بودن ظلم، بدی، دروغ و ناراستی❗️... در طول عمرمان، وجدان یا مرورگر و خطا یاب خودکار، بارها انحراف و دوری از حقیقت را به ما گوشزد میکند، اما چون مسیر یکطرفه ای را به خود قبولانده ایم، حقائق روشن را کتمان میکنیم و با توجیه، سفسطه و حقه های کلامی، آنچه که میخواهیم، حقیقت وانمود مینمائیم❗️... با آنکه خودمان و دیگران به روشنی، باطل بودن افکار، مظالم و مفاسدمان را درک میکنیم، اما خودبینی، ترسها و فکر منافع خود و اطرافیانمان اجازه بازگشت نمیدهند و اصرار بر خطای واضح داریم❗️... انسان در دیگران حقائق را خوب میبیند، اما در خودش نمی بیند، زیرا یا نمی خواهد ببیند و یا بدلیل حصار مات وابستگی ها نمیتواند❗️... هر چه که از جهان وحدت است، واضح و شفاف است، مثل خود عقل و معقولات بدیهی و واضح، یا عشق و بی پیرایگی، یا زیبائی و حتی کمال❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: حقیقت, حقیقت و خطا, مشخصه حقیقت, دوری از حقیقت
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
شهود عالم غیب، محدود به مقامات عرفانی و سیر و سلوک نیست، وگرنه خلقت خیلی از آدمها بیهوده میشد، اگر با "وجدان" همراه باشیم، در واقع با عالم غیب ارتباط داریم❗️... اهل یقین محدود به اهل شهود و الهام نیستند، اهل وجدان نیز اهل یقین اند، زیرا به حقیقت وجود خویش مراجعه میکنند❗️... اگر اهل وجدان نباشی، امام زمان عج را هم در ظهورش درک نخواهی کرد، مشابه خیلی ها در زمان حضور پیامبران و امامان ❗️... و اینکه اگر شهود عرفانی عمومیت ندارد، در عوض وجدان انسانی عمومیت دارد و میتوان با وجدان و فطرت با خداوند و اصل خویش ارتباط مستمر و مستقیم داشت❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: وجدان, شهود, فطرت, ناخودآگاهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
زمانی بدلیل اعمال جاهلانه و خشونت آمیز بین مسلمانان در طول تاریخ 1400 ساله اسلام و مشاهده جهل و فسادی که بر کشورهای مسلمان حاکم است، از پیامبر اسلام دلخوری شدیدی داشتم❗️و شکی بزرگ بر وجودم مستولی بود، در عین حال به فاطمه س و حسین ع، ارادت عاشقانه ای را حس میکردم❗️ روزی به سفر کربلا دعوت شدم، برایم سوال بود که من که به حسین ع ارادت دارم، پس دلیل این دعوت و سفر چیست⁉️ یادم هست در مسیر پیاده، عربهای بدوی و ساده را که می دیدم با خود می اندیشیدم، آیا من توان هدایت این افراد را دارم؟ آیا میتوانم حتی برای چند روزی این مردم بسیار عامی و بی سواد را با خود همراه کنم⁉️ تمامی مسیر نجف به کربلا، اقامت در کربلا و نجف و تماشای مردم، ناخودآگاه در سختی هدایت مردم تفکر میکردم و غرق این افکار بودم❗️ تا آنکه برای زیارت و نماز عازم مسجد کوفه شدم❗️ خسته از پیاده رویهای طولانی، در حیاط مسجد، دو رکعت نماز خواندم و نشستم❗️ غرق در افکار خود بودم، که پیرمردی کهنسال و بی دندان، از همان عربهای بدوی قدیم، که در سمت راست من نشسته بود، به عربی سوالی کرد❗️ وقتی دقت کردم متوجه شدم، به ستون سنگی مقابل اشاره و سوال میکند که چیست⁉️ من که خسته و غرق افکار خود بودم و اولین باری هم بود که به عراق می آمدم، به سرعت جواب دادم، نمیدانم❗️ نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و با خنده ای تنبه آلود گفت، چطور به جائی آمده ای که نمیدانی کجاست⁉️ سخن عتاب آلودش مانند سیلی بهوشی بود که بخودم آورد، تا بدانم کجا هستم❗️آنگاه در مقابلم سنگی دیدم که روی آن نوشته شده بود: 🌺 هذا مقام محمد ص🌺، اینجا مقام محمد ص است که در شب معراج، دو رکعت نماز در این محل خواند‼️ تازه فهمیدم که برای چه به این سفر آمده ام❗️، بعد از آن تا یکماه از وجد عشقی که در درون من وارد شده بود، اشک می ریختم، عشق محمد ص و ...❗️... حسین ع متواضعانه این امر را آموخت و گوشزد نمود که: 🌷مقام هدایت، بالاتر از مقام شهادت است🌷و رنجهای محمد ص در مسیر هدایت مردم عامی و بدوی، از شهادت بالاتر بود، زیرا شهادت زمانی رخ میدهد، که هدایت محقق نمیگردد❗️ میدانم که تلخیها و ناکامیهای رسالت محمد ص پس از رحلتش آغاز و تاکنون نیز ادامه داشته است و با شهادت و غربت خاندانش به اوج خود رسید❗️اما میدانم که تربیت یافتگان اسلام بر قله عرفان، معرفت، اشعار عاشقانه و عمیق، هنر و معماری اسلامی و ... در جهان تکیه زده اند و گواهی بر رسالت محمدی و تضاد پرحکمت زمان آخرین میباشند‼️ صلی الله علیک یا رسول الله🌹 صلی الله علیک یا حبیب الله 🌹 یا رحمة للعالمین🌹 شکهای بزرگ❗️ برای پاکسازی و عاشق کردن می آیند، از آنها نهراسیم. علی ضروری زنوز برچسبها: بیداری, یقظه, عرفان, تحول روحی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
تغییر عقیده، غالبا غیر ممکن است❗️... ما اکثرا تعجب میکنیم که چرا مردم در طول تاریخ، به اعتقاداتی پایبند ماندند و انحرافات و فجایعی بزرگ رقم خورد⁉️... عقیده بر خلاف تفکر رایج جنبه شخصی ندارد و ریشه هایش بر یک جمع مرتبط استوار است و تغییرش نیز نکات و عوارض بسیار در خود دارد❗️... مثلا فکر کنید در دوران خلفای اسلامی یا امروز در مذاهب و فرقه های افراطی و سلفی کسی بخواهد از آنها فاصله بگیرد، آیا این تغییر و جدائی سهل و حتی ممکن خواهد بود⁉️... ابتدا باید این فرد خانواده و اطرافیان خود را مجاب کند، سپس دوستان، فامیل و مرتبطان که او را به مشخصات آن عقیده میشناسند، تکلیف مسجدی که میرود، یا محیط کار و محافل و مجامعی که رفت و آمد دارد، لذا یا باید کاملا سکوت پیشه کند، یا به جنگ همگان با خویش و به تکفیر و انحراف و نسبتهای مختلف که به او میدهند تن در دهد، فلذا معمولا این افراد دچار زندگی و مواضع دوگانه ای میشوند تا عوارض جدائی از عقیده، دامان آنها و اطرافیانشان را نگیرد، لذا این تبعات باعث میگردد که بسیاری از آنها با جمع اطراف خویش همرنگ بمانند تا دچار مشکل نشوند و حتی در خطاها نیز با آنها همراهی نمایند❗️... البته این امر مربوط به کسانی بود که به لزوم تغییر عقیده خطا برسند و غالبا اکثر افراد آنچنان در محیط پیرامونی ذوب و محو میشوند که لزومی به تغییر نمی بینند و تا آخر مسیر نیز میروند❗️... عزیزالدین نسفی جمله ای به این مضمون دارد که افراد به خصلت و صفت خویشند و سعی برای تغییر آنها بیهوده است، که البته این معضل سوم در تغییر عقیده است، یعنی خصلت و صفات اشخاص بر عقائدشان تسلط دارد و تغییر صفات و خصلتها نیز سخت تر از تغییر عقیده ای است که مشکلات فوق برای آن مترتب بود❗️... لذا با مشاهده پایبندی افراد و جمع ها در طول تاریخ به عقائدشان نباید متعجب شد، زیرا اولا فهم خطا سخت است، ثانیا امکان تغییر در جمعی غیرهمراه، سخت تر و غیر ممکن تر و ثالثا خصلت آدمها نیز بر عقائدشان سوار است، لذا اصل اعتقاد در این میان گم میشود و همین اوضاعی بر تاریخ عقائد و مذاهب رقم میخورد که شاهدیم❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: جمود, تحجر, تعصب, جهل
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
تشکیل حکومت اسلامی یا همین جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، اقتدار نظامی و حکومتی آن، قدرت بزرگ منطقه ای و شیعی شدن، اینها همگی در جهت تحقق چه منظورهائی است⁉️... شاید بالاترین پاسخ این باشد که برای: آمادگی و تحقق ظهور مهدی صاحب الزمان❗️... خب، حالا سوال میشود منظور از ظهور خود مهدی عج چیست❓ امپراتوران، فاتحان بزرگ و قدرتهای عالم گیر که همیشه بوده اند، اما منظور از ظهور منجی چیست⁉️... در کل چه میخواهیم و به کجا میرسیم، که مطلوب همه مستضعفان عالم تلقی شود⁉️... "در این زمینه از آیت الله بهجت سوال کرده اند که: درباره معنای عبارت «مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا» توضیح دهید؟ عدهای با استناد به «یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا؛ بعد از آن که زمین از ستم و جور پر میشود، آن را از قسط و عدالت پر میکند»، خیال کردهاند که ظهور حضرت ولی عصر(عج) متوقف است بر پرشدن یا پر کردن دنیا از ظلم و جور❗️با این استدلال که اظهار یا ظهور او (ع) واجب است، پس مقدمه این واجب که پر شدن و یا پر کردن دنیا از ظلم و جور است، نیز واجب است❗️... با این بیان حضرت عالی وظیفه ما در این میان چیست؟ در خلوت و جلوت باید برای مسلمانان (برای دوری از ظلم و جور) دعای جدی کرد؛ زیرا از جمله «یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا؛ میرساند که همه به جز اندکی منحرف میشوند تا آنگاه حضرت برای هدایت مردم ظهور میکند❗️... عبارت «بعد ما مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا؛ تهدید عجیبی است، زیرا میرساند که در آن زمان، در روی زمین یک وجب هم عدل حاکم نیست.»"❗️... باید مراقب بود که از اهل ظلم و جور آخرین نشد، که ظلم همیشه ظلم است و سقوط در سیاهی و گمراهی❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: هدف دین, رسالت دین, رسالت ظهور, دین
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
اگر دین باطن و درون عالم است، فطرت باطن باطن است❗️... ✅ این مطلب با دقت و بدون هیچ ذهنیت و قضاوتی مطالعه گردد 🌺🙏🌿 هدایت تکوینی از هدایت تشریعی اعلاتر و فراتر است، هدایت تشریعی در محیط هبوط این دنیا و برای دو موجود که یکی اش انسان است، کاربرد دارد و برای سایر موجودات این دنیا و ملکوت، مانند ملائک، حیوان و گیاهان، هدایت تشریعی و پیامبر و کتاب و شریعت کاربرد ندارند، زیرا تمامی موجودات شامل هدایت تکوینی و درونی هستند که فراتر از هدایت تشریعی و بیرونی است❗️... هدایت تشریعی برای هدایت "نفس" است، نه "فطرت" انسان که به باطن باطن یا جهان حقیقت مرتبط است، نفس فقط تا موعد حساب و کتاب همراه است❗️... همانگونه که هستی برون و درون دارد و ما از درون جماد، گیاه، حیوان و حتی انسان آگاهی نداریم، (منظورم از درون تجزیه مادی اجزا نیست)، بلکه نرم افزار درونی، غریزه و فطرت منظور است، دین و شریعت نیز دارای ظاهر و باطن است، خیر و شر، هدایت و ضلالت، انسان الهی و شیطان در درون هر دو یعنی هم هستی و هم دین وجود دارند❗️... لطفا به این نکته توجه کنید: دین و شریعت، در محیط تضاد دنیوی قرار دارند، یعنی محیط خیر و شر و هدایت و ضلالت، لذا دین فقط جنبه هدایت ندارد، بلکه هدی للمتقین است و در این محیط، شیطان اجازه فعالیت دارد، زیرا این جهان محیط "نفس" است، که شامل دوگانه نفس اماره (شر) و نفس لوامه (خیر) است❗️... دین و شریعت برای هدایت نفس آمده اند که مختص این دنیا و دوری از حقیقت است و برای هدایت فطرت لحاظ نشده اند، زیرا فطرت نیاز به هدایت تشریعی ندارد، مثل غریزه فرشته و حیوان و گیاهان که هدایت تکوینی دارند❗️... هدایت تکوینی فراتر از هدایت تشریعی است، اگر هدایت تشریعی و دین را لایه اول درون و باطن بدانیم که در محیط دنیا کاربرد دارد، هدایت تکوینی لایه دوم و عمیق تر درون و باطن است، یا همان باطن باطن❗️که دیگر آنجا تضادی وجود ندارد و فقط مختص خیر، هدایت و حقیقت است و بدین جهت نیز نیاز به هدایت تشریعی و بیرونی وجود ندارد❗️... نتیجه بحث: سنجش دین و مذهب که مرتبط به هدایت بیرونی و دنیوی انسان است و برای ملائک و حیوانات و گیاهان کاربرد ندارد، با فطرت و وجدان و عقل سلیم میسر است که به باطن باطن و جهان حقیقت راه دارند و اصالت دارند، لذا شاید معنی هدی للمتقین یعنی همین زائل نمودن نفس و رسیدن به عمق که فطرت پاک است و عقل سلیم و وجدان که مشخصه ویژه و خاص انسان است❗️... مذاهب که برداشت از ادیان اند، میتوانند موجب گمراهی گردند، زیرا به سطح اول باطن مرتبطند که محیط تضاد و خیر و شر است و اگر با عقل سلیم، وجدان و فطرت که سنگ محک حقانیت آنها است سنجیده نشوند، به گمراهی، جنایت، ظلم و شیطان صفتی منجر میشوند، همانگونه که تاریخ مذاهب را فراگرفته است❗️... شیطان نیز در لایه اول و درون معنا دارد که هدایت و ضلالت و خیر و شر وجود دارد و به باطن باطن یا جهان حقیقت و خیر راه ندارد، لذا در محیط مذاهب و هدایت تشریعی قدرت دارد، از این جهت از طریق مذهب، هم میتوان با گذر از نفس و تقوا به هدایت رسید و هم با پیروی از نفس، تدین نفسانی و خودبینی مذهبی مانند خود شیطان به ضلالت رسید❗️... گذر از طریق مذهب به تقوا، یعنی گذر از مرتبه نفس اماره و لوامه به مرتبه فطرت پاک انسانی که "نفس مطمئنه" نام دارد و برای آن ارجعی و بازگشت به خداوند با رضایتی دوطرفه بکار رفته است❗️... هدایت و ضلالت دست خداست و محیط دوگانه آن را نیز خداوند طراحی نموده است و مذاهب نیز در این محیط دوگانه گرایش به خیر یا شر کاربرد یافته.اند، شیطان قطبی در مقابل خداوند نیست، بلکه مخلوق اوست، این روح توحید و یگانه پرستی است❗️... مواظب باشیم مانند بسیاری از طریق مذهب به ضلالت و شیطان نرسیم و راه آن، گذر از نفس و بیداری است که موجب شهود فطرت و عقل سلیم است🌹🙏🌿... لا اله الا هو🌹 سبحان ربی الاعلی و بحمده🌷 هو......... علی ضروری زنوز برچسبها: دین, فطرت, وجدان, خودآگاهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
خدایا ما را ببخش❗️از مظالمی که آلوده اش گشته ایم، شاید دستهایمان آلوده نیست، اما نامهایمان آلوده است❗️... هنوز عده ای از ما باور نکرده اند، اما ما که تلخی ها و تقصیرها باورمان شده، عرق شرم بر پیشانی داریم، حتی بجای آنها که دستهایشان و افکارشان آلوده است❗️... قلبهایمان از داغها و استیصال مردمی نجیب و مبهوت، جریحه دار است و سرهایمان تا ابد پائین و افکنده❗️... بجا است برای این سرنوشت ناباورانه بمیریم، نه آنکه فقط بگرییم❗️... بجا است که تر و خشکمان در آتش خشم قضای تو و آه مظلومان بسوزیم و خاکستر شویم❗️... اینها را با هوشیاری بر زبان می رانم، خیلی قلبهای مظلوم و بی پناه از جمع و جمیع ما شکسته است، خدا به همه ما رحم کند❗️... خدایا ما را ببخش و هدایت کن❗️ چه آنها که پیاده ایم و چه آنها که سواره اند‼️ 🙏🌷🌿 علی ضروری زنوز برچسبها: ظلم, فساد, دوری از ظلم, دوری از فساد
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
یکی از آموزه های عرفانی استاد اول عرفان، سید علی قاضی به شاگردانش که بدنبال کرامات و قدرتهای ویژه بودند این بود که عرفان، دین و خداشناسی، کسب کرامات وامور عجیب و غریب نیست، زیرا اینها را اهل سحر نیز دارند، بلکه عرفان، پاکی است و معرفت ویژه نسبت به حق و لذات ویژه معنوی و سیر و سفر در فضای حقیقت و حب❗️ آنها که بدنبال کرامات در اشخاص و عالمان بزرگ می گردند، قطعا به ورطه غلو و خرافه می افتند، زیرا آنچه را نمی فهمند با گزافه گوئی توصیف میکنند و این امر نه تدین است و نه معرفت و عرفان، بلکه مانند علاقه به سحر و جادو است و موجب وهم و وهن عقیده و گفتار، که متاسفانه در فضای مجازی نیز در حد افراط و در جهت غلو در مورد اشخاص وجود دارد❗️ این افراد در همه جا، بویژه در نظام دینی در بین اهل سیاست نیز وجود دارند و در تنگناها علاقه مندند به جهت مقاصد سیاسی، در مورد کسانی که به آنها ارادت و نیاز دارند، دچار غلو و اغراق و تبلیغ کرامات شوند که چنین علاقه و اعمالی، تیشه زدن بر ریشه ها است و خیلی زود، با عریان شدن حقیقت، موجب ریزش باورها و ایمانها❗️️که وهن دین همین نکته است... کلا ایمان بدون معرفت و بر پایه کرامات، به خرافه و سطحی نگری می انجامد❗️ و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم ...🌹 علی ضروری زنوز برچسبها: سید علی قاضی, عرفان سید علی قاضی, عرفان, کرامت
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
ظهور منجی برای بشریت را اگر بپذیریم و یک مطالبه زمانی به اوج و کمال رسیده تلقی کنیم، می باید توام با آورده و مطلوبیتی باشد که بشر در طول زمان از آن محروم بوده است و تکرار گذشته ها نباشد❗️ از طرفی اینکه قرنها حیات ادامه یافته تا به آن زمان خاص برسد و در کنار باور دینی، سایر معارف بشری نیز به بلوغ و رسش برسند، قطعا لغو و بیهوده نبوده است و قرار نیست که خواست خدا بر امری باشد و سیر معرفت بشری مسیری دیگر برود و آخرالامر نیز آن هدف غائی خلقت که شناخت و معرفت است محقق نگردد❗️ اگر خلقت و آفرینش سیر جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی را طی کرده، خلاقیت و آفرینش ثانی انسان نیز مشابها و قرینه وار، از عصرهای شناخت سنگ یا حجر (قرینه جمادی)، شناخت گیاه و کشاورزی (قرینه نباتی)، شناخت دینامیک و صنعتی (قرینه حیوانی) و شناخت هوش، نرم افزار و فراصنعتی ( قرینه بخشی از خودشناسی انسان) و نهایتا شناخت جهان ناشناخته (عصر پیش رو و تکمیل مرحله خودشناسی بشر) در حال جریان است❗️ امام زمان عج، باید عصاره معارف بشری و خودشناسی علمی، فلسفی، عرفانی و دینی باشد تا خلقت به سرمنزل شناخت برسد و قطعا هیچیک از این معارف چهارگانه، بیهوده در وجود انسان تعبیه نشده اند و ابعاد متشکل یک مدل کامل شناختی را تشکیل میدهند❗️ اینکه گفته اند آخرالزمان، زمان کمال عقل است، شاید از این جهت است که کلیه معارف بشری که به کمال میرسند، زیرمجموعه عقل بشری اند و دستگاه عقل نیز با آنها کمال می یابد و به معرفت جمع میرسد❗️ علی ضروری زنوز برچسبها: ظهور, معارف ظهور, معرفت پس از ظهور, تجمیع معارف
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
عقلانیت سوفسطائی، نوعی بیماری مشاعر است❗️... عزیزالدین نسفی از عارفان بزرگ اعتقاد دارد، انسانها به صفت و خصلت خویشند و سعی در تغییر آنها کارساز و موثر نیست❗️... البته اشکالاتی به این نظر ایشان وارد میکنند که زیادی جبری است و همه مجبورند با صفات، خصائل و عقائد بد آدمها کنار بیایند و سعی برای تغییر آنها نکنند❗️... واقعیت این است که این امر تا حدودی مصداق دارد و عقائد آدمها با خصلتهای شخصی آنها ترکیب میشود و عقائد بد و افراطی، آدمهای مناسب خود را می یابد و شاید همان عقائد بد و افراطی را آدمهای بیمار قبلی به این وضع دچار نموده اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است❗️... در جامعه ما نیز این امر مصداق یافته است که بعضی با توجه به خصائل شخصی که دارند، با بحثهای منطقی عقیدتی و عقلائی تغییر نظر نمیدهند و بیشتر به لجبازی و دگمی متوسل میشوند، که بخشی از اینها از نظر علم روز، ناشی از بیماریهای شخصیتی و ارثی است که در جامعه افراط زده تقویت نیز شده اند❗️... در جوامع علمی، کمتر به ماهیت عقائد افراد اهمیت میدهند، بلکه به رفتار و شخصیت و بیماریهای شخصیتی بعنوان فاکتوری عمومی برای نوع انسان توجه میشود، از نظر آنها شمربن ذی الجوشن❗️یک آدم عقیده مند جدی لحاظ نمیشود، بلکه فردی روان پریش، دارای عقائد فاشیستی، دچار شخصیت بیمار و عقده های روانی ارزیابی میگردد که جنایت را بنام عبادت و اطاعت انجام میدهد و باید تحت درمان و روان درمانی فوری و پیگرد قرار گیرد تا بیشتر جنایت نکند و فاجعه نیافریند❗️... بعضی از عقائد وسواسی تاریخی را بیماران ساخته اند و دیگران نیز به تناسب شخصیت در آن وارد گردیده اند، مثلا وقتی داعش در اروپا فراخوان میدهد، آدمهای متناسب جذب میشوند، کسانی که بدلائل اجتماعی یا شخصی آسیب دیده و بیمارند و یا کسانی که عقائدشان محفلی، فرقه ای و تقلیدوار است و جاهلانه احساس تکلیف دینی میکنند❗️... آدمهائی که دچار بیماری یا اختلال شخصیتی نباشند، در درون عقائد افراطی که قرار میگیرند، احساس تضاد مینمایند و کم کم از درون فاصله پیدا میکنند، انتقاد مینمایند یا فاصله میگیرند و اینها عاقبت بهتری دارند، زیرا حداقل دستشان به خون مظلومان، امامان و آزادگان آغشته نمیشود❗️... آدمهای بیمار و یا بدخلق، بیشتر نیز دچار توجیه و عذرتراشی یا معاذیر هستند و ظاهرا سفسطه، مغلطه و عادی جلوه دادن ناهنجاریهای خلقی و اعتقادی برای اینها "عقلانیت سفسطه آمیز یا همان سوفسطائی" تلقی میگردد، تا عیوب، بیماریها و منطقی نبودن نظرات خویش را توجیه کنند و پوشش دهند❗️... تمامی عقائد، خصلتها و رفتارها، از موجود تعریف شده ای بنام انسان خارج میشوند که روان و روح او قابل تحلیل است، خروجیها ابزار تحلیل اند❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: سفسطه, مغلطه, قیاس, قیاس فاسد
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
مطالعه تاریخ ادیان بسیار جالب و جذب کننده است، از پرستش بت، تا آنمیزم و مظاهر طبیعت پرستی، سپس چند خدائی و در نهایت یکتاپرستی، همگی گامهای تاریخ ادیان بوده اند❗️ تاریخ جامع ادیان "جان بایرناس" در زمینه دین شناسی و تاریخ جوامع اسلامی "ایر ماروین لاپیدوس""، نیز در زمینه تحولات و انحرافات اجتماعی جوامع مسلمان، منابع خوبی برای مطالعه و درک علت این تحولات و رخدادها هستند، ظاهرا قابل دانلود هم میباشند❗️... پرستش مرحله به مرحله تطور و شکل یافته است، شاید همگام با تحولات اجتماعی و فکری بشر❗️... تفکر فلسفی نیز هر چند در حیطه پرستش نیست، ولی تقریبا به موازات دین به هستی شناسی و الهیات، در فلسفه یونان پرداخته است❗️... اینکه پیروان آیینهای جدیدتر، آئینهای گذشته را بیهوده بپندارند و فکر کنند که بدون تاثیر از آئینهای گذشته و دفعتا شکل گرفته اند، با قاعده لطف تطابق ندارد، زیرا آدمهای گذشته مقصر نبوده اند که در آینده نزیسته اند و در حد زمان خود می فهمیده اند و دوم هم آنکه با مطالعه دقیق اصول و احکام آیینها و ادیان در می یابیم که ادیان زنده امروز، میراث دار بسیاری از آموزه های مشترک با آئینهای گذشته اند❗️... هیچ آئینی خلوص و نابی اولیه را حفظ نکرده است، اگر گروهی ادعا کنند که به دین و آئین خالص دسترسی دارند، ادعائی واهی است، اولا حتی در زمان حضور پیامبران نیز همه یکسان نمی فهمیدند و دوم هم آنکه پس از قرنها و با ایجاد زنگارها، فرقه ها و تفاوت طبیعی فهم و آگاهی انسانها، ادعای خلوص واهی است و در جهان نسبیت، مطلق انگاری❗️... ماهیت معرفت دینی علیرغم محاسن تربیتی و علوم قدیمه که داشته است، در غالب دینداران سطحی است و متاسفانه سطحی اندیشان قدرت گرا نیز همیشه بر اهل تعمق تفوق و استیلا داشته اند و این تضاد، امروز نیز در قرن بیست و یکم مشهود است که هم متدینان صالح و اهل مدارا داریم و هم بظاهر متدینانی که هنوز رویه سلفی، تکفیری و افراطیگری دارند و بر همکیشان نیز رحم نمیکنند، زیرا قدرتمدارند نه ارزشمدار❗️... بزرگان اهل دین، عرفان و فلسفه که اهل تعمق و فهم بوده اند، توسط این گروه طالب قدرت، همواره در زمان خود یا در انزوا بوده اند و یا توسط اینها بعنوان منحرف و خارج از دین کشته شده اند❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: تاریخ ادیان, شکل گیری ادیان, ادیان, دین
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
خدایا شکرت برای توفیق زیستن در این زمانه بد و پر هرج و مرج، زمانه ای پر حیرت و معرفت، زمانه ای در اکمال فهم دنیا و فرو ریختن افکار و امیال خام❗️... خدایا! میگویند برگی بدون اراده تو نمی افتد، زمانه مگر میتواند به خواست خود برود؟ مگر آنکه حکمتی و معرفتی را اقامه کند⁉️... ابلیس کیست که در مقابل خدایش قد برافرازد، مخلوق که از دایره تقدیر پا فراتر نمیتواند بگذارد، داستان ابلیس برای آن بود که راه و بیراهه مشخص شود، تا مذهبیون همچون ابلیس در پرستش به بیراهه خودپرستی نروند⁉️... خدایا شکرت برای این عبرتهای تلخ اما شیرین، برای درک خامیها، از پیله درآمدن ، استحاله و فروریختن دنیا❗️... خدایا شکرت برای این سناریوی بزرگ برای فهم و معرفت، درک اینکه اینجا دنیا و دیار تجربه و رنج است، لقد خلقنا الانسان فی کبد🌹 نه بهشت پشت سر و مقابل❗️... خدایا شکرت برای نمایش این تراژدی انسانی❗️ یعنی نمایشی که ظاهرش تلخ است ولی بواقع کمدی الهی❗️است، یعنی آنکه آخرش شیرین، پر معرفت و عبرت است❗️... هیچ نیست جز خواست حکمت آمیز تو🌹... علی ضروری زنوز برچسبها: شکر, نیایش, شاکر بودن, زمانه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
انگار دنیا از درون دارد کوچک میشود، ذره ذره تهی میگردد، نه آنکه نابود شود، بلکه به کنه اش بازمیگردد❗️... تمامی تمهیداتی که برای این دنیا فراهم شده بود و اعتبار داشتند، دارند بی اعتبار میشوند❗️... نه قدرتهای غربی با آنهمه تسلیحات اقتداری دارند و نه حتی قدرتهای مهم اسلامی با تکیه بر زر و زور و تزویر❗️ انگار تمامی زرق و برقهای اعتباری دنیا، یک به یک دارند رنگ میبازند❗️... آئین ها و مذاهب نیز با زنگارهایشان دارند تهی و تیهی میشوند و آنچه هدف وجودی دنیا است، با وجود پایمال شدن، بیشتر رو می آید، یعنی جایگاه انسان در هستی، یا همان انسانیت و انسان کامل❗️... ابلیس یا شیطان❗️ با خنده و مهربانی نزدیک میشود، فرشته رو شده است و این بار در مقابل انسان به سجده❗️می نشیند، آنگاه بر میخیزد و آدمی را در آغوش میگیرد و هر دو میدانند که این نقش مقابل برای آن بوده، تا نقش انسان و خلقتش تکوین یابد❗️... خیمه گاههای عظیم نمایش یک به یک در حال برچیده شدن اند، طوفان صعود وزیدن گرفته است و در سایه روشن غبارها، همه چیز را می رباید و با خود می برد❗️... هر چه دنیا ذره ذره کوچک میشود و نمایش به پایانش نزدیکتر، انسان غرقه در تحیر و تفکر، حال وجد و خودیابی بیشتری می یابد، انگار در آزمون سخت دنیا، معرفت و کمال نوع انسان، در حال حصول است❗️... ای نسخه اسرار الهی که تویی و ای آینه جمال شاهی که تویی بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب آن چه خواهی که تویی/مولانا/ علی ضروری زنوز برچسبها: سرانجام دنیا, حیرت, دنیا, فروریختن دنیا
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
یکی از ابهاماتی که بعضا مطرح میشود این است که سلام را به معنای تسلیم از سوی موالیان و کشورهای فتح شده نسبت به فاتحان عرب مطرح میکنند، که مقداری بعلت اختلافات بین عرب و غیرعرب یا عجم و تقابل فرهنگی ملی با عربی بوجود آمده است و واژه "درود" را واژه جایگزین ملی و فارسی ایرانیها میدانند❗️... بنظر حقیر بکار بردن کلمه فارسی درود بجای سلام، برای کسانی که تعلق ملی و عادت دارند اختیاری است و حساسیتی نیز نباید باشد، اما سلام به معنای تسلیم در مقابل فاتح نبوده و نیست❗️... اولا "سلام" نام مصرح خود خداست که تسلیم دیگران بودن برایش مصداق ندارد و در قرآن برای خداوند بکار رفته است، "السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر"🌷... ثانیا در نماز نیز "سلام نماز" وجود دارد که بجز پیامبر، بر "ما" یا علینا نیز سلام میدهیم، "السلام علینا و علی عبادی الله الصالحین" و سپس "السلام علیکم و ..." یعنی سلام بر شما که بر همگان و حتی فرشتگان است، یا سلام قولاً من رب رحیم، یا سلام هی حتی مطلع الفجر و.. لذا "درود" فارسی که همان تحیت، دعای خیر، صلوات و احوالپرسی به معنای "درستی تو؟" معنا میدهد، تقریبا با سلام مترادف و هم معنی هستند ولی سلام یک کلمه دینی اسلامی در عرب و عجم است و ممکن است در فرهنگ عربی بجای آن اهلا و سهلا بکار رود یا اعراب غیر مسلمان کلمه دیگری، یا همین سلام یا اهلا و سهلا، مرحبا را بکار ببرند❗️... اگر حتی فرهنگستان زبان فارسی نیز بجای سلام، واژه فارسی برگزیند، که فعلا بعید است، مسلمانان ایرانی ممکن است کلمه دینی خود را بکار ببرند، همانگونه که در کشورهای غیر مسلمان نیز مسلمانان آن کشور غالبا از کلمات عرفی و ملی یا سلام استفاده می کنند❗️... این مطلب را عرض کردم چون می بینم در جامعه ما تفسیرها و برداشتهائی وجود دارد که مقداری تدافعی است❗️... در مکالمه تلفنی نیز ما از کلمه "الو" استفاده میکنیم که ظاهرا همان hello انگلیسی است و بنظر حقیر اینها نباید باعث حساسیت بیمورد شود، اما برداشت و تفسیر اشتباه را باید توضیح داد❗️... علی ضروری زنوز برچسبها: سلام, معنای سلام, تفاوت سلام با تسلیم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
اکثر آدمها خاطراتشات از فضای روستا و ده، روستای محل زادگاه و یا پدریشان است که در آن خاطره زندگی یا رفت و آمد داشته اند❗️... رنگ و بو و انرژی روستای آشنا با روستاهای دیگر خیلی متفاوت است، چه شیرین و خواستنی باشد، چه کم شیرین و یا ناخواستنی❗️... زنوز، برای من روستای خاطرات شیرین و رویائی بوده است که شاید برای بزرگ شدگان در زنوز که در مشقت کار و محرومیتهای گذشته بوده اند، اینقدرها شیرین تلقی نشود❗️... خاطرات من مربوط به دوران کودکی و نوجوانی است، که مربوط به بیش از 40 تا 50 سال پیش است که تابستانها، حدود یک ماه را در زنوز میگذراندم و در کار و تلاش، همراهی ناشی و کم تجربه با نزدیکان بودم❗️... مردم کوچه پائین زنوز (دیبین کوچه سی) انصافا مردان و زنانی بسیار مهربان بودند و هستند، بدون تکبر، با محبتی خوشایند و گرم که از اوائل تا اواخر کوچه که به کوچه گِلی (زیغلی کوچه) منتهی میشد، همه با محبت پذیرایمان بودند و ضمن روبوسی، با گرمی و صفا احوالپرسی میکردند❗️... پدرم (مش محمد باقر) خودش هم آدم خونگرمی بود و همه با او مانوس بودند، مادر بزرگم (رقیه خانم طاهری اقدم) هم که زن دنیا دیده ای بود، بسیار مورد احترام بود و معمولا با ایشان همراه بودم یا با عمو (مرحوم مش اسماعیل) که بسیار خنده رو، اهل مزاح و خوش صحبت بود و چپقش همیشه و همه جا در باغ و زمین بهمراهش که خودش نوستالژیک است و زن عمو (خدیجه خانم تومرائی) که بسیار بسیار با من مهربان بود و همیشه تا سر خیابان به پیشوازم می آمد و خدا رحمتش کند که اخیرا و در سال گذشته 98 مرحوم شد و زنوز با فوت ایشان برای ما بی روح و جسمانی گردید❗️... یکی از خاطرات آن دوران زنوز، عزیمتهای صبحگاهی به باغها و زمینها با چهارپایان و گله ها بود، مثل کفشن، چای باغی، یا ماهار که محل چرای دامها بود و برای خودش بهشتی برین بود، با تپه های کاملا سبز، گله های وسیع گوسفندان، عشایر با گله های شتر و دام و فضائی خنک و مه آلود، که در همان دوران ماند و بپایان رسید❗️... زنوز جای باصفائی بود و هنوز هم با تمامی خشکسالیها و از رونق افتادن زندگی روستائی، کم و بیش با صفا مانده است و مردمانش البته با صفاتر و قوام بخش صفای طبیعتش❗️... خدا رحمت کند آن بزرگان سختی کش پیراسته را که خصلتهایشان مثال پارسایان و انسانهای بزرگ و خودساخته بود❗️... هنوز هم از جنس آن پیرها با روحیات ستودنی، به گاه سفر در زنوز و چیر چیر زیارت میکنم، که خدا حفظشان کند و طول عمرشان بدهد که صفا و جلای وجودی دارند❗️... البته اضافه میکنم که خصلتها و رقابتهای منفی بشری همه جا هست، که یکی از بزرگان و فرهیختگان زنوز (مرحوم عباسقلی قره بیگلو) آن را خصلت "دهاتی" مینامید که شاید منظورش جهل ساده لوحانه بود، لذا این خصائل بشری چه در روستا، چه در فقیر و چه غنی با شدت و ضعف وجود دارد، اما میانگین اخلاقیات مهم است که بدون اغراق، در زنوزیها بسیار مثبت و خوشایند است، یعنی خیرخواه، اخلاقی، نجیب و شریف اند❗️💐 علی ضروری زنوز برچسبها: زنوز, زنوزی, خاطرات زنوز, مردم زنوز
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|
|
|