دین من هم

دین تقدیس است
و مقدساتش
به وسعت آنچه هست
و هر آنچه نقش معشوق است

آیات درخت، آب و آسمان 
آیات علفزار، کوهسار و حیوان
و انسانهائی که‌ آمده اند
تا گذر نمایند
از خوان هائی سخت

و در این میان
ما گرفتاریم بین دو گمان
دو گمان عجیب
از دو گروه نجیب
گروهی باخدا
که به ذمّ، کافر پندارند
و گروهی ناخدا
که به ذمّ، دیندار بشمارند

به باخدایان باید گفت
کجا با این شتاب و شداد
*کدامینتان را شبیر خواند
و به ضیافت احمد برد*

و به ناخدایان نیز
که میدانم قهرتان با کیست
ولی با حافظ و عطار و مولانا
که دیگر قهر نمی باید

هر چه پست است
و سخیف است و شریر
قهر می باید
وانچه فضل است
و نجیب است و شریف
مهر می باید
سال ۱۴۰۰/

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: شعر, دین من, اصل دینداری
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
درون نگاهت

کسی است!

نه از جنس جسم

و نه از جنس جنس! 1

به سفیدی ابر

از جنس راز

اما تو

در بازی نقش

گم شده ای

نمی شنوی که

خودت!

صدایت میکند ...

<سروده ی علی ضروری زنوز>


1- منظور "جنسیت" است.


برچسب‌ها: شعر گمشده
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM