سنت، روش و عقائدی است که مردم بر اساس آداب و رسوم ملی، قومی و یا عقائد مذهبی طبق آن زندگی میکنند. مدرنیته ی پس از رنسانس، این روش و تفکر را بر اساس اصالت خرد و علم، تعریف کرد و سنت را مطرود دانست، اما وقتی مطلق انگاری و ضعفهای این روش، با تفکر پست مدرنیسم، زیر سوال رفت، روش و تفکر جدیدی براساس توجه توامان به سنت و مدرنیته معرفی، ولی این روش نیز، با فقدان قواعد مستحکم، مواجه شد.

    جامعه ما با برزخی از سنت و مدرنیته و با مشکلات جدیدی روبرو است ....  

  سنتهائی در جامعه ما وجود دارند که در شرائط زندگی روستائی و محله ای خانواده های گسترده قدیمی، قابل اجرا و حتی سالم و خوب، بوده اند مثل سنت رفت و آمد به مناسبتهای مختلف ملی و مذهبی یا دور هم بودن، اما با توسعه زندگی شهری و تبدیل روستاها به "خانه های سالمندان بدون پرستار! "و پراکندگی جمعیت در شهرها و همچنین در اثر تعامل فرهنگهای قومی با ازدواجها و روابط اجتماعی، این سنت خوب، باعث بروز مشکلات خاصی مانند ترافیک شدید در شهرها و خصوصا در تعطیلات آخر هفته در بزرگراهها و جاده ها گردیده است و توسعه بزرگراهها نیز کمکی نکرده و با حجم ترافیک فزاینده و طاقت فرسا مواجهیم .

 این در حالی است که طبق آخرین آمار، تعداد خودرو در ایران به ازای هر ۱۰ده نفر، چهار ۴ خودرو است، در حالیکه در کشورهای غربی و عرب حوزه خلیج فارس ، این آمار۸،۷و۹ خودرو به ازای هر ۱۰ نفر است و حجم ترافیک ایران، موجب بالاترین تلفات انسانی در سوانح رانندگی شده و بروز آسیبهای اجتماعی مختلف و... را در پی داشته است.

    زمانی این رفت و آمدهای زیاد، در جهت سلامت روان و صمیمیتها بود، چون آسان بود و سطح زندگیها هم نزدیک بود، اما الان بدلیل فرهنگ شهر نشینی و اختلاف فرهنگها، بعضا این رفت و آمدها موجب بروز ناسازگاریها و تنشها، رقابتهای منفی، شکستن حریم اطلاعاتی و خصوصی خانواده ها و ... گردیده است.

   یکی دیگر از مشکلات جامعه سنتی شهرنشین، عدم استقلال و خودگردانی فرزندان و اتکا و فشار بر پدران و مادران است که از آن به فرزند سالاری تعبیر میشود و این امر متوجه جامعه سنتی شهر نشین است، زیرا در گذشته، فرزندان، کمک و نیروی کار خانواده بودند و تمرکز فشار، بر پدر و مادرها نبود، زندگی ساده ای تشکیل می دادند و خود اتکا بودند، اما الان پدر و مادر شهری، باید مخارج سنگین ازدواج، جهیزیه و حتی تامین شغل و اجاره یا خرید مسکن فرزندان را هم تقبل کنند و مراقبت مادی و معنوی زندگی فرزندان را هم بر عهده بگیرند، برای همین ما با مردان و زنانی مواجه هستیم که در آستانه ۵۰ سالگی هنوز بچه اند و وابسته  و پدر و مادر ها می باید در بعضی موارد، حتی مشکلات نوه و نتیجه ها را هم حل کنند.

    اکثر پدرها و مادرها وقف فرزندان شده اند و فرزندان نیز ضعیف و وابسته، پدران و مادرانی را می بینید که تحت فشارهای این مسئولیتها، بی روحیه اند و مانند (با عذرخواهی) میو ه ای شده اند که آبش گرفته شده و تفاله اش مانده است!؟ قطعا در گذشته، جامعه سنتی، در اثر ساده زیستی، این مشکل را نداشته و این مشکل امروزین، جامعه مااست.

   یکی دیگر از مشکلات این دوره گذار، اختلاف فرهنگی بین پدر و مادر با فرزندان است، پدر و مادرها خود را جوابگوی سلامت فکری و اخلاقی فرزندان می بینند (دیدگاه سنتی) و فرزندان به آزادی انتخاب شخصی (دیدگاه مدرنیته) معتقدند و این امر برحجم فشارها در روش تربیت پدران و مادران،افزوده است .

 در بعضی کشورها از این جهت، فشارها کمتر است، چه فشار مسئولیتی و فکری  و چه مالی و مادی و پدر و مادرها وقف فرزندان نیستند و مشغول زندگی و مشکلات خود هستند، احتمالا از نظر یک فرد متعصب سنتی، این امر عیب برشمرده شود ولی قطعا سلامت روان و امید به زندگی پدران و مادران در آنجا بالاتر و استقلال و خوداتکائی و اعتماد به نفس فرزندان نیز بیشتر است.

    شاید گفته شود، وضعیت اقتصادی کشور، عامل بروز این مشکلات است، بنظر من تا حدی موثر است ولی معتقدم، برزخ سنت و مدرنیته و فرهنگ خاصی که ایجاد کرده، عامل اصلی است. از یکطرف مقید بودن به سنتها و آبرو داریها و از طرفی الزام فرهنگ شهرنشینی به مدرنیته، فشار دو طرفه ای را موجب شده است .  

   بنظر می رسد باید فرهنگ جدید متاثر از همگرائی سنت و مدرنیته را تعریف و سازماندهی کرد، دیگر نمیشود فقط، سنتی زندگی کرد، زیرا سازماندهی اجتماعی، دیگر آن جامعه سنتی قبلی نیست و مدرنیته، عجین با زندگی شهری شده است و می باید نقطه تعادل جدیدی را تعریف کرد تا شاید معضلات فعلی، برطرف شوند.                                    

<نوشته ی علی ضروری زنوز> 



برچسب‌ها: سنتی, مدرن, جامعه ایران, فرهنگ
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM