خالقیت : خداوند در ابتدا موجودات دارای ساخت و چهارچوب را آفرید (جمادات) و سپس اولین موجود زنده که دارای رشد ونمو بود(گیاهان ) و بعد موجود زنده ای که علاوه بر رشد و نمو دارای قدرت حرکت و خودکنترلی بود(حیوان) و در نهایت موجودی را آفرید که علاوه بر مشخصات قبلی دارای قدرت خلاقیت، خودآگاهی و معنویت بود.(انسان)
خلاقیت : و انسان، در شبیه سازی از خداوند و در مسیر گام به گام خودشناسی علمی خویش، ابتدا عصر حجر را که دوره شناخت و تغییر در ساخت و چهارچوب جمادات بود رقم زد و سپس با شناخت خاصیت رشد ونمو و تولید مثل در گیاهان، عصر کشاورزی را بنا نهاد و مزرعه و دهکده و زندگی اجتماعی شکل گرفت و سپس در حرکت حیوانات، تفکر نمود و حرکت و دینامیک را شبیه سازی کرد و در اوج این حرکت، عصر صنعتی و مکانیک ظهور کرد و در اثر آن زندگی شهری بوجود آمد و علوم رشد سریعی یافتند و در نهایت با دستیابی به الکترونیک، سعی در شبیه سازی از قدرت خودکنترلی حیوانات نمود و عصر فرا صنعتی، سایبرنتیک و ربوتیک، توسعه یافت و با اختراع رایانه و هوش مصنوعی، به شناخت قدرت مغز خویش دست یازید و به مرز خودشناسی علمی خویش رسید، اما آیا انسان خواهد توانست حتی به شبیه سازی کامل از حیوان دست یازد؟ و ربوتی با قدرت حرکتی بالا، خودکنترلی کامل و دارای هوش و احساس حیوانی، بسازد تا چه رسد به شبیه سازی از خویش، با قدرت خودآگاهی، خلاقیت، هنر، معنویت، عشق و ...
راه خودشناسی علمی بشر بسیار طولانی و تا پایان زمان است و با عدم امکان ورود علوم تجربی به محدوده متافیزیک، در صورت تحقق نهائی هم، این راه ناقص و ناکافی خواهد بود و راه عرفان، فلسفه و وحی که فراگیرتر و متعلق به تمام زمانها است، دست یافتنی تر و موثرتر میباشد.
پایان زمان و اوج یافته های علمی، به حتم درک مختصات پیچیده و دست نایافتنی نوع انسان خواهد بود و علوم تجربی، فلسفه و عرفان به کمال و وحدت، خواهند رسید و وقتی خودشناسی انسان به اوج خود برسد، به روایت ادیان، انسان به خدا شناسی نیز نزدیکتر خواهد گردید.
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: خودشناسی, خلاقیت, خودشناسی علمی, علم گرائی
