ابن عربی! در مورد بهشت اشاره دارد که «بعضی گناهان در این دنیا، بعدها نعمات بهشتند» که منظورش پلیدیهای ذاتی مانند خودبینی، ظلم، فساد، دروغ و تضییع حق الناس نیست، بلکه امثال حوری و شرابا طهورای استعاری است❗️...

اما مومنان قدرت مدار!، بنام بهشت! تمامی پلیدیها را برای کسب قدرت دینی مجاز میشمارند❗️...

در امر دین و دیانت، دو نوع تفکر کاملا متضاد وجود دارد: تفکری که معرفت مدار است و ناپاکی و پلیدی را ناقض دین میداند❗️...

و تفکری که قدرت مدار است و برای حفظ قدرت دینی، ناپاکی و پلیدی را بی عیب میشمارد❗️...

جنایت مینمایند، به زنان تعدی میکنند، هر ناپاکی و پلیدی را مرتکب میشوند و ادعای دینداری نیز دارند، بدتر از پلیدی ابلیس❗...

چون بسی ابلیس آدم روی هست

پس به هر دستی نشاید داد دست

اگر پلیدی در ملکوت و عرصه ایمان مجاز بود، داستان پلیدی ابلیس در عرصه ملکوت روایت نمیگردید و ملعون و رانده نمیشد❗️...

✔️ در دین!، هم کفر هست هم ایمان!، هم شر هست هم خیر!، هم ضلالت هست هم هدایت!، زیرا خالق ظاهر و باطن و تشریع و تکوین یکی است❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دین, کفر, کفراعظم, افراطی گری
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

اگر بعضی در کشور ما برای رد دمکراسی به امپریالیستی و سرمایه داری بودن آمریکا استناد مینمایند، عمدا توجه نمیکنند که کشورهائی نیز وجود دارند که در عین استقرار دمکراسی، سوسیالیست هستند و سوسیال دمکرات نامیده میشوند❗️...

لازم نیست که فیلسوف و جامعه شناسی متبحر باشیم تا فریب فریبکاران و منجمدان را نخوریم، بلکه باید با اطلاعات عمومی نیز بشود راه را از بیراهه سیاست و حکومت تشخیص داد❗️...

قطعا دمکراسی اولیه و پوپولیستی قدیم، با دمکراسی جدید متکی بر علم و تخصصهای پیچیده امروزین متفاوت است❗️...

زمانی که افلاطون در حدود ۲۵۰۰ سال پیش، دمکراسی اولیه را بنوعی پوپولیسم میدانست و بر رهبری فیلسوفان تاکید داشت، اولا امکان این سطح از مشارکت علمی و تخصصی در سطح جامعه و توسط عموم وجود نداشت و در ثانی، فلسفه مرکزیت علم بمعنای دانش بود و مواردی مانند سیاست مدن، تدبیر منزل، ریاضیات، نجوم، موسیقی و... در حوزه فلسفه و حکمت بودند❗️...

اما امروز در علم مدیریت، «مدیریت مشارکتی» معادل «دمکراسی» در امر حکومت و سیاست است، لذا سلیقه سیاسی نیست، بلکه اگر کسی دمکراسی را نفی نماید، مدیریت مشارکتی، سیستم پیشنهادات و اصل تخصص و عدم تمرکز علوم نوین را نیز رد مینماید❗️...

نفی نمودن مدیریت مشارکتی، به معنای حمایت از مدیریت دستوری است و رد نمودن دمکراسی نیز، به معنای حمایت از حکومت دستوری و Telling، که همان دیکتاتوری است❗️...

اگر بنا باشد بین سبک مدیریت مشارکتی و دستوری، انتخابی داشته باشیم، باید به سطح بلوغ ملی و تخصص متناسب برای مشارکت توجه داشته باشیم❗️‌...

مثلا در یک قبیله، مدیریت دستوری قابل طرح است، اما در یک جامعه در حال توسعه، بدلیل علم و تخصص لازم برای مشارکت، مدیریت حمایتی و مشارکتی باید استقرار یابد❗️...

اگر بنا باشد بین دمکراسی یا سیستم دستوری که همان Telling و دیکتاتوری است، دمکراسی را انتخاب نمائیم، با وجود سطحی از بلوغ ملی و فراگیری تخصص ممکن میگردد❗️...

معضل و بحران از جائی آغاز میشود که بلوغ ملی در حد سیستم مشارکتی و دمکراسی باشد، اما فهم و سبک مدیریت حاکمان، در حد سیستم دستوری و دیکته نمودن (دیکتاتوری) درجا بزند و این مشکل فکری و ساختاری حکومت مااست❗️...

جامعه ما به بلوغ مدیریت مشارکتی و دمکراسی رسیده است، اما حکومت بر سبک مدیریت دستوری اصرار دارد که به تناسب فهم مدیریت از دوره سنت است، نه در سطح قرن ۲۱ و بلوغ علم، عقل، تخصص و آگاهی عمومی بشر❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دمکراسی, امپریالیسم, مدیریت مشارکتی, مدیریت دستوری
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

✅ معلوم نیست که عمرمان، به «عاقبت» برسد، که خیر نیز نصیب ما بشود❗️...

خیر شدن عاقبت امور، منوط به ظرف زمان نیست، زیرا ماندن در اختیار ما نیست، شاید منوط به منظورها و تشخیص های درست ما باشد❗️...

✔️ ظرف عمر، برای آن است که اگر امروز نفهمیدیم، فرصت فهم داشته باشیم، نه آنکه امروز بفهمیم، اما راه خطا برویم، زیرا زمان پایان و فرصت عمر فعلی مشخص نیست❗️...

✔️ عاقبت همین جااست، در همین لحظه، خیر و نجات نیز در همین لحظه است، تکیه بر آینده، نسیه و قمار عاقبت است❗️...

‼️ هشدار مهم‼️...

✅ انتظار، ظهور و حضور نیز، بشرط صلاح در همین لحظه است، در فهم و عمل امروز ما، زیرا ما تضمینا در آینده نیستیم❗️...

✅ اگر ظلم نکنیم!، فساد نکنیم!، جنایتکار و بی رحم نباشیم و مراقب حق ناس و مردم!، همین میشود رقم زدن عاقبت خیر و همراهی با ظهور و حضور مثبت❗️...

✔️ در گذشته، قدیسان و فیلسوفانی بسیار حضور و ظهور یافته اند، تقدیر یا معجزه اتوپیای نهائی بشر، در تحقق «عقل و بلوغ» است، نه فقط در ظهور و حضور منجیان و فیلسوفان❗️...

✔️ البته شاید دیگران به راه صلاح بروند یا که نروند، ولی ما که یک جهان شخصی داریم، اگر نرویم، شخصا به مقصد نمیرسیم❗️...

این جهان در عین جهانی جمعی، ماهیتا جهانی شخصی است و ما به تنهائی رهسپاریم❗️...

✅ «عقل» اگر نباشد جان عالمی در عذاب است و «بلوغ» نیز اگر نباشد، هم عبادت و هم تجارت عبث است❗️...

✅ معشوقان همیشه بوده اند و هستند، عاشقان اند که باید اعلام وجود و حضور نمایند❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عاقبت, عاقبت بخیری, انتظار, ظهور
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM