عنوان فوق، یا به ترجمه فارسی، سنت، نوگرائی و فرا نوگرائی، در واقع نسبت دادن عصر سنت گرائی  به قرون وسطی و قبل از آن، عصر نو گرائی و مدرنیسم به بعد از رنسانس با زمینه خرد گرائی و عصر فرا نوگرائی یا پست مدرنیسم، به نقد تفکر مدرنیسم با زمینه تکثرگرائی و نسبی گرائی میباشد.

    مدرنیسم که از دوره رنسانس و علم گرائی، نضج گرفت، در واقع اعتقاد به عقل و خرد گرائی است و نسبت دادن ذهن گرائی، خرافه گرائی و عادت گرائی به دوره ماقبل خود، که دوره سنتی مینامد. تکیه دوره مدرنیسم بر خرد و عقل از نوع پوزیتیویستی و اثباتی گری است و مطلق دانستن آن.

پست مدرنیسم، بیشتر از آنکه سنت را به نقد بکشد، مدرنیته را نقد میکند زیرا تک بعدی و مطلق دیدن خردگرائی را منشا آسیب های بیشتری بر زندگی بشر میداند. روش فرانوگرائی متکی بر دیدگاه پلورالیستی و تکثر گرائی است و نسبی دیدن تمام روشهای شناختی و معرفتی و پذیرفتن و قبول کردن همه چیز، همانگونه که هستند، عقل و خرد را تکیه گاه محکمی نمیداند و در مسیر نیات و خواسته های پشت ذهن  انسانها تلقی مینماید، عقل را نوعی عینک میداند تا آینه .

  مطالب فوق در واقع بیانگر درونمایه سه اصطلاح مذکور است ولی این اصطلاحات در حوزه های مختلف  مانند، هنر، معماری، جامعه شناسی و... بکار میروند و شاید در بعضی کاربردها فقط در حد قدیمی یا  نو دیدن یک موضوع، مدنظر هستند و درگیر مسائل فلسفی و ایجابی آنها نمیشوند.       

    شاید بشود گفت، سنت تابعیت از حدود و قواعدی است که نوگرائی در پی آزادی انسان از آن قید و بندها بوده، اما با مطلق انگاشتن خرد و علم، محدودیت شناختی و مطلق انگاری را موجب شده که فرا نوگرائی با تبعیت از نسبی گرائی و تکثرگرائی، آن را نقد و رد کرده است، اما چون فاقد روش شناختی و قواعد مستحکم است، ممکن است گام گذاشتن در ورطه پوچ گرائی و بی انگیزگی تلقی شود.

    فرانوگرائی، دوره پایان تفکر بشر نیست و تفکر نوین با تکامل و بلوغ شناختی بالاتر بشر، رخ خواهد نمود.

<نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: سنت, سنتی, مدرنیته, پست مدرن
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM