سیطره ی حجمی سیاه و آزاردهنده، که زیبائیهای هستی را پوشانده است، دنیائی است که انسانها، با انتخابهایشان ساخته اند!...
... آنچه خداوند آفرید، دنیا نبود! هستی بود، زیبا و شعف برانگیز، از جماد، گیاه، حیوان و حتی انسانی! که میتوانست جزئی از این زیبائیها باشد... و او ... گوشزد نمود، که انسان در جهل و زیانکاری است!؟...
ای: از دین به دنیارسیده ها!؟ مرامتان! خوش آمدنی نیست!...
دین تان! همان دنیا! است، در پوششی از تزویر و نفاق! و لعابی از فریب! کاش شفاف و بی ریا، دنیادار بودید!... و بنیان خدائی اعتقاد و پاکی را، سست نمی نمودید... و شیطانی! نمیکردید ...
... کاش، همچون سید علی قاضی، رجبعلی خیاط و حاج اسماعیل ها، از وجودتان، نسیم خنک و تازه ی ایمان می وزید، نه داغی جهنمی چرکین؟! آغشته به جهل مرکب، تزویر و خودپرستی!...
کاش می فهمیدید: که عاقبت! دنیا پرست شده اید!...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برای آنچه از دست می دهید، مایوس و دلتنگ نشوید و برای آنچه به دست می آورید، شاد و سرمست نگردید، خداوند، خودستای به خود بالنده و فخرفروش را دوست ندارد.
حدید/۲۳
برچسبها: دنیا پرستی, دنیا در لباس دین, دین آلوده به دنیا, تزویر
