محیی الدین ابن عربی «نفس مطمئنه» را که مرتبه کمال انسانی است به مشخصه جمادی تشبیه میکند، جمادات اولین و ساده ترین مرتبه خلقت مادی اند، آیا ما در معرفت به عقب و مشخصه جمادی برمیگردیم؟
با بحثی حاشیه ای در این بحث وارد میشوم، ما در واقع ابزار بهشتی بودن را از دست داده ایم، قاعدتاً هیچ موجودی از بهشت رانده نشده الا انسان، چون او فقط از میوه ممنوعه خورده! بهشت در وجود ما محو شده نه در بیرون! اگر در همین دنیا موجودی خونسرد بودیم و میتوانستیم مثل یک حیوان مثلا پرنده ای مهاجر در محیط باز زندگی کنیم، خانهای ساده بسازیم، غذایمان در طبیعت مهیا باشد، مثل آنها از گیاهان و موجودات بستر رودخانه و مردابها تغذیه کنیم آنوقت همین سبکبالی و سبکباری آیا شبیه همان بهشتی نمیشد که توصیفش کرده اند، وقتی همسر و فرزندانت با تو پرواز کنند و به خوش آب و هواترین نقاط دنیا بروید و سهم فرزندانت از آموزش یاد گرفتن پرواز و ساده زندگی کردن باشد و از انسان بهتر و شادتر نیز زندگی کنند. این یعنی بهشت دور نیست، مجاور و مقابل چشمان ماست.
اما شاید گفته شود که حیوان که معرفت و آگاهی ندارد!؟
راستش دارد! در حد کمال خودش حتی بیشتر از انسان هم دارد، لذا بی نقص تر از انسان زندگی میکند، زیرا کمالش معین است، تفاوت در این است که او در روز روشن زندگی میکند و ما در فهم کمال انسانی در شب تاریک! برای او سوال و معرفتی لازم نیست اما انسان پر از سوال است، شاید این همان امانتی است که آنها نپذیرفتند و انسان پذیرفت یعنی مشخصه خودآگاهی و یافتن!...
ممکن است گفته شود انسان کامل که نگین خلقت است! میگویم بلی این در توصیف مقام انسانیت است، انسان کامل مرتبه معصومیت و فنای کامل است.
احیاگر عرفان یعنی ابن عربی آنقدر که از مختصات حیوان میگوید شگفت آور است!، همچنین از نظر او نفس مطمئنه که کمال انسانی است به مشخصه جمادی تشبیه میشود! یعنی چه؟ آیا در معرفت سیر معکوس سلسله مراتب طبیعت را طی میکنیم؟
شاید علت این تشبیه این است که جانداران در یک فرایند زیستی از تولد تا پیری به کمال مقدر میرسند و ابتدا کاملا مبتدی و ناقص اند اما مشخصه جمادی بیشتر به ثبات، دوام و کمال نزدیک است.
این یعنی اینکه ما در معرفت ابتدا به ناخودآگاهی، فطرت و غریزه مشابه مشخصه حیوان بازمیگردیم، سپس به حیات پاک و طیبه به مشخصه گیاهی، سادگی و بی پیرایگی میرسیم و در نهایت شاید در اوج، به نفس مطمئنه و کمال که مشابه مشخصه جمادی است!...
علی ضروری زنوز
برچسبها: محیی الدین, ابن عربی, شیخ اکبر, نفس مطمئنه
