بعضی میگویند، تاریخ متعلق به گذشته است، باید رهایش کرد و فقط چشم به آینده داشت!
آیا تاریخ، متعلق به گذشته است و کاربردی برای امروز و فردای انسانها ندارد؟
بنظر میرسد که تاریخ، عصاره تجربه اجتماعی بشر است و نیز بسیار فراتر از نقل اخبار گذشته، اگر مردم هر عصری، تاریخ گذشتگان را مرور میکردند و بعنوان درس و عبرت، به آن می نگریستند، اشتباهات بزرگ گذشتگان را تکرار نمیکردند و آینده بهتری را رقم میزدند.
کتابهای تاریخی، مکانهای تاریخی و فیلمهای برگرفته از تاریخ، اگر در مخاطب با درک و عبرت توام شوند، به مثابه حرکت در زمان اند و حس و حضوری مجازی در زمان وقوع وقایع تاریخی، حضوری شیرین و رمزآلود!
درک وقایع تاریخی، رهنمودی است به انسان، در جهت زندگی آگاهانه تر و با وسعت دید بسیار وسیعتر از درک زمان حال و توصیفی است از تجربه و خطاهای گذشته انسانها و در واقع، درس انسان شناسی است!
البته انسان با مطالعه تاریخ، تجربه بدست نمی آورد، علم بدست می آورد و تجربه های اوست که میتواند، این علم را در تفکر او شکل دهد، تجربه های تاریخی باید در ساختار اجتماعی امروزین، نهادینه شده و منجر به بلوغ بالاتر اجتماعی شده باشند، زیرا سطح انسانها متفاوت است و درک و تجربه شخصی، نمیتواند موجب تحول موثر بر گرفته از عبرت تاریخی شود.
بعنوان مثال، تجربه تاریخی قرون وسطی و دوره رنسانس برای غربیها، بشرطی قابل تکرار و عقب گرد نیست که در فلسفه و ساختار اجتماعی امروز، ملحوظ شده باشد، نمیشود که تمام مردم غرب، شخصا" تاریخ بخوانند تا گذشته تلخ تاریخی، تکرار نشود، بلکه آنها باید در محیطی متولد شوند و زندگی کنند که بر اساس درس گرفتن از تاریخ و با نهادینه کردن تفکر جدید، سازماندهی شده باشد.
درس گرفتن از تاریخ، فقط محدود به تاریخ یک ملت نیست، بلکه میشود از تاریخ سایر ملل و جهان نیز درس گرفت، متاسفانه بعضی وقتها با پیش کشیدن تفاوتهای مذهبی و فرهنگی، این امر رد میشود، در حالیکه نوع انسان، موجودی است با سخت افزار و نرم افزار یکسان و آنچه باعث تفاوت میشود، بلوغ انسانهای هر جامعه است، آن هم میانگین بلوغ هر جامعه، زیرا در هر جامعه ای، حتی پیشرفته، انسانهای بیسواد، عامی و حتی پست وجود دارند، البته من ، تجربه و رسش را قبول دارم، مردم یک کشور بشدت عقب مانده، نمیتوانند با مطالعه تاریخ کشورهای پیشرفته، ناگهان پیشرفته شوند، منظور من ادغام تجربه ملی با تجربه سایر ملتها و درک جامعتری از تجربه ی خود است، یعنی نگاه تحلیلی به خود.
نگرش تاریخی به مذاهب نیز، درک بهتری از آنها ارائه میدهد، تا صرفا" اتکاء نمودن به احکام و دستورالعملها، بعنوان مثال در مورد مذهب شیعه، اطلاع از علت شکل گیری و تفکرات ایجادی آن، افکار اختلافی اساسی پیشوایان تشیع (امامان) با رهبران و خلفای اهل سنت زمان خود، روش زندگی پیشوایان و پیشگامی آنها در مبارزه و حتی شهادت تمام پیشوایان تشیع در راه مبارزه با ظلم و کجروی، و همچنین روشهای حاکمان وقت در برخورد با آنها و پیروانشان، تمامی اینها منجر به درکی واقعی از فلسفه وجودی تشیع میگردد و اعتقاد و اعتماد را میسازد، تا پیروان آن پیشوایان، مانند آنها عمل کنند نه مشابه دشمنانشان ! ...
شناخت تاریخی، سنگ محکی است، برای ممکن شدن درک انحراف و خطا بودن راه فعلی.
و تاریخ، نگاهی عمیق است،
با عمق میدانی، از آغاز تاکنون، به وسعت طول حیات نگاشته شده بشریت ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: گذشته, آینده, عبرت تاریخی
