قدیس! به گاه رفتن، فقیرترین انسان آفرینش بود!

از شهرش که خارج شد، همه دارائی اش را رها کرد و آمد

 نام، حرمت، خاندان پیامبر و امام بودن اش را، به طوفان سپرد

یاران، خویشان، برادران، فرزندان و نوزادش را یک به یک از او گرفتند و علمدارش را

 وقتی که بر زمین افتاد! آخرین دارائیهایش را نیز، که در تن و خیمه ها داشت، به غارت بردند

 نگاه آخرش! نگران کودکان، زنان و نوامیسی بود که آنها را نیز، تا لحظاتی بعد، می زدند و می بردند! 

حسین!  ...به گاه رفتن، دیگر هیچ! نداشت و جانش! آخرین هدیه اش بود ...

 <نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: امام حسین ع, عاشوا, کربلا
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM