در کتابی تاریخی، نوشته شده توسط یک مورخ انگلیسی آمده بود،" در کتاب آسمانی مسلمانان، تاکیدی بر هنر و معماری نشده، پس چگونه است که در ایران و عثمانی مسلمان، هنرهای دستی و معماری و... به اوج خود رسیده است".

  پاسخ ذهن من، دو نکته بود:

۱- دین، آرامش و احساس لطیف میدهد تا انسان تفکر کند و هنر بیافریند.

۲- اوج هنر، در انگیزه آفرینش آن، برای هدیه به مقدسین و اماکن مقدس بوده است.   

   تقدس، رایج ترین و حتی کلیدی ترین کلمه، در تعلق خاطر یافتن افراد به اشیاء، گیاه و درخت، حیوانات، تابوی انسانی و سایر قوای طبیعی، از دوران نخستین زندگی بشر بوده است و پس از ظهور ادیان توحیدی، در مفهوم و دائره جدیدی بکار رفت، مانند تقدس پیامبران، حواریون، کتاب مقدس و اماکن مقدس.

معصوم، که کلمه ای عربی است، کاربرد محدودتری نسبت به کلمه مقدس دارد و مختص ۱۴ معصوم شیعیان است و هدف از آن با استناد به آیه تطهیر اهل بیت پیامبر و سایر استنادات در مذهب شیعه، تاکید بر معصومیت و عاری بودن ۱۴ معصوم، از گناه و پلیدی میباشد، که به عصمت تعبیر میشود و در محدوده مقدسات نیز، قرار میگیرد.

  این نوشتار در پی تشریح و بسط جزئیات این دو مفهوم گسترده و تاریخی نیست، بلکه توضیح چند دیدگاه، که جنبه عمومی دارند مد نظر میباشد.

سه دیدگاه رایج

الف:  داشتن اختیار ارتکاب یاعدم ارتکاب گناه در معصومین ولی عدم ارتکاب، بدلیل خودسازی و تلاش فردی

ب: داشتن علم خدادادی از گناه و نتایج آن و عدم ارتکاب بدلیل علم و درک بالاتر از سایر انسانها

ج: عدم اعتقاد به معصومیت و مغایر دانستن آن با مشخصه انتخاب در نوع انسان 

   بررسی دیدگاه اول:  

"الف:  داشتن اختیار ارتکاب گناه در معصومین و عدم ارتکاب بدلیل خودسازی و تلاش فردی "

   این دیدگاه، خدادادی بودن معصومیت را، رد میکند و معصومیت را اختیاری و بر اساس تلاش فردی، تعبیر میکند.

۱- نص آیه تطهیر: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" (آیه ۳۳ سوره احزاب)

 "جز این نیست که خدا دور کند از شما چرک و پلیدی را ای اهل بیت و پاک سازد شما را پاک ساختنی"

    این آیه تاکید بر خدادادی بودن معصومیت و پاکی در اهل بیت دارد که ۱۳ نفرند و با پیامبر اسلام، ۱۴ معصوم تعبیر میشوند.

۲- اگر با خودسازی و ریاضت فردی میشد معصوم شد، سایر عرفا و اولیا نیز باید میشدند ولی اگر ۱۴ معصوم امتیاز خاصی در این زمینه دارند، این میشود همان خدادادی بودن معصومیت.

 ۳- ائمه شیعه، از دوران طفولیت، معصوم تلقی شده اند و فرصتی برای خودسازی شخصی و کسب معصومیت نداشته اند و با شهادت معصوم قبلی، در دوران طفولیت و جوانی، به امامت معصوم، نائل شده اند.  

  بررسی دیدگاه دوم: 

 "ب: داشتن علم خدادادی(لدنی) از گناه و نتایج آن و عدم ارتکاب بدلیل علم و درک بالاتر"

این تعبیر با آیه تطهیر مطابقت دارد و آنچه که خدادادی تعبیر میشود، علم است، مثل کسی که عواقب یک عملی را می بیند و پرده ای برای او وجود ندارد، لذا مرتکب گناه و پلیدی نمیشود. 

 ۱- این دیدگاه معصومیت را قابل کسب با تلاش فردی نمیداند، زیرا ایشان فرصتی ندارند تا اول در حد معصومیت،خود ساخته شوند و سپس بیایند مردم را راهنمائی کنند، حتی با فرض استثناء، اختصاص این معصومیت به ۱۲ نسل اهل بیت نیز، با فرضیه اول سازگار نیست، عنایتی باید باشد تا معصومیت در نسل خاندان پیامبر تثبیت شود.

 ۲- اگر معصومیت را در جهت راهنمائی دیگران، در مقامی عالی و محیط بر مصلحت انسانها، بدانیم و نه محدود به انگیزه و خودساختگی فردی، قطعا معصوم باید خیلی جلوتر باشد، تا بتواند الگوئی از سوی خدا تلقی شود وگرنه نقض غرض میشود و هر کسی میتواند ادعای معصومیت کند.

۳- بعنوان مثال اگر به من نشان دهند که وقتی با خودروام در جاده با سرعت میروم، در سر پیچ، به دره سقوط میکنم و میسوزم، قطعا سرعت را کم میکنم و سقوط نمیکنم و نمیسوزم، این معنای علم لدنی یقینی است، نه علم احتمالات و یا تجربی.

۴- این موضوع نافی اختیار نیست، زیرا اولین اختیار ناشی از علم یقینی، موجب انتخاب خوبیها و پاکیها میشود و دو راهی اختیار، در انتخابهای بعدی، بسوی ناپاکیها و پلیدیها بوجود نمی آید.

۵- در کل،،علم یقینی، موجب مصونیت میشود.

  بررسی دیدگاه سوم:   

   "ج: عدم اعتقاد به معصومیت و مغایر دانستن آن با مشخصه انتخاب در نوع انسان" 

۱- البته با توجه به سوابق بد تاریخی که در موضوع تقدس، وجود داشته است و ادعاهای تقدس کاذب بسیار، قطعا ناباوری، عکس العملی طبیعی بنظر میرسد.

۲- یک دلیل نیز، به منتقدین مربوط است، مفهوم تقدس و معصومیت، نزد منتقدین نیز توام با اغراق و تصویر غیر واقعی است و یک مقدار هم این اغراق مربوط، به طرفداران است، مثلا تا سر حد الوهیت بالا بردن مقدسینشان و به هم ریختن جایگاه خالق و مخلوق!.

۳- گاهی حقیقتها نیز در خاکروبه دفع خرافات، مخلوط شده و به کناری ریخته میشوند، نباید از هیچ کدام از دو طرف پرتگاه، لغزید و در بعضی موارد میباید بجای رد کردن، از واژه "نمیدانم" بهره جست.

۴- اعطای علم فراتر از سایر انسانها به بعضی پیامبران و پیشوایان اولیه هر دین، تضمین مقدور بودن رهبری دینی، درک هدف خالق و هدایت بسوی هدف است و اگر در کسوت انسان آمده اند، از آن جهت است که، اگر بر فرض فرشته بودند، دیگر غیبی نمی ماند تا کسی با اختیار، انتخابش کند و اسرار، تماما هویدا میشد و نتیجه آن، معصومیت بخشیدن به کل انسانها! بود، که منافی شناخت و انتخاب است. 

 ۵- و آخر اینکه، برای تبلیغ مسائل ساده ای مانند محصول یک شرکت نیز وقتی کسی را گسیل می کنند، به او اطلاعات و علم کافی میدهند، تا خواسته های آنها را تبلیغ کند، مگر میشود، امر مهمی مانند دین خدا مورد تبلیغ قرار گیرد و فرستاده، دارای علم فراتر و با افق دید فراتر از زمان، نگردد؟ زیرا دین برای تمام زمانهاست. پذیرش این موارد بشرطی است که ابتدا خدا، نبوت و نکات قطعی کتابهای آسمانی، پذیرفته شوند و سپس بر سر این موضوع خاص، بحث شود وگرنه طرح موضوع، لزوم نمی یابد و در آن صورت می باید به مرحله شناخت و سپس جهان بینی، بازگشت... 

<نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: تقدس, معصومیت, 14معصوم, مقدس
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM