سوپاپ اطمینان یا شیر اطمینان، وسیله ای است برای تخلیه فشار خطرآفرین و جلوگیری از انفجار در سیستمهای مکانیکی، انسان نیز یک سیستم است که تا حدی فشارهای طبیعی زندگی را تحمل میکند و سیستم اجتماعی باید در کاهش حجم و تخلیه به موقع فشارها، موثر عمل کند.
باید در کنار ساخت خانه و مدرسه و خدمات عمومی، مکانهائی نیز در جهت تخفیف و تخلیه فشارها، سازماندهی شوند، در غیر اینصورت با افزایش بیماریهای روانی، عدم امید به زندگی و کاهش شادی و سرزندگی در اجتماع، مواجه خواهیم بود.
بعنوان مثال در گذشته، قهوه خانه ها، یکی از محلهای تجمع و پاتوقهای سنتی بوده اند، که بصورت خودجوش، شکل گرفته اند، ابتدا که هنوز چای به ایران نیامده بود، اینها واقعا قهوه خانه بودند و وقتی چای هم آمد، همان عنوان قهوه خانه را حفظ کردند، در غرب نیز کافی شاپ، همان قهوه فروشی است، که در ایران، در مفهوم مدرنش استفاده میشود.
در گذشته، مردان، پاتوقشان، در بین راهها یا در روستاها، همین قهوه خانه ها بود، که صبحانه، ناهار و شام سنتی نیز ارائه میشد و از مشکلات و تجربه هایشان میگفتند که توام با مزاح و خنده بود.
برای خانم ها نیز روضه ها و سفره ها، بهانه های تجمع و گفتگو بود.
در حال حاضر این پاتوقهای سنتی، چه برای مردان و چه برای زنان، موجودیت یا عمومیت خود را از دست داده اند.
تفریحات فعلی، بسیار گرانند و مناسب هر سنی نیز نیستند، مانند شهر بازی، پیست اسکی و ...
تنها تفریحی که مردم به آن روی می آورند، مسافرت و اتراق کردن در کوه و دشت است و بزرگترین مشکل مسافرت نیز، اقامت شبانه و هزینه گران آن است.
در گذشته، که مردم مسافتهای دور را پیاده و یا با چهارپایان طی میکردند، یا در کنار درختی و آتشی، میخوابیدند و یا درون کالسکه و یا در کاروانسراهای بین راه، که بسیار ارزان یا مجانی بودند.
غربیها، با توجه به تجربه دویست، سیصد ساله شهرنشینی، با این نیازها، بصورت ارگانیک و سازماندهی شده و یک مقدار هم تساهل، برخورد کرده اند، مثلا اشاعه خودروهای کاروان و اقامت سیار و تفریحی و حتی طولانی مدت مردم در آنها و همچنین لحاظ فضاهائی برای استقرار آنها در طبیعت و چمنزارها و تسهیل و امنیت بخشی در برپائی چادر، این ابزار هم از جهتی مردم را به درون طبیعت برده و هم آزادی داده، که در امنیت، هر جائی که میخواهند اقامت کنند و این امر فرهنگ شده، که امنیتش نیز با برنامه ریزی اولیه و عادی شدن، فراهم گردیده است.
خبری را خواندم که، در بعضی شهرها میخواهند، چادر زدن را ممنوع کنند و دلیلش را هم سلب آسایش مردم بومی و همچنین حمایت از مراکز اقامتی ذکر کرده اند!
سوال این است که، پس حمایت از سایر مردم، یعنی مسافرین و تسهیل گردش آنها، با کیست؟ آیا مدیران مجازند، محدودیتها را در جهت افزایش هزینه سفر و ایجاد مانع، دائما" گسترش دهند؟
آیا برای برخورد با فساد اخلاقی که در هر جائی، قابل بروز است، میتوانیم ابزار اقامت سیار، مانند خودرو کاروان و چادر اقامتی را حذف کنیم و سیر عادی سیر و سفر مردم را مختل نمائیم؟
بجز مردم عادی که نیاز به گردش و تفریح ارزان دارند، قشر بزرگی از افراد مسن و بازنشسته نیز نیاز به حرکت، گردش و اقامت در طبیعت را دارند و این قشر، با بنیه ضعیف مالی خود، نمیتوانند دائما در سفرها، از هتل، استفاده کنند و همین امر باعث شده تا متاسفانه این قشر، در خانه و محل زندگی خود زندانی شوند، نباید با نگاه یکسویه، در جهت حمایت از مراکز اقامتی و یا اعمال سلیقه، امنیت روانی و آسایش کل مردم را، دچار مشکل نمائیم!
مدیریت سفر، باید مدیریتی فرآیند گرا باشد، یعنی علت و لزوم سفر را بفهمد، اهمیت آن را در سلامت روانی مردمش بشناسد و به تسهیل نمودن آن بیاندیشد و در واقع مدیریت سوپاپ اطمینان باشد که برای تخلیه فشارها از مردم عمل میکند، نه آنکه با نگاه ساختاری، بر مشکل قشر خاصی تمرکز نماید! و روند عادی نیاز مردم به سفر را مختل کند!؟
مدیریت سفر، یعنی گسترش سفرهای کوتاه از جهت بعد مسافت و ایجاد فضاهائی برای اقامت سیار مردم، مانند خودرو کاروان و چادر.
تسهیلاتی که در ایام نوروز برای سفرها، لحاظ میشود، باید به تابستان و زمانهای مفید سفر نیز، تسری یابد، مانند استفاده از ظرفیت مدارس یا آزاد گذاشتن مردم در استفاده از چادر و خودرو اقامتی و در کل، سیاست تسهیل و ارزان کردن سفر.
نگرش ما به مردم خود، نباید به مثابه جایگزین توریست خارجی، باشد، اگر گردشگر خارجی کم است، نباید جایش را با مردم خود پر کنیم و به فکر مراکز اقامتی و ظرفیت خالی آنها باشیم! باید به انتخاب مردم در حق گردش در کشور خود، اقامت آزاد در طبیعت و حداکثر صرفه جوئی در هزینه ها، احترام بگذاریم و اگر خدمتی میکنیم در جهت افزایش امنیت آنها باشد، باید بگذاریم جامعه به نظم درونی برسد، نه نظم مکانیکی و کنترل شده!، باید مدیریت نمودن خود را نیز آسان کنیم، نه سخت، پیچیده و پر مشغله!
در نهایت اینکه، مردم باید بتوانند در سیر عادی زندگی خود، در فضاهای طبیعی و اماکن مهندسی شده، فشارهای زندگی را تخلیه کنند، در غیر اینصورت، جامعه از نظر جسمی و روحی بیمار خواهد شد و حیات جمعی، خواهد پژمرد.
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: مدیریت سفر, تسهیل سفر, گردشگری, اقامت سیار
