آنکه وجود آیات شیطانی را طرح نمود، در ذهنش شیطان را موجودی مستقل فرض مینمود که در امر هدایت خداوند دخالت نموده و از طریق پیامبر و کتاب خدا، خواسته به گمراه کردن متدینان بپردازد❗️...
اما یک موحد قائل به توحید، میداند که هدایت و ضلالت فقط یک منبع و مرجع میتواند داشته باشد، نه دو خدای خیر و خدای شر و شر و پلیدی نیز نهایتا در جهت یافتن راه از بیراهه و هدایت از گمراهی است❗️...
اگر یک کارگردان و فیلمنامه نویس، داستان، شخصیت پردازی و نقشهای منفی و مثبت را بخوبی اداره نماید و بازیگران نیز در اوج هنر به ایفای نقش بپردازند، تمامی منتقدان و تماشاگران این هنر بزرگ و نمایش اضداد را تحسین مینمایند و شاهکارش می پندارند❗️...
نمایش خوب و هنرمندانه پلیدی و شر، به منزله تقدیر و پیروی از شرور و پلیدیها نیست، بلکه نمایش بیراهه برای تمرکز بر راه و رقم زدن حماسه انتخاب و کشف حقیقت است توسط بشریت خودآگاه و مزین به زینت عقل و وجدان❗️...
شیطان یا ابلیس و حتی جهنم که به تعبیر ابن عربی مرکز شرورند، در عین تاکید بر وجودشان، قابل تقدیر و پیروی نیستند، اما هر دو نیز، بمنزله شر محض و مطلق نیستند، زیرا هر دو موجودند و آنکه و آنچه عطای وجود دارد، شر محض و مطلق نمیتواند باشد و برای هدفی آمده و در جهت کمال و خیر نهائی لحاظ شده است، نه نقص و تحقق کژی❗️...
باید از شیطان و جهنم دوری نمود و علت لعن شیطان نیز بمعنای تاکید بر نفرت و دوری از پلیدی ها است، نه از تک موجودی از طائفه جن، زیرا هر انسانی میتواند مظهر شیطان و پلیدی باشد❗️...
اگر خداوند را مرکز خیر و هدایت مینامند، به معنی آن نیست که شرور و پلیدی ها مرکز و منبع مستقلی بنام شیطان دارند، بلکه از آن جهت است که در این جهان، شرور و پلیدی ها برای فهم خیر و نیکی لحاظ شده اند و هدف از آنها در جهت خیر و هدایت بشریت است و خداوند مرکز خیر نهائی است❗️...
درون دین نیز که یک مدل مفهومی از هدف شناخت و رقم خوردن عملی هدایت و ضلالت است، هم هدایت برای تقوا پیشگان و هوشیاران وجود دارد و هم ضلالت و گمراهی برای تابعان نفس و اهل تاویل ظاهر در جهت انتخاب مسیر پلیدی، لذا در درون ادیان نیز شاهدیم که گمراهان بزرگ و گمراهی های گسترده و پی در پی وجود دارد❗️...
هدایت، در درون این تضاد خیر و شر، هم علنی است و هم پنهان، عده ای شاکر، قدردان و یابنده میشوند و عده ای ناسپاس، یا پوشاننده و گم کننده حقیقت❗️...( ۳- انسان )
اگر شیطان را افسانه می پنداریم، لازم نیست بر ابلیس ساکن ملکوت و رانده شده تمرکز نمائیم، به انسانهای پلیدی که در روی زمین مظهر صفات پلیدند و از آنها نفرت داریم تمرکز و تفکر نمائیم و آنها را لعن و دوری کنیم، که لایق تقدیر و پیروی نیستند❗️...
اگر حتی به خدا، شیطان، جهنم و بهشت قائل نیستیم، یا اگر قائل هستیم اما همچون دینداران گمراه عمل مینمائیم، توجه نمائیم که «جهان یک سیستم و مجموعه است و تمامی اجزاء مرتبط آن در جهت تحقق یک هدف مشترک قرار دارند»، که تحقق تکامل و کمال است، نه نقص و نیستی❗️...
علی ضروری زنوز
برچسبها: شیطان, ابلیس, اهریمن, ثنویت
