.jpg)
خانه ای ویلائی داری روی تپه ای سرسبز و مشرف به دشتها و تپه هائی مملو از درختان میوه، علفزارها و چمنزارهائی گسترده،که معماری ورزیده، همچون تابلو نقاشی، طراحی کرده است.
صبحگاهان، حیواناتت را که آهوان، لک لک ها و ... هستند و بوی عطر علفهای کوهی میدهند، به چرا گاه میبری، از تپه که سرازیر میشوید، خودت و حیواناتت، به پرواز در می آئید.
و آن پائین در چمنزاری فرود می آئید که در کنارش، نهری با آب زلال و خنک، جاری است، حیوانات ازآن آب مینوشند و شفاف و شاداب تر میشوند و تو، کتری را از آب نهر پر میکنی و بر روی اجاق سنگی میگذاری، هیزمها را آتش میزنی و روی چمنهای تازه و فشرده، دراز میکشی و به آسمان می نگری، در آسمان، فرشته ها و روح ها در پروازند و تو هم میل پرواز میکنی .
برمی خیزی، دستانت را به اطراف می گشائی و بالا میروی، آنقدر که به فرشته ها و روحها میرسی، از آن بالا، همه چیز زیبا تر است، دشتهای سرسبز، باغها، ویلاهای بهشتی، نهرها و آبشارها با رنگهائی زنده و دل انگیز که، به وجدت می آورند. به هر سو که میخواهی، پرواز میکنی و سپس، بدون خستگی از پروازی طولانی، در کنار همان نهر، فرود می آیی .
از چایی که از مراتع بهشت است، دم میکنی و ... دوستانت، فرا میرسند، با چهره هائی خندان و سرشار از آرامش و شادی حقیقی.
دستخوان غذای همراهت را باز میکنی، نانهای تازه روستائی، ماست چکیده مخلوط با میو ه های بهشتی و پنیر پرورده پرشده از مغز گردو و پسته ... و با دوستانت می خورید و گفتگو میکنید، سخنان شادی بخش، عاری از غم و پریشانی و آرامشی مواج، که نورهای زیبا را منتشر میکند ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
جوانی و پیری
آرزوهای جوان، برای خودش است و زندگی دنیائی
ولی ... آرزوهای پیر، یا برای دیگران است یا فراتر از دنیا
جوان ناکام، به آرزوهای دنیوی نرسیده و...
... پیر ناکام، آرزوهایش در دنیا نگنجیده است ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: بهشت, وصف بهشت, بهشتیان, منظره بهشت
