رفتن و رسیدن🌱...

... آنچه دیگران مرگش مینامند و او بازگشت به آغوش محبوب حقیقی، که به وقتش او را صدا میزند، که حال بازگرد❗️...

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠ 🌹

هان، ای نفس به یقین و اطمینان رسیده🌱

بازگرد به سوی من، پروردگارت🌱

که به مقام رضا و نیز خشنودی پروردگارت رسیده ای🌱

پس در میان بندگان خاصم‌ وارد شو و به بهشت وصال من داخل🌹

عارف، زیبائیهای این دنیا را بیش از دیگران می بیند و عاشقانه سیر میکند و لذت میبرد، لذا ناشکر و ناامید نیست، اما خانه و راه، او را میخوانند❗️...

بانگي از دور مرا مي خواند 🌱

ليك پاهايم در قير شب است

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم🌱

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند🌱

دردِ بی درمان شان را مرگ درمان می کند

چون جان تو می ستانی چون شکر است مردن🌱

با تو ز جان شیرین شیرینتر است مردن

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک🌱

دوسه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش پرو بالی بزنم 🌹

تو مپندار که من شعر به خود میگویم🌱

تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: مرگ, مرگ اندیشی, فنا, عرفان
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM