عقیده مندی امری غالبا سطحی است و اگر عمقی باشد، دچار این عارضه که میخواهم عرض کنم نخواهد شد، یعنی منجر به تقدیس خویش و تنجیس یعنی پلید و منحرف انگاشتن دیگران نمیگردد❗️...
هر قدر خودشیفتگی و مبالغه در مورد عقیده خود بیشتر باشد، دافعه و منحرف انگاشتن دیگران نیز بیشتر میشود، که هر دو نشانه سطحی نگری است، لذا باید احتیاط نمود و برچسب کفر و جهل و انحراف به سایرین نزد و دچار نفرت از دیگران نگردید❗️......
اگر پیامبران، فیلسوفان و دانشمندانی خاص، اهل تعمق فرض شوند، پیروان به تبع آنها اهل تعمق تلقی نمیگردند و حتی در صورت تبعیت و پیروی صِرف از آنها نیز اهل تعمق تلقی نمیشوند، زیرا میزان فهمشان از تعالیم آنها سطحی است، مگر آنکه هم پایه آنها گردند❗️...
هر قدر که تفکری دچار دگم و جمود باشد وجه شناختی نخواهد داشت لذا تلقی آنها از انحراف دیگران نیز سطحی و عجب آمیز خواهد بود❗️...
بزرگترین خطر افراط در دو مشخصه فوق، توجیه و موجه دانستن اعمال ظالمانه و طردآمیز با منحرفین مفروض است و جواز ارتکاب هر عملی در قبال کسانی که مومن و هم مسلک تلقی نمیگردند و کافر، منحرف و یا جاهل تلقی میشوند❗️...
اگر سطحی بودن عقائد، فهم و تذکر داده شود، عدم تهاجم و تعدی به دیگران نیز فهم و رعایت میگردد، یعنی رفق و مدارا، جای تعدی و تفرّق را میگیرد❗️...
تکثّر و کثرت❗️واقعیت وجود و تفاوت طبیعی در سطح و فهم انسانهاست، که درک این واقعیت نشانه عقل و تعمق فکری است و با تفرّق و نفرت، که نشانه جهل و سطحی نگری است متفاوت است❗️...
فلاسفه از گذشته بر مترادف بودن وجود با کثرت تاکید داشته اند و گفته اند که هستی بدون کثرت بی معنی است، یعنی عدم میشود❗️...
وحدت در عین کثرت، همان مفهوم سیستم است، یعنی جهانی و کلیتی واحد که اجزاء متکثر، هدفی مشترک را تعقیب میکنند❗️...
کثرت با وحدت قرین است، اما تفرق ضد وحدت است❗️...
علی ضروری زنوز
برچسبها: تکثر, کثرت, تفرق, تفرقه
