اگر از انحرافهای مذاهب ، فرقه ها و متعصبین در توصیف خداوند خسته شده ای و یا بدلیل مشکلات و بحرانهای خاص در زندگی ات از حرفهای جدی و سخت ملولی و یا اگر زیاد فکر کرده ای و مطالعات بدون پیش زمینه نقد داشته ای و در نهایت اینکه به همه چیز حتی خدا شک کرده ای، نمیتوانم سخنی بگویم که میخکوبت کند و ناگهان متحول شوی وفقط دو توصیه دارم:
۱- خودش گفته که "خدا از هر چه که وصفش میکنند و نسبت میدهند مبراست" پس غصه و فکر ندارد به توصیه اش عمل کن.
اگر جائی گیر کردی ، شماره اش خودکار "میس کال" شد که خودشه اگر نشد صبر کن ۵۰ ساله و بیشتر که شدی، مهرش به دلت میشینه، مگر اینکه دلت هک شده باشه....
۲- هیچوقت نگذار شرائط تحمیلی زندگی، بدت کنه و طبیعیش بدونی، خودت رو به نورم متوسط بقیه آدمها برسون که مشکل و شرائط تو رو نداشتند، بد، بده، دلیلش و فرایندش مهم نیست ، آدمهای ضعیف میپذیرند که قربانی باشند و بقیه براشون گریه کنند و سر تکون بدهند، سرتو بالا بگیر...
میگن انکار خدا از خودبینی هم هست یعنی خودم خدام یا فلاسفه ضد خدا هر چی میگن درسته و اشتباه نمیکنند پس اونها هم معصومین هستند!.
دیدی اینم خدا و اینم معصومین تو! با بقیه چکار داری ؟!....
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: خدا, شک, سکولاریسم, لائیک
