چرا موسی ع، که شاهزاده نامیده میشد، فرعونی مصر را رها نمود و به میان بردگان عبرانی رفت⁉️...
میدانیم که در پروتکلهای یهود، کسب قدرت مورد تاکید است❗️...
در روایت یهود از جایگاه موسی ع در نزد فرعون و حتی مطرح بودن جایگاه فرعون بعدی برای موسی در رقابت با پسر فرعون، این سوال شاید طرح گردد که، چرا وقتی که موسی ع فهمید که از تبار فرعون نیست و عبرانی است، در کاخ نماند و بعنوان نجاتبخش عبرانیان، در جایگاه فرعون قرار نگرفت تا از طریق قدرت، نجاتبخشی و دین آینده را استحکام بخشد⁉️...
این سوال، چند پاسخ بشری و عادی دارد و چند پاسخ الهی و مبتنی بر رسالت پیامبران❗️...
✅ پاسخهای عادی و بشری اینها هستند:
۱- او در زمان ترک کاخ فرعون، هنوز مبعوث نشده بود و تلقی نجاتبخشی و پیامبری هم نداشت، لذا فقط بفکر بازگشت به اصل و نسب خویش بود❗️...
۲- دیگر آنکه اگر به قدرت هم میرسید و نجاتبخش عبرانیان میگردید، با توجه به اینکه عبرانیان مورد تنفر و ترس فرعون، سربازان و طرفداران فراعنه بودند، لذا هر گاه که عبرانی بودنش کشف میگردید، دیگر از او فرمان نمی بردند و بدلیل تبار و غصب حکومت، خلع و کشته میشد❗️...
✅ اما پاسخ الهی و متکی بر رسالت:
۱- پیامبر خدا، اگر حتی نداند که پیامبر خواهد شد، اهل صدق و راستی است و زندگی و رسالتش را با دروغ و فریب طی نمیکند و سنت خداوندی نیز همین صدق و امانت در پیامبران بوده است❗️...
۲- مساله اصلی هم این است که امر هدایت و رسالت، طریق و روشهای خودش را دارد و با پادشاهی و اجبار اطاعت، امر دینداری محقق نمیگردد، پیامبر باید از جنس مردم باشد و پیروی از پیامبران، با تبعیت از پادشاهان متفاوت است، زیرا در امر دین، انتخاب و اختیار مطرح است❗️...
در طول تاریخ نیز در ادیان الهی، یوسف، داوود و سلیمان به قدرت دست یافته اند، اما امروز ادیان زنده دنیا را بنام موسی ع، عیسی ع و محمد ص میشناسند و در پیامبران اولوالعزم نیز بر پنج تن تاکید وجود دارد که سمت پادشاهی، فرعونی و سلطانی نداشته اند، یعنی نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و محمد ص❗️...
در آئین های غیر الهی نیز، دو شاهزاده مهاویره و بودا، با دو آئین «جاین یا جینیزم» و «بودیسم» مطرح اند که هر دویشان از کاخ و قدرت فاصله گرفته و در عزلت به این جایگاه رسیده اند❗️...
البته در طول تاریخ، پیروان هر یک از ادیان و مذاهب، بدنبال قدرت برای توسعه قلمرو دین بوده اند که مغ ها و موبدان زرتشتی در زمان ساسانیان، مسیحیان در قرون وسطا، یهودیان در زمان طالوت و مسلمانان از طریق خلافت اسلامی و فتوحات به قدرت دست یافته اند و امروز نیز اسرائیل بر اساس پروتکلهای یهود، در اورشلیم بقدرت دست یافته است❗️...
در میان اهل سنت، القاعده و طالبان و در شیعیان نیز ایران، قدرت شیعی تشکیل داده است❗️...
در میان افکار شیعی گذشته نیز، تمرکز بر قدرت در ترویج دین مطرح بوده است، که میتوان به فاطمیون مصر، دیلمیان و سپس صفویه اشاره نمود❗️...
امروز نیز افرادی مثل آقای پناهیان، هدف بعثت را کسب قدرت مینامند، نه کسب مکارم اخلاق و در مقابل نیز روشنفکری مانند عبدالکریم سروش، دین اسلام را، دین قدرت در میان سایر ادیان مینامد، که هر دو نظر با وجود تضاد فکری، مورد نقد برداشت قرار دارند❗️...
بنظرم فارغ از مباحث و نفی و اثباتهای تئوریک، باید مصادیق عملی ادغام یا عدم ادغام دین و قدرت را در طول تاریخ مورد ارزیابی قرار داد و کارنامه عملی هر دو را نیز مقایسه نمود❗️...
علی ضروری زنوز
برچسبها: موسی ع, فرعون, دین و قدرت, قدرت و دین
