نظریه تکامل داروین بدلیل عدم امکان آزمایش علمی، در حد یک فرضیه و گزارش است و قبل از نقد آن نظریه، به تشریح سلسله مراتب سیستمها می پردازیم.
در تبیین انواع سیستمها ویا سلسله مراتب سیستمها تقسیم بندی های متعددی وجود دارد که نظریه بولدینگ معروفتر و به موضوع سخن ما نزدیکتر است. در تقسیم بندی سیستمی مشخصات و پیچیدگی مبناست نه نام هرگروه مانند حیوان یا انسان که به ذکر آن می پردازیم.
سلسله مراتب سیستمها
۱- سیستمهای دارای ساخت و چهارچوب (جمادات)
۲- سیستمهای زنده دارای رشد ونمو (گیاهی و نباتی)
۳- سیستمهای زنده دینامیک یا دارای حرکت (حیوانی ) و طبیعتا دارای ابزار و غریزه حرکتی
۴- سیستمهای دارای خودآگاهی و خلاقیت (انسان)
و در نهایت سیستمهای اجتماعی و همچنین جهان ناشناخته که فعلا مد نظر مبحث ما نیست .
همانگونه که مشاهده میشود نقاط تمایز و پیچیدگی، موجب تفاوت سیستمها است .
در نظریه سیستمها، سیستمهای بالاتر از تکامل سیستمهای قبلی بوجود نمی آیند بلکه با حفظ و بقاء سیستمهای قبلی سیستم بالاتر بوجود می آید یا خلق میشود.
مولوی نیز به این سلسله مراتب سیستمها اشاره دارد و در واقع انسان را اشرف و نهایت خلق، بر میشمارد:
از جمادی مردم ونامی شدم وز نما مردم به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم ؟
مولانا نیز واجد بودن مشخصات سیستمهای پائین تر را در سیستمهای بالاتر مدنظر دارد و جالب است بدانیم مراحل خودشناسی انسان نیز با خلاقیت او مشابه سیستمهای خلقت ، پیش میرود . خلاقیت انسان در عصر حجر با جمادات ، ایجاد انقلاب یا موج اول با تولید انبوه گیاه(کشاورزی) و انقلاب صنعتی یا موج دوم با الهام از دینامیک و حرکت حیوان و درحال حاضر نیز با الهام از خود کنترلی و هوش، پیدایش عصر فرا صنعتی ، الکترونیک، ربوتیک، سایبر نتیک، رایانه و ... که موسوم به موج سوم میباشد.
با آنکه جماد و گیاه و حیوان در طبیعت حفظ شده اند اما انسان نیز خلق گردیده که واجد مشخصات مراتب پائین تر هم هست اما مزیت وجودی بالاتری دارد.
در واقع سیستمهای بالاتر از طراحی یا ورژن جدیدی برخوردارند.
نقد نظریه تکامل داروین :
۱- اینکه پنداشته شود چون این سلسله مراتب در طبیعت هست پس سیستمهای بالاتر از جهش سیستمهای مادون پیدایش یافته اند علمی نیست زیرا آزمایش نشده و فرضیه است.
۲- اگر این فرض اثبات شده و قانونی علمی است باید تکرار شود و الان هم گیاهان به حیوان تبدیل شوند و حیوانات هم به انسان تبدیل شوند .
۳- اگر انسان از نسل میمون یا شامپانزه است پس میمون هم کاملترین حیوان است و باید مثلا یک شیر یا اسب در سیر تحول خود میمون شوند در حالیکه در این چند هزار سال اخیر تمدن بشر، گزارشی از این تحولات مشاهده نشده است و سر رسید هیچ تحول چند میلیون ساله ای هم در این چند هزار سال فرا نرسیده است.
۴- قطعا تکامل موجودات، در نوع خود و با توجه به محیط زیست آنها انکار ناپذیر است مانند تغییر در دست و پا حتی قامت در حیوانات و حتی انسانها اما جهش و تحول نه معقول است، نه علمی است و نه واقعی و مشاهده شده.،
۵- نظریه تکامل داروین قبل از کشف علم ژنتیک بوده و نئو داروینیسم اشکالات نظریه داروین را آشکار ساخته است .
۶- نظریه داروین شباهت انسان را فقط در جنبه جسمی و فیزیکی با حیوان مد نظر دارد زیرا هر دو بدلیل حرکت دارای ابزار حرکت (اندام) و خود کنترلی هستند که در حیوانها غریزه تعبیر میگردد ولی انسان دارای خودآگاهی، ناطقیت برگرفته از منطق، خلاقیت ملهم از خالقیت، معنویت، اخلاق، هنر، عشق و... است که در روح او خلاصه میشود و نرم افزار و سیستم عامل، وجودی اوست .
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: سیستم, سلسله مراتب سیستمها, نظریه تکامل داروین, نقد نظریه تکامل داروین
