آتش زدن کتاب نمایش عدم نیاز توام با تنفر به شاخه ای از علوم رایج بشری است، مثل اینکه مخالفان علم تجربی، مثلا کتاب طب هریسون را آتش بزنند، مخالفان فلسفه و تعقل، کتاب ابن سینا و ملاصدرا را آتش بزنند، مخالفان عرفان کتاب مثنوی مولانا را آتش بزنند و یا مخالفان دین نیز کتاب آسمانی ادیان را به آتش بکشند❗️...

همه اینها نشانه جهل و تعصب است، نه علم و معرفت و در واقع نمایش تفاخر آمیز اکتفاء صِرف به یکی از معارف بشری است و جزمیت بر آن❗️...
البته هر کدام توجیهاتی بظاهر موجه نیز فراهم میکنند و شاخه معرفتی و علمی مورد نظر خود را نیز موثق و کاملترین می پندارند و مابقی علوم و معارف را زائد، انحرافی و یا متوهمانه و شیطانی القاء مینمایند❗️...
 همین تفکر مطلق انگار بدلیل رد جایگاه واقعی سایر معارف، طبعا خودش دچار نقص فهم، نقص معرفت و توهم و خودشیفتگی میشود❗️...
✅ * مثلا عقل را در مقایسه با دل و قلب رد نمودن، آن هم عقلی که ویژگی خودآگاهی انسان است، * علم را بدلیل دستاورد بشری بودن رد کردن و به معرفت منقول و اخباری تکیه نمودن - * اشراق، شهود و الهام را رد کردن و بشری القاء نمودن و فقط به تنها علم موثق و الهی از نظر خویش، اکتفا کردن که بر پایه خبر، نبأ و روایت است❗️...
این مشکل معتقدان جزم اندیش در ادیان و مذاهب است، که اخباری هستند و خدا را در منقولات خلاصه می دانند، لذا جهانی ذهنی بین خدا و خویش میسازند، که بر مبنای کلمات است و از اصل هستی عینی و سایر علوم و معارف عقلی و عینی خدادادی در دایره این جهان، غافل و بی بهره میمانند و طبیعی است که دچار جمود و توقف شوند❗️...
✅ * مطلق انگاری فلسفی و تکیه صرف بر تفکر و رد سایر علوم و معارف نیز نقص است.
✅ * مطلق انگاری عرفانی و رد جایگاه معرفتی عقل، تجربه و باور نیز نقص است.
✅ * مطلق انگاری علمی تجربی هم نقص است، با رد کردن عقل بدلیل کلی و غیر جزئی بودن آن، یا رد دین بدلیل باور محور بودن آن و یا رد عرفان و الهام، بدلیل عدم امکان تجربه عام آن❗️...
 ✅ باور نیز، بصورت مطلق بد نیست، باور یعنی شما با موثق دانستن یک منبع و مرجع، تعلیمات او را باور میکنید و ایمان دارید که راست میگوید، بسیاری از معلومات و شناخت ما بر اساس باور و اعتماد به منابع موثق شکل میگیرد، چه در علوم تجربی که به دستاوردهای دانشمندان بعنوان منبع موثق باور داریم، یا در باور دینی، باور به رسولان و وحی آنها مطرح است، و همچنین در حوزه تفکر نیز به نظریات فلاسفه و متفکرین اعتماد و باور وجود دارد، لذا باوری غلط است، که خرافی و موهن باشد❗️...
از اینجهت میباید به جمع معارف و "معرفت جمع" تاکید نمود، یعنی کل معارف علمی، فلسفی، دینی و عرفانی در جایگاه خود، زیرا اگر هر کدام در جایگاه خود پذیرفته نشوند، امکان وهم، خرافه، جزمی نگری و نقصان بوجود می آید و باید پازل و مکمل هم باشند نه ناقض یکدیگر❗️...
معرفت نهائی بشر، یا اصطلاحا معرفت آخرالزمانی، "معرفت جمع" باید باشد و خارج شدن از جزمیت و انحصار به معرفتی خاص، یعنی استفاده از ظرفیت و استعداد شناختی کامل انسان و دستیابی به جمع آگاهی و فراآگاهی❗️...
✅ خودشناسی علمی انسان، بحتم چنین مسیر و دستاوردی را تاکنون رقم زده و در مرحله نهائی است، یعنی سیر شناخت علمی از *جمادی و عصر حجر، *نباتی و عصر کشاورزی، *حیوانی و عصر صنعتی، *انسانی و عصر فراصنعتی، تا *عصر مجازی امروز و *عصر جهان ناشناخته پیش رو، که قرینه با سلسله مراتب سیستمهای حیات زمینی، بتدریج در حال شبیه سازی و شناخت اند❗️...
 سلسله مراتب خلاقیت انسان، همسان با سلسله مراتب شکل گرفته خلقت و هستی پیش میرود، از ساده به پیچیده، از جمادی تا انسانی و ...❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: معارف, مقایسه معارف, علم و ایمان, معرفت دینی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM