گذر، بالاتر از گذشت است، شاید در اثر فرآیند گذر، دیگر گذشت، موضوعیت نیابد!
گذر یعنی اینکه فلسفه تضاد را درک کنی و بفهمی که ضدیت آدمها با یکدیگر اگر به بیداری و روشن بینی آنها منجر شود نه به انتقام و تنفر، موجب کمال انسان میشود.
در گذر، انسان نگاه خداگونه به مخلوقات دارد و جهل و رقابت دنیائی آنها را درک میکند و حتی تعصب و خودخواهی آنها را در اثر کوته بینی و عدم رسش شناختی شان ارزیابی میکند، لذا کسی را حریف و رقیب نمی بیند و وارد بازی نمیشود.
البته گذشت و بخشودن نیز کار آسانی نیست و ازخودگذشتگی و خودسازی میخواهد.
انسان عارف میداند که انسانها در چه معادلات دنیائی درگیرند و حتی ممکن است به رقابت منفی با بیداری و روشن بینی نیز برخیزند، حسادت در انسانها طبیعی است، وقتی کسی نتواند خود را بالا بکشد، از روی حسادت تنها میتواند رقیب را با تخریب و دروغ پائین تر از خود بیاورد! این قاعده رفتار دنیائی و قابل پیش بینی است، همان پرسناژی که در شعر و ادبیات عرفانی بعنوان "مدعی" معرفی میگردد.
حالتهای عارفانه قابل توضیح و انتقال احساسی به دیگران نیستند، در بعضی نهایتا"موجب تحسین و حتی تقدیس میشوند، که از هدف ادراک بدور است، در بسیاری، گنگ و حتی توهم یا اختلال ارزیابی میشوند، زیرا انسانها از موضوعی که نمی فهمند فراری اند.
واقعیت این است که عرفان نمیتواند عمومیت یابد، تجربه ای انفرادی است که با شخصیت، انگیزه ها و تجربیات آدمها ترکیب میشود و قابل کپی برداری نیست.
البته میباید آدمها را بیدار نمود و نشانه ها را برای آنها نمایاند و سوابقی از تجربیات عرفانی را برای مسیر شناختی انسانیت، بجا گذاشت، همان مسیری که عرفائی مانند مولانا طی نموده اند و در زمان لازم، راهنما، شاخص و تائید کننده میباشند، اما پایه گذاری فرقه، محفل و طریقه کارآئی ندارد، زیرا در اثر زنگارها و سلائق، از اصل اثر زیادی باقی نخواهد ماند!؟ همان سرگذشتی که مذاهب و فرقه ها نیز یافته اند.
درخشش و تاثیر مرحوم سید علی قاضی، بزرگترین عارف معاصر، اعجاب آور است، کسی که نه فرقه و طریقه ای دارد، نه کتابی از آموزه هایش نگاشته و نه شهرتی بین عموم دارد و شاگردان علامه اش هستند که در نورپردازی او می درخشند و بسیار مشهورند، او بی همتاست و نور وجودی اش در فضا حس میشود و بر دل می افتد ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: بخشودن, گذشت, گذر از دنیا
