درون سکوت حیات گیاهان و درختان

غوغایی نهفته است

غوغای تولد، ریشه بستن، نهال و ساقه شدن

رشد، رسش، بالیدن

کاش پروانه ای بودم، فارغ از هیاهوی دروغین

و بی غم زیور و زیاده خواهیها

قوتم را از بوسه بر گلی زیبا بر میگرفتم

چشم هایم با زیبائیها مانوس میشد

و آزاد و رها در میان زیبائیها و حقیقتهای بی ریا

خود نیز جلوه زیبائی میشدم

کاش همدم گل میشدم و شناور در بزرگی منظره شکوفه ها

شهد حیات را در آغوش فرشته گیاه سر میکشیدم

و سرمست از این پیاله نوشی ناب

به خدای نگاه میکردم و می خندیدم...

<سروده ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: زندگی, حیات, گل و پروانه, عشق
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM