زیبائیها، موجب تحسین، تسبیح و تقدیس است، یا وسوسه و حس گناه؟
زیبائی، ذاتا عاملی وسوسه انگیز و ناپسند نیست، حتی در صورت انسانها و در اصل باید که زیبائی تحسین شود و منشأ آن که خداوند است تسبیح گردد❗️
زیبائی اگر با روح نگریسته یا شنیده شود اعم از صورت یا صوت زیبا، کارکردی بهشتی دارد، اگر ابن عربی میگوید «گناهان دنیا، نعمات بهشت اند» از آن روست که در این دنیا نفس هست، اما در بهشت نیست، حیات بهشتی روحانی و با روح است، اما حیات دنیوی نفسانی است و با اداره نفس❗️...
عارفان به مرحله ای میرسند که صورتها و زییائیها را با نفس تماشا نمیکنند، بلکه با روح مجرد و به تحسین و تسبیح الهی مینگرند، اما باید از موضعی که برای عموم گناه و خطا تلقی میشود دوری نمایند و تابع قواعد و مقتضیات دنیا و دین باشند❗️
سجده درونی یا بیرونی در مقابل زیبائیها، سجده در مقابل آفرینشگر و تسبیح و تقدیس اوست که ناخودآگاه در اثر جذبه روحی وقوع می یابد❗️
اگر نفس نباشد، تضاد خیر و شر هم نیست و نگاهها به زییائیها نیز متفاوت است❗️
زیبائی در هر مخلوقی اعم از جماد، گیاه، حیوان و انسان، سلیقه معشوق ازلی است و مورد تحسین، تسبیح، جذبه و جلب توجه، اما شهوت نفسانی افسارگسیخته، به گناه منجر میگردد، اگر نفس نبود، همچون بهشت، گناه و منعی هم نبود❗️
نفسانیت و گناه نفسانی در دنیا، تحسین زیبائی نیست، بلکه تبعات منفی و مخرب در زندگی، خانواده و روح انسان دارد، لذا با مقتضیات و قواعد این دنیا سازگار نیست و نابهنجاری شخصی و اجتماعی ایجاد میکند❗️
تا جسم هست، نفس هم بطور کامل قابل محو نیست، زیرا روان و جان است و باید تربیت و مهار گردد، که نهایتا شاید به نفس مطمئنه یا آرامش و ثبات یافته نائل شود که البته امر سختی است و باید تا آخر عمر، مراقب نفس و هواهای نفسانی بود❗️
علی ضروری زنوز
برچسبها: زیبائی, نفس, روح, جمال
