در مراسم ترحیمی، سخنران از عاقبت به خیری و مظاهر آن سخن میگفت و اشاره کرد که یکی از مظاهر عاقبت به خیری، رفاه و ثروت در دوره پیری است! و بی نیاز بودن!؟

  حال بماند که بی نیازی، در قناعت است یا ثروت اندوزی؟! 

   احساس بدی به من دست داد، آیا اینهمه عارف و عالم و دانشمند مسلمان و غیر مسلمان که در فقر، دوره پیری را سپری کرده اند، عاقبت به خیر نشده اند؟!

   ثروت، در جای خودش و برای طالبانش، مفید است، اما آیا حق داریم، چنین راهبردی را القاء کنیم؟! و آن را به هدفی مذهبی! تبدیل کنیم؟ آیا فقرا در کنار باختن دنیا! باید احساس کنند که عاقبت به خیری مذهبی! را هم باخته اند؟!

  متاسفانه این حرفها، بوی اسرائیلیات و پروتکلهای یهود را میدهد و بوی بازار مکاره و ادویه و دیزی!؟

  بوی بد این حرفها زمانی استشمام میشود که، رقابت برای ثروت و رفاه، باعث گسترش فساد و رانت خواری در جامعه مذهبی گردد!

  اگر ثروت از طریق فعالیت شخصی، بدون استفاده از قدرت و رانت، کسب شود، عیبی ندارد، ولی وقتی افرادی با سرمایه ملی و رابطه و نفوذ، ثروتمند میشوند، یاد آب دزدک و زالو می افتیم! و دولت و حکومت را که تکیه گاه اقتصادی، مالی و امنیتی مردم هستند، از اعتبار و کارآئی می اندازند.

    توجیه سازی مزورانه برای ثروتمندی صاحبان قدرت، اینگونه آغاز میشود که:

   ۱- ثروت باید در دست وفاداران به حکومت قرار گیرد!

   ۲- جناحهای سیاسی باید ثروت جذب کنند تا در تبلیغات و اردوکشیها! استفاده کنند و نفوذ و قدرت بدون ثروت، ممکن نیست! 

     یادمان نرفته که فسادهای اقتصادی، در سال ۸۸ شکاف و بحران بزرگی را در کشور ایجاد کرد و دولتمردان بسیاری را بلعید و بدنام نمود، ولی نه تنها پایان نیافت که با اختلاسهای بانکی بزرگ، به اوج خود رسید!

   متاسفانه ثروت اندوزی و به فکر آینده خود و فرزندان بودن، در پشت ذهن بسیاری از بظاهر زاهدان، پنهان شده و شاید مسیر مزورانه ای که بعضی طی کرده و میکنند، تا سالهای متمادی افشا نشود و مشمول مرور زمان گردد!؟

   در یکی از کانونهای بازنشستگان، که سازمانی نیمه دولتی است، سوء استفاده های علنی گردیده که عدم برخورد با آنها، تعجب آور است! مثلا" زمین های بسیار بزرگی را با عنوان بازنشستگان، میخریدند، اما مدیران عالی، سهم بزرگی از آن را برای خود برمیداشتند و جالب است که همان زمین را با چند برابر قیمت به تعاونیهای مسکن بازنشستگان، میفروختند، تابلوی سازمان متبوع! را در زمین خریداری شده نصب میکردند و آن زمین و زمینهای اطرافش چندین برابر گران میشد و آنها با پیش بینی قبلی، زمینهای اطراف را هم تصاحب میکردند و ثروتهای کلان بدست می آوردند!

    در همین کانون، شرکتهای تعاونی مختلفی را با نام بازنشستگان ثبت کردند، در اوائل نیت، خدمت به بازنشستگان بود، در مراحل ثبت شرکت، خود و آشنایانشان را بعنوان هیئت مدیره و مدیر عامل، معرفی نمودند، هیچگاه مجمع عمومی که بازنشستگان بودند، تشکیل نشد و نکته تاسف آور این است که پس از مدتی، بعضی از مسئولین کانون، یک یا چند تعاونی را برای خود برداشتند و بردند!؟ عین رقابت برای تصاحب غنیمت!؟ یعنی ماهیتا" شد شخصی! اما با رانت و عنوان دولتی بازنشستگان!؟ فعالیت میکرد. 

 با تغییر مسئولین گذشته آن کانون، مسئولین جدید ظاهرا هنوز هم نتوانسته اند نسبت به استرداد یا انحلال این شرکتها اقدامی کنند، زیرا استناد میشود که شرکتهای تعاونی، ماهیت مستقل حقوقی دارند، بازنشستگان که در واقع سهامداران این شرکتهای تعاونی باید باشند، هیچ حقی و سهمی در آنها ندارند.

    جالبتر اینکه یک شرکت تعاونی مصرف که به این شکل ربوده شده! در ابتدای شکل گیری، از تعدادی از بازنشستگان بعنوان سهامدار، مبلغ یک میلیون ریال بصورت کسر از حقوق دریافت نموده و اکنون آن شرکت ربوده شده که مدیرش از مدیران قبلی کانون بوده است، اصل پول بازنشستگان را هم مسترد نمی نماید و شرکت را به محلی انتقال داده که قابل دسترسی نباشد و ظاهرا با عنوان تعاونی مصرف بازنشستگان!؟ در حال تجارت در خارج و داخل کشورند!  مسئولین فعلی کانون نیز، ابراز میدارند که زورشان به آنها نمیرسد!؟ این شرکتها حدود ۵ سال پیش تاسیس شده اند.   

   یا مواردی مثل اینکه، بعضی از متنفذین، با هدف خدمت به مقدسات، شهیدان و ... ، با سرمایه اندک شرکت و موسسه ای را ثبت میکنند، ابتدا دفتری اجاره مینمایند و سپس با بکاربردن اهداف مقدس و نفوذ و رابطه، کمکهای ویژه، یارانه، اعتبار مالی و حتی مشتری تضمینی در سازمانهای دولتی را بدست می آورند، خدمت به مقدسات و شهیدان! هدف کوتاه مدت و قابل طرح برای اطرافیان و مسئولین است! اما در محیط خصوصی، هدف دراز مدت و پشت ذهنشان را مطرح میکنند، که "باید به فکر آینده خود و فرزندان بود! " اکنون آنها شریک ابنیه دفتر شرکت، فروشگاهها و سایر اموال منقول و غیر منقول تملیکی گردیده اند و زمانی که سهمشان را بفروشند و یا ارثی تقسیم شود، معلوم میگردد، ارزش آنها، چه مقدار است؟!. آیا آن مقدار، نتیجه بکارگیری سرمایه اندک و درآمد شخصیشان بوده است؟ یا غنیمت تزویر و لقمه را در خون مقدسین و شهیدان آغشتن و بی سر و صدا بلعیدن؟ و ... شاید آینده نگری ؟!!!...        

    فعالیت در جهت ارج نهادن به مقدسات و شهیدان، لازم است، ما نیز دهه ای، هم صحبت شهیدان بوده ایم و کارگری کرده ایم، اما ثروت اندوزی فرصت طلبانه، تزویر و رانت خواری، مذموم است، آیا هم صنفان آنها، در حجم کاری یکسان، امکان توفیق مالی مشابه آنها را داشته اند؟

    گوشزد میکنم که فساد و تشتت، که از اشرافیت آغاز میشود، بزرگترین عامل فروپاشی هر سیستم است و نباید از کنترل خارج شود ...

<نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: فساد اقتصادی, رانت, خون دل خوردن, تزویر
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM