◀️ مساله شر، یکی از چالش برانگیزترین موضوعات در میان ادیان و متفکران برای ارتباط آن با خیر مطلق دیدن خداوند بوده است.
⏪ یکسری از متکلمان و حتی فلاسفه متاله، کلا وجود شر را منکر گردیدند و آن را عدمی معرفی نمودند و در واقع صورت مساله را پاک کردند.
⭕️ عده ای با اعتقاد به جدائی اهورا از اهریمن، که در واقع آغاز مساله خیر و شر در ادیان معرفی شده است، بر دو خالق خیر و شر تاکید نمودند و حتی بعضی حیوانات را مخلوق اهورا و بعضی را مخلوق اهریمن نامیدند، اما معضلی ساختند بنام ثنویت، که برای نقض شر در خدا، نقص خدا را رقم زدند، زیرا توحید و وحدت وجود نقض میگردید.
◀️ عده ای با برهان شر و بر پایه ادعای خیر مطلق بودن خداوند توسط ادیان، خود خدا را نیز بدلیل تناقض رد نمودند.
⏪ عده ای شر را در حیطه اعمال بشر استدلال نمودند، یعنی اختیار مطلق برای بشر قائل گردیدند، که در اینصورت مرکز و عامل شر، خود انسان تلقی شد!
✅ این درست است که قسمتی از شرور از درون انسان سرچشمه میگیرند و در بیرون عینیت می یابند، اما نمیشود استدلال نمود که خود انسان مبدع و خالق شرور است، زیرا خارج از استعداد درونی و کره صفات و مختصات خلقت، چیزی ابداع و موجود نمیشود.
⭕️ برخی از شُرور در بیرون از انسان اند، مثل سیل، زلزله، ویرانی، آتش و ... که البته اینها با شر بمعنای بدی و پلیدی که در انسان ظاهر میشود متفاوت است.
◀️ استدلال عدمی بودن شر، بیشتر نوعی مغالطه کلی است، زیرا صحیح است که جهل، پلیدی، بیماری و نقص بدلیل فقدان دانائی، نیکی و خیر، سلامت و کمال اند، اما همه اینها وجود خارجی قابل رویت دارند، مثل بیماری، پلیدی، جهل و ... که باید رفع یا درمان کرد و نیست و عدم! نیستند.
✅ از طرفی ابن عربی، جهنم را مرکز شرور و شیطان را مظهر شرور نامیده است، که اگر حتی افرادی به وجود اینها اعتقاد نداشته باشند، اما ابن عربی فیلسوف و عارف از وجود داشتن جهنم و شیطان سخن میگوید و آنها را عدمی نمیداند، که علتش را خواهم گفت.
◀️ نمیشود منکر وجود خارجی شر شد، همانگونه که ارتباط با مرکز شر و شرور نیز قابل انکار نیست، مثل سحر و جادو، شیطان پرستی و استفاده منفی از علوم غریبه.
✅ اگر شر از این دنیا حذف شود، نه هویت و علت وجودی دنیا معنا می یابد و نه وجود بشر لزوم می باید و فقط تکرار ملکوت و فرشته میشود!
⭕️ در مورد خود شیطان نیز، ابهاماتی بعنوان مظهر شرور مطرح است، بعضی میگویند شیطان وجود ندارد، بعضی انسان را عامل اصلی شرور میدانند و بعضی نیز شیطان را جدای از خدا بعنوان قطب شر تلقی مینمایند.
◀️ همین برداشت انفکاک موجب گردیده که آیات شیطانی مطرح شود و اینکه شیطان با فریب پیامبر، آیاتی را در قرآن گنجانده است.
⏪ بسیاری در مورد مساله شر نظریه داده اند، از معتزله و اشاعره، از ابن عربی و مولانا تا ابن سینا، ملاصدرا و تا هانا آرنت، کامو، نیچه و بسیاری از فیلسوفان قدیم و جدید.
✅ اما نکته نهائی و مد نظر حقیر آن است، که خیر و شر یک مرکز میتواند داشته باشد، زیرا خالق آن، این دنیا را به مقتضای همان طراحی نموده و بشری را نیز آفریده که استعداد هر دو در او طراحی گردیده است و خوداگاهی، اختیار و انتخاب مطابق آن در وجود بشر تعبیه شده است.
✅ لذا رودربایستی با خدا نباید داشت و حقیقت آن است که خود خداوند، خویش را هم مرکز هدایت و هم ضلالت مطرح نموده، که اثبات توحید و وحدت وجود است.
⭕️ آنچه در شر ماهیت عدمی دارد، خود کلیت وجود شر نیست، بلکه شر محض بودن شر است، زیرا مقصود و منظور از شر برای اصالت شر نبوده، بلکه برای اصالت و هدف خیر است.
✅ ما میتوانیم خیر محض را در موجوداتی شاهد باشیم مثل فرشته و گیاهان و حتی خالق خیر، اما شر محض وجود ندارد، یعنی حتی وجود جهنم مرکز شرور و شیطان و ابلیس مظهر شرور، برای هدف غائی شر نیست، بلکه به جهت درشت نمائی خیر است.
✅ لذا با این اوصاف، وجود شر قابل توجیه است و طراحی منطقی آن (مختصات شُرور و صفات شیطانی) و طراحی فیزیکی آن (جهنم، شیطان، نفس، ابلیس، خناس و ...)
✅ بر پایه طراحی و حکمتی که عمدا این مختصات، صفات، کارگاه دنیا، جهنم، شیطان، ابلیس، خیر و شر و عرفان در مقابل سحر و جادو لحاظ شده است.
✅✅ روبوتیک و هوش مصنوعی به ما می آموزد، که تا ما در ربوت و هوش مصنوعی، استعداد شر را برنامه نویسی نکنیم و الگوریتم شر را در آنها معرفی ننمائیم، نمیتوانند مرتکب شر شوند، لذا انسان نیز باید این استعداد برایش تعریف شده باشد، حتی با وجود اختیار و عقل..
✅ و باید بدانیم که، طراحی خیر و شر در کنار هم و توامان با یکدیگر، خالقیت بالاتری است، از طراحی تک بعدی جهان.🌱
علی ضروری زنوز
برچسبها: مساله شر, برهان شر, شیطان, شر محض
