◀️ مدتی است که شاهدیم که بعضی دوستان متفکر و دچار شک گردیده از عملکرد مدعیان دین، مسائل معمولی و بسیار عادی را انکار میکنند.
⏪ مثلا اینکه پیامبران از سوی خدا آمده باشند را مورد تشکیک قرار میدهند و نظرشان این است که اینها خود ادعای هدایت و پیامبری نموده اند و امکان ندارد که خدا، انسانهائی را بعنوان رسول و نبی فرستاده باشد.
✅ بنده مبلّغ دینی و عالم مذاهب و مدافع معرفت دینی نیستم، اما یک امر بدیهی را تذکر میدهم.
◀️ ما عارفانی داریم که ادعای پیامبری نیز ندارند، اما در مراحلی از سیر و سلوک و به تعبیر ملاصدرا در اسفار اربعه، از سفر سوم وقتی از حق به میان خلق برمیگردند، سخنانشان هدایتگر است و بویژه در سفر چهارم این نقش، غیر ارادی هم میگردد:
🔹 سفر چهارم از اسفار اربعه
<سالک این سفر، پیغمبر تعریف (نه تشریع) بوده و نام پیغمبری نیز بر وی گذاشته میشود، زیرا از آن چه سعادت و شقاوت بشر به آن بستگی دارد، خبر داده و همه این امور را بوسیله حق انجام میدهد. وجود او یک وجود حقانی است که اشتغال به اینگونه امور، هرگز او را از توجه به حق بازنمیدارد.>
◀️ توجه این متفکران و محققان دچار شیدائی بحق از انحرافات زمانه را به دستاوردهای انسانهای عادی در عرفان و عارفان جلب میکنم، که مفهوم غیر ارادی بودن و علم حضوری در عارفان را مبنا قرار دهند تا مفهوم رسالت و نبوت نیز قابل درک تر باشد.
⏪ در عرفان از دو مجذوب، رهرو و عارف سخن گفته میشود، مجذوب سالک و سالک مجذوب، که دوستان میتوانند خود تحقیق نمایند و مجذوب سالک به درک شرائط امکان رسالت و نبوت در پیامبران نیز یاری مینماید.
◀️ درک موضوع فناء و محو نیز به فهم مقام عارفان و تسری به مقام انبیاء و رسولان کمک میکند و اینکه مفهوم علم حضوری، ارادی نبودن و ناخودآگاهی در این زمینه باید فهم گردد.
⏪ وجد و جذبه عرفانی نیز با تواجد تفاوت دارد و ارادی نیست، زیرا تواجد و وجد خودآگاه و ارادی، حالات عرفانی محسوب نمیشود.
✅ وقتی که غلو در اثبات و مدح به اوج و افراط برسد، قطعا باید به واقعیت و تعادل بازگشت، نه تفریط و غلو در انکار مسائل عادی و محرز. 🌱
علی ضروری زنوز
برچسبها: غلو, اغراق, پیامبری, وحی
