⭕️ اولین کسانی که بسرعت در مقابل این توصیه گارد غیرتی و عصبیتی خواهند گرفت، آنهائی هستند که خیلی خود را خالص و مخلص میدانند.
✅ وقتی که پیامبرِ همین مدعیان خلوص، به آنها توصیه میکند که علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد، همه شقوق علم و تجربیات مثبت بشر را بیان نموده است.
🔘 در طول تاریخ ادیان و مکاتب، بزرگترین انحرافات را مدعیان خلوص رقم زده اند، مسیحی خالص!، یهودی خالص!، مسلمان خالص!، وهابی بشدت خالص!، شیعه خالص و ناب! و همه آنها که خویش را تقدیس نموده اند.
✅ اهل تفکیک جزم اندیش نیز، بنوعی مدعی خلوص اند، منقول و اخباری مسلک اند و خلوص را همین اکتفا به سطح و کلمات میدانند.
🔘 اگر در حد کلاسه نمودن و بیان خودبنیادی یک معرفت خاص باشد اشکال ندارد، اما در جهت اکتفا نمودن و تحجر و مطلق انگاری معرفتی، دچار اشکال و نقص میگردد.
✔️ عقل را مانع خلوص میدانند، فلسفه را مانع خلوص میدانند، شهود را مانع خلوص میدانند، علم را نیز مانع خلوص میدانند و موجب التقاطی شدن مذهب خالص شان.
✅ از علوم انسانی، علوم اسلامی جایگزین علوم تجربی و طب اسلامی دم میزنند، زیرا بدنبال خلوص و خالص سازی اند.
🔘 در سیاست نیز بدنبال خلوص اند، دمکراسی را التقاط میدانند، آزادی را التقاط میدانند، انسانیت و حقوق بشر را نیز التقاطی میدانند، لذا خلوص را، سر در زیر برف عقائد خویش فرو بردن فهم نموده اند.
یک موش پرست متعصب نیز بدنبال خلوص مذهبی است، اما خلوص در موش پرستی.
✅ خلوص، مطلق انگاری و اکتفا بر یک معرفت یا علم قشری خاص، موجب انحراف، توقف و تحجر گردیده است، مطلق انگاری و خلوص در معرفت دینی، در معرفت فلسفی، در علم گرایی و در معرفت شهودی، همگی غلط و نقص معرفتی اند.
⭕️ خطرناکترین مرحله ادعای خلوص، خالص سازی حکومتی و اجتماعی است و حاکمیت قشری، باندی و خودی ها.
✅ معرفت اصلی که همگی را کامل و خرافه و نقص زدائی مینماید، معرفت جمع، مخلوط و به تعبیری التقاطی است.
⭕️ هر معرفت، علم، تجربه و فهم مثبت را باید جمع کرد و در زندان و محبس خلوص، محبوس ارادی و تقلیدی نگردید، که جهل، حماقت و هدر دادن فرصت مغتنم عمر است.
✅✅ به سخنان عالمان قشری، کشیشان دکاندار، کاهنان شیاد و حتی درویشان فرقه اندیش نباید گوش داد که مبلّغ خلوص فرقه ای، مذهبی و طائفی اند.
◀️ خداوند نیز به آگاهی و معرفت جمع توصیه نموده و گوش دادن به سخنان مختلف و انتخاب بهترین آنها و این امر را رمز هدایت تاکید نموده و خروج از گمراهی قشری، فرقه ای و نفسانی.
🌱 أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ، یعنی آنها هدایت شدگان و صاحبان عقل و خردند.
🔘 نمیگوید که فقط به سخنان هم مذهبان و آنها که از نظر خود خوب میدانید گوش فرا دهید، زیرا اهل چین تائو هستند، اهل هند هندو و بودایی و اهل غرب نیز مسیحی، یهودی و اهل علم تجربی، لذا ضرورت گوش دادن در تفاوت و افتراق است.
✅ ✅ تشخیص خوب و نیکو بودن، با عقل تو است، نه مذهب و فرقه تو!، اگر بر خلاف این بیندیشی، اشعری مسلکی و قائل به حسن و قبح فرقه ای و شرعی در مذهب و صنف خویش.
✅ اگر همه فرقه ها، بر مبنای حسن و قبح فرقه ای بیندیشند و انسانیت را فرقه ای معنا کنند، هیچ زبان مشترکی برای انسانها باقی نمیماند، همان زبان مشترک عقل، خرد و هدایت درونی و بایدها و نبایدهای فطری و الهی آن.🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: ادعای خلوص, معرفت جمع, معرفت, تحجر
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

این جهان از آسمان تا ذرات زمین، به تعبیر ابوعلی سینای فیلسوف و حکیم، قابل شناخت کامل نیست، نه سخت افزارها و موادش و نه نرم افزارها و سیستم عامل های پدیده ها و موجوداتش و نه ساختار غریزه حیوانات و بسته وجودی رشد گیاهان و ساخت و چهارچوب جامدات.
اندر دل من هزار خورشید بتافت
آخر به کمال ذره ای راه نیافت🌱
فقط یک مورچه، خودش از نظر سخت افزاری و نرم افزاری شاهکاری در خلقت است.
آنقدر زیبائیهای این جهان وسیع اند که نمیتوان فانی بودن را به بیهوده بودن تفسیر نمود، یعنی که خالق، اینهمه سلیقه و پیچیدگی را بی جهت لحاظ ننموده است.
آفرینش اینهمه مخلوق از نظر نوع، کمیت و جمعیت بیهوده نیست و زیبائی و صفات کمال مخلوقات را نیز، فقط میتوان به طبع بهشتی و آفرینشگری احسن و اکمل تعبیر نمود.
✔️ هر چه که دانش، تجربه، آگاهی و عشق افزایش می یابد، انگار جهان نیز در دید شناسنده آگاه، بسط و گسترش می یابد، جزئیاتش، کلیاتش، زیبائیها و مهندسی و معماری شگفت آورش.
علاقه عارفان به مرگ یا گذر از دنیا، بدلیل کوچکی یا زشتی دنیا نبوده است، یک علت آن تمایل به خروج از محدودیت تن مادی است.
بدن را قفس دان و جان مرغ پران
قفس حاضر آمد تو جانا کجایی🌱
و علت دیگر و اصلی، مثل تمایل به بازگشت از سفر هر مسافر به خانه، برای ادامه زندگی و حیات اصلی است، مثل بازگشت از تماشای طبیعت و مناظر یا حتی اردوئی سخت و سازنده، برای ادامه فرآیند رو به جلو زندگی است.
لازم بذکر است که توانائیهای جسم انسان، در عین محدودیت مادی بسیار وسیع اند، از توانائیهای اعجاب آور مانک ها و راهبان در معبد شائولین مثال میزنم تا تکنیکهای ورزشی، تا خلاقیتها و ساخته های دست بشر، همگی بر پایه جسم و البته مرتبط با تفکر و روان اند.

✔️ دو فیلم کوتاه از توانائی جسم انسان:
https://youtu.be/YHZNxoQyOa0?si=-i2lXRzCsfRZB2zI

https://youtube.com/shorts/WQ2vOe70TNY?si=AQtjWxrVy7M8Zo-h

به دو فیلم کوتاه بالا 👆 بنگرید و در میزان تسلط یافتن انسان بر جسم تامل نمائید🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دنیا, یهشت, روح, جسم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

🗣 سخنان آیت الله رضا استادی از اساتید بزرگ حوزه، در محفل فهرستنگاران نسخ خطی:
<ما محقق درون مکتب هستیم، یعنی کار ما باید موید مکتب باشد>❗️...
لطفا کلیپ را تماشا کنید، تا موضوع بحث و استدلالها روشن باشد و سپس تحلیل مختصر حقیر را نیز مطالعه بفرمایید❗️...👇

https://www.aparat.com/v/6Y2kT
(سخنان آیت الله رضا استادی در محفل فهرستنگاران نسخ خطی)

سخن ایشان بیان یک واقعیت در میان روحانیون همه مذاهب، طریقه ها و فرقه های متنوع درون ادیان است و آنها بواقع مدافع مذهب، طریقه و فرقه خویش هستند❗️...
اما نکته مهمی که میخواهم گوشزد نمایم این است که روحانیون همه این مذاهب و طریقه ها، در مورد اعتقادات خویش، هم مرجعیت دینی دارند و هم ندارند!، زیرا بدلیل عدم تحلیل بیرونی، از عیوب، نقائص و انحرافات خویش، مرجعیت تائید و تحلیل عقیده خود را از دست میدهند❗️...
مثلا شما میتوانید از کشیش، کاهن، خاخام، مفتی و فقیه و در کل روحانیت و کلیه عالمان دین کسب اطلاعات نمائید، اما چون همه آنها مدافع طریقه خویش اند، تبعا عیوب و انحرافات خویش را نمی بینند و یا زیر بار آنها نمیروند❗️...
لذا برای نقد یک طریقه و مذهب، لازم نیست که عالم آن دین گردیم، زیرا حتی عوام متوجه وهم، خرافه و یا خشونت و انحرافات آنها میگردند، اما عالمان سطوح عالی آنها نمیشوند و فقط خود را مدافع مطلق میدانند❗️...
به همین دلیل است که مصلحان مذهبی درون آنها اندک هستند و یا اقبالی ندارند، زیرا بیان اشکالات از سوی آنها، تضعیف، بدعت و خیانت به مذهب و فرقه تلقی میگردد❗️...
برای همه ما، هیچگاه دفاع یک عالم، روحانی، مفتی و فقیه مذاهب مختلف در جهان، ملاک پذیرش و تسلیم نیست، بلکه در مورد آنها از بیرون تحلیل میکنیم❗️...
نگرش سیستمی و درونی، به تنهائی برای درک کارکرد یک نظام و سیستم کافی نیست و برای شناخت کاملتر یک سیستم و نقش آن در محیط و نوع خروجی های آن، باید نگرش تحلیلی مستقل و از بیرون داشت، تا متوجه انحراف، ضعف و نقص در آن گردید❗️...
علی ضروری زنوز

+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

اگر در میان هندوها، بودائیها، جاین ها، موش پرستان و سایر هفتاد و دو ملت هندوستان بدنیا آمده بودیم، با همین خصلتها و تعصباتی که بر عقیده داریم مثل کدامیک از مردم آنها میشدیم⁉️...
اگر یهودی بودیم و پایبند به قوم و آئین یهود، آیا در اسرائیل مشغول زمینه سازی ظهور مسیح ع شده بودیم، یا مثل حریدی های متعصب، اهل توقف، عزلت و سخت گیری های مذهبی شدید و یا مثل یهودیان بی نام و نشان و یا حتی مخالف رادیکالهای یهودی⁉️...
اگر مسیحی بودیم، چگونه مسیحی میشدیم؟، از مسیحیان متعصب مورمون، یا رادیکالهای پروتستان، یا عزلت گزینان آمیش یا مسیحیانی عادی، اخلاقی و معتقد⁉️...
اگر در افغانستان متولد شده بودیم چه؟، آیا الان از مجاهدان طالبان محسوب میشدیم و یا از منتقدان آنها⁉️...
اگر در عربستان متولد شده بودیم چه؟، آیا از وهابیون متعصب میگردیدیم که خود را خالص ترین مسلمانان و پسرعم و هموطن پیامبر ص میدانستیم و به سایر مسلمانان فخر می فروختیم و آنها را ناخالص و مشرک مینامیدیم⁉️...
اگر بر فرض، دوباره در ایران متولد شویم چه میکنیم؟، آیا از خطاهای حال و گذشته و تجربه تولد فوق الذکر، در سایر ملل، نحل و مذاهب عبرت میگیریم و یا بدلیل تعلقات، امکان بیداری، آزادگی و تجرد روح و عقیده را نمی یابیم⁉️ ...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: بیداری, آگاهی, آزادگی, تعصب
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

شمس تبریزی، سه گروه را مخالف طریق عرفان و معرفت معرفی مینمود:
۱- اهل ظاهر، متعصبان و متحجران
۲- ملحدان و ناباوران به دین و خدا
۳- صوفیان فرقه اندیش و اهل خانقاه ها
✔️ دسته سوم مرتبط به اهل خانقاه و اهل طریقتهای درویشی بود، که غرق در مراسمات و غلو و اغراقهای فرقه ای برای جذب و عضوگیری مریدان بودند❗️...
گفته شده که شمس تبریزی در خانقاه ها توقف و اقامت نمی نمود و در کاروانسراهای بین راه میماند❗️...
حال باید مقایسه نمود، اداره فرقه ای و طریقتی یک خانقاه را، با اداره یک کشور و ملت، با تفکر جذب و اداره مریدان و تابعان و تکرار همان ساختار خانقاهی، مریدی و مرادی‼️ ...
در چنین طریقتهائی، مراسمات اصالت دارند و برای پیر و قطب و مراد، در رقابت با سایر پیر، قطب و مرادهای طریقتهای دیگر، کرامتهای غالیانه میسازند، تا مریدان را در حلقه نگهدارند و با مراسمات، ظواهر و کرامت سازیها مشغول نمایند، تا جذب سایر طریقتها نشوند و طریقه ای قدرتمند و مطرح گردند❗️...
محیی الدین ابن عربی را از آن جهت احیاگر عرفان نامیده اند که در قرن هفتم آمد، تا آنچه رویه چند صد ساله صوفیه و درویشان بود، یعنی وهم، غلو و خرافه فرقه ای، از ساحت معرفت پاکسازی نماید و عرفان نظری و عملی را منطقی و معقول سازد و در خدمت معرفت و حقیقت❗️...
آنچه مد نظر حقیر در این مقایسه است، تبیین تبعات منفی تفکر فرقه ای، طریقت مداری، قدرت مداری و کرامت سازی در اداره یک خانقاه، تا سطح کلان یک کشور است، با تمرکز افراطی بر مراسمات و غلو و خرافه❗️...
همانگونه که ارتکاب این اعمال در سطح خُرد طریقتها موجب وهن دین، عرفان و معرفت میگردد، در سطح کلان نیز بمراتب موهن تر و منفی تر است، زیرا یک ملت متکثر را، اعضای فرقه و طریقت خویش محسوب مینمایند و از ابزار قدرت و اقتدار برای جلب متابعت و استقرار طریقت خویش بهره برداری مینمایند❗️...
هیچ فرقه و طریقتی، خود را تفکری فرعی و غیر اصلی نمینامد و طریقتی ناب، خالص و اصلی معرفی میکند، از یک خانقاه و جمعیت خرد، تا سطح کلان حکومت، خلافت و کشورداری بر اساس آن❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: شمس, مولانا, خانقاه, فرقه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

آخرالزمانی ها، جمع دو نقش متضادند!؟

(لطفا این مطلب و مصادیق تاریخی ذکر شده، با دقت مطالعه گردد)🌱
ساحت دین و عقیده پر از تضاد و تناقض در فهم و اجرااست و آنها که برای احیاء دین به قدرت و حکومت متوسل شده اند، بیشتر از دشمنان خارجی به دین و بزرگان دین آسیب زده اند❗️...
در موضوع آخرالزمان نیز، دقیقا آنها که خود را راه حل دانسته اند ، مساله ساز اصلی اتفاقات گردیده اند❗️...
آنهائی که مقدمه ساز ظهورند، خودشان عامل تقابلهای آخرالزمان اند❗️...
✅ متمهدین، جریانهائی بوده اند که خود عامل انحراف در مقوله ظهور بوده اند، با ادعاهای بابیت از زمان آغاز غیبت که اولین آنها ابو محمد شریعی بوده و نهایتا سید علی محمد شیرازی❗️...
✔️ تا ادعای سفارت و سفیر امام زمان و نائب و رکن رابع❗️...
✔️ تا ادعای مهدویت، امامت، نبوت و الوهیت و هیکل اعظم❗️...
✅ قبل از عصر غیبت نیز بوده اند، از جمله معیان، سبائیه، کیسانیه، یزیدیه، هاشمیه، زیدیه، باقریه ...❗️...
✔️ تا مدعیان ولایت، قطب، غوث، غوث اعظم و انسان کامل در زمان خویش❗️...
✔️ با طرح ولایت قمریه و جزئیه، در عرض و قرینه با ولایت شمسیه و کلیه❗️...
✔️ قائل بودن به عالم صغیر یا همان قطب و ولی، در مقابل عالم کبیر یعنی امام، که جایگاه او را نیز برای قطب قائل بوده اند❗️...
✔️ مدعی منجی و نجاتبخش بودن نیز کم نبوده، که مهدویت نوعیه نامیده اند❗️...
✅ پیشبرد اهدافشان با وهم، غلو، خرافه و انحرافات بزرگ و سخیف توام بوده که غالبا عامل تشدید ظلم، فساد، انحراف و جنایات نیز بوده اند❗️...
✔️ اینگونه انحرافات، معمولا با داعیه نجات امت آغاز میشود و وقتی پیروانی یافتند، به ادعاهای فراتر و جعل کرامات می پردازند و زمانی که عقب نشینی را بضرر پیروان و مسلمانان دانستند، بسیاری را با خویش در گمراهی و سیاهی غرق مینمایند❗️...
✅ در دوره معاصر نیز بر شدت ادعاها و مکاتب مدعی نجات افزوده شده است، که معروفترین آنها با شیخیه و رکن رابع و نیابت امام زمان آغاز شد، با بابیت و ادعای ظهور ادامه یافت و با بهائیت و نبوت جدید استمرار پیدا کرد و انجمن حجتیه نیز برای مقابله با آنها شکل گرفت، که خود دچار انحرافات دیگر و اقدامات موهن و خشن گردید❗️...
✅ امروز سه محور اصلی در ادیان، مدعی زمینه سازی ظهورند، در مسیحیت: صهیونیسم مسیحی پروتستان و فرقه های افراطی مسیحی که در کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه نفوذ سیاسی دارند و در یهودیت: صهیونیسم یهودی که در اسرائیل مستقر شده است و هر دو اینها، اورشلیم را مرکز ظهور مسیح ع و سرزمین موعود میدانند❗️...
✔️ جمهوری اسلامی ایران با مذهب شیعه امامی، نیز مدعی زمینه سازی ظهور است و البته در میان زیدیه و اسماعیلیه نیز که از فرقه های شیعه اند، اعتقاد به ظهور منجی فرقه ای و از امامانشان وجود دارد❗️...
✔️ مدعیان ظهور در هر سه ادیان توحیدی، با آرایش آخرالزمان در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند و دشمن دیگری بجز از درون مذاهب و فرقه های این سه دین مطرح نیست و منجی باید با همین ها یعنی مسیحیان، یهودیان و مسلمانان تندرو مبارزه کند تا جهان را وارد صلح و عدل و داد نماید❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: آخرالزمان, زمینه سازان ظهور, پیشقراولان ظهور, منجی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

یک ضرب المثلی از قدیم هست که، مُلّا شدن چه آسان، آدم شدن محال است، یا بعضا بجای محال گفته میشود. آدم شدن چه مشکل❗️...
یادم هست که در سالهای خیلی دور، تصادفا در مجلسی حاضر بودم، که فرد مشهوری در آن زمان، که استاد علوم قرآنی و قرائت بود، از شاگردانش سوال مینمود که:
اول باید مسلمان شویم، بعد انسان و آدم، یا بر عکس است؟ و خودش به آن رسیده بود، که اگر انسان و آدم نباشیم، مسلمان خوبی هم نمیشویم❗️...
مشکل دینداری این است که، هر کس مذهب و طریق خودش را می بیند و آن را دین خالص میداند، آن هم با اینهمه مذهب و فرقه متعدد و حتی در تضاد با یکدیگر❗️...
میشود سوال را اینگونه هم تجزیه و طرح نمود که:
اگر هر طریقه و مذهبی، تعالیم آن را انسان و آدم شدن هم بپندارد و انسان و آدم شدنی مستقل از طریقه ها قائل نباشد، طبیعی است که غالبا انسانیت و حقوق سایر انسانها را نقض نمایند و آن را از نظر مذهب خویش مشروع و دینی هم بدانند❗️...
در آنصورت، باید همه مذاهب و فرقه ها را دارای تفکری اشعری تلقی نمود، که به حسن و قبح فرقه ای و شرعی در مذهب خویش قائلند، نه حسن و قبح عقلی، ذاتی و عمومی و در واقع آنچه که گم میشود، ماهیت اصلی خدا، دین و انسانیت است❗️...
اما سوال اساسی این است که، انسانیت مشترک و عام را از کجا بیابیم، که ضد دین حقیقی و راستین هم نگردد❗️...
بارها عرض کرده ام و باز هم تاکید میکنم که، حتی در قرآن نیز آیه ای هست که آیه فطرت مینامند، که دین راستین، فراگیر و عام را معرفی مینماید، یعنی تاکید بر همان فطرت انسانی که بر اساس فطرت الهی سرشته شده، بعنوان دین حنیف و قویم از نظر خداوند❗️...
مفسرانی، آن را به اسلام تعبیر میکنند، اما کدام اسلام، با وجود اینهمه مذهب و فرقه و شعبات مختلف و متضاد در اسلام و ادیان⁉️...
فطرت، جمع کننده انسانیت و دین راستین است، که با علم حضوری و ناخودآگاه درک میشود، نه علوم و عقائد قشری حصولی و ضد یکدیگر❗️...
این دین راستین، از طریق <وجدان و الهام> خودش را به انسان نشان میدهد و تنها مانع و حجاب آن، نفس و تعالیم قشری در جهت نفسانیت است، یعنی همین عصبیتهای مذهبی، ضد مذهبی، قومی، نژادی و حتی خودشیفتگی فردی❗️...
بعضی آدمها نفسانی تر هستند و کار سخت تری در تربیت خویش دارند و یا آنکه تعالیم فرقه ای، آنها را پیروانی دارای عصبیت و حس برگزیدگی تربیت مینماید، که محصور در ارزشهای فرقه ای یا همان حسن و قبح فرقه ای میگردند و از نظر دیگران، گمراه، بی رحم و دارای جهل مرکب دیده میشوند❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: متدین, متدین بودن, انسان بودن, آدم شدن
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

برای کربلا رفتن، انگیزه، وسیله مسافرت، ارتباطات و در این سالها، توانائی مالی مهم است، اما هدف از سفر، همه این تدارکها، نحوه رفت و آمدها و میزان هزینه کرد ها نیست، مهم با چه حال و مقامی بازگشتن است❗️...
وقتی که بر میگردی، با خودت چه پیامی و اصطلاحا براتی می آوری؟، لذا منظور درون ساک، کیف و اعتبار دنیوی زیارت نیست، بلکه باید دید، از این سفر، بجز موارد فوق، به تو چه داده اند⁉️...
باز هم باید گفت که منظور، تعریف کردن خاطرات سوار و پیاده شدن از هواپیما، اتوبوس یا ون، یا خوردن انواع غذاها و خدماتی که از هتل ها، یا مردمان بومی مسیر گرفته ای نیست❗️...
یا آنکه چندین بار زیارتنامه و نماز زیارت خوانده ای، یا ادعای توخالی نوکری حسین ع، یا طلبکاری بهشت به ازای گرم کردن مراسم حسین ع، یا تماشای معماری و رنگ طلائی ضریح و حرم ها و اشتباه گرفتن آن با وجود حسین ع❗️...
یا بخود بالیدن خودخواهانه و ثواب گرایانه و سفر رانتی و دولتی و ادعای توفیق خدادادی سفرهای متواتر به کربلا⁉️...
یا حتی منظور، پارچه های متبرک، مهر و تسبیح و یا خاک و تربتی که آورده ای و به اطرافیانت هدیه میدهی نیست، بجز اینها با خودت چه آورده ای⁉️...
بنشین خوب فکر بکن، که بجز اینها چه چیزی به تو داده اند، اگر آن را با خود آورده ای!، به مقصود رسیده ای، این آن چیزی است که این سفر باید به تو بدهد❗️...
نه محاسبات نفسانی است، نه ثواب تاجرانه، نه تبعیت عبیدانه و نه چشمداشت فاخرانه و متظاهرانه، آن هم در میان مردمی فقیر و گرفتار، در مصیبتهائی مشابه حسین ع و همراهان حسین ع❗️...
هدیه کامل و حقیقی آن سفر، بی پیرایگی فناگونه، فهم جایگاه انسان در خلقت و کسب مقام حریت است❗️...
🌹 عِبادَةُ الأَحرارِ، و ولایت الاحرار🌹...
بندگی آزادمنشانه و بدون چشمداشت جهنم و بهشت🌱 ...
و امامت و ولایت احرار و حسینی، یعنی همراه با انسانیت، حریت و نیکی🌹...
و نه امامت و ولایت برده وار و یزیدی، یعنی همراهی با پلیدی و ظلم، فساد‼️...
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ🌹
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: کربلا, اربعین, حسینی بودن, یزیدی بودن
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

دین عوام و خواص جعلی و حقیقی با یکدیگر متفاوت است، چه عوام بعنوان عوامانه، چه به معنای عامیانه و عمومی و چه خواص بعنوان دین عالمان دین، کشیشان و کاهنان و چه خواص بمعنای اهل تعمق در دین❗️...
برای آنکه عوام و خواص حقیقی بیان شود، باید به دین حداقلی و دین حداکثری گریزی بزنیم، که با برداشت جعلی از دین حداقلی و حداکثری متفاوت است❗️...
برداشت جعلی و مشهور از دین حداقلی و حداکثری، معطوف به حداقلی یا حداکثری دیدن قدرت و حکومت دینداران است، یعنی کاهش قدرت دینداران به حداقل، یا افزایش به حداکثر❗️...
دین حداکثری در این برداشت، در واقع دین حداکثری نیست، حتی از دین عوامانه و عامیانه از دین نیز نازل تر است، با اتکا بر اجبار و اصرار بر ظواهر و مراسم که متضاد با معنویت، انسانیت و معرفت دینی است❗️...
دین عوام و خواص حقیقی، متکی بر این برداشتها نیست، نه عوامی مترادف با جهل و خرافه و نه خواصی به معنای عالمان، فقیهان، کشیشان و کاهنان اهل ظاهر دین❗️...
دین عامیانه حقیقی، از آن جهت برای عموم لحاظ میگردد، که نمیشود از عموم مردم انتظار داشت، که در امر معرفت دینی، مثل پیامبران، قدیسان و حتی عارفان <اهل شهود> و فیلسوفان <اهل تفکر> باشند❗️...
دین عمومی، بمعنای تربیت مذهبی سالم، اهل شدن و پاک زندگی کردن است، بدون نیاز به خرافه و غلو برای جلب ایمان و یا متکی بودن بر تبعیت صرف از عالمان و حاکمان برای شرط دینداری❗️...
دین خواص حقیقی، که بنوعی دین حداکثری، یا در واقع حداکثر ظرفیت دینداری است، جنبه قدرت، حکومت، اجبار و خشونت ندارد و به عالمان، فقیهان و روحانیون ادیان نیز اطلاق نمیشود، زیرا در میان آنها نیز بوفور اهل ظاهر، اهل خرافه، سطحی نگر و متعصب و متحجر وجود داشته اند و دارند❗️...
خواص حقیقی، که طبقه ممتاز از نظر معنوی در میان دینداران (و در نزد خدا هستند، نه مردمان) و این امر برای آنها امتیاز و مقام دنیوی فراهم نمیکند، اهل معرفت، تعمق و کشف و غور در عالم غیب و آشکارند❗️...
دین حداکثری، به جبر و خشونت و حکومت و قدرت نباید تعبیر میشد، حتی به لباس و کسوت عالمی و کاهنی ادیان و مذاهب نیز نباید متکی میگردید، که اینها نیز غالبا اهل ظاهر و سطح بوده اند و همین تسلط اهل ظاهر عوام و عالم سطحی، موجب ظلم و ستم بنام دین، جباریت دینی و غلو و خرافه گردیده است❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عوام, خواص, دین حداقلی, دین حداکثری
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

🌱 < بهشت در لغت ریشه‌ی اوستایی دارد و به معنای خوش‌تر، نیکوتر، جهان بهتر (فردوس، خلد، جنت). جای خوش آب و هوا، دارای فراوانی نعمت و آراسته است>🌱
✅ اگر شما عاشقی را که نزد معشوق نشسته است صدا بزنید، که فلانی بلند شو بیا برویم تا باغی سرسبز و پرمیوه را به تو نشان بدهم، عاشق، معشوق را بخاطر دیدن باغ رها نمیکند، چون بهشت او بالاتر از باغ و میوه است❗️...
✔️ حتی اگر به او بگوئید در آن باغ، زنان و دختران زیبا (یا همان حوریان) بوفور وجود دارند و میتوانی خوش باشی، اولا عاشق، معشوق خویش را برای سایر زنان و حوریان رها نمیکند و در ثانی، از معشوق و محبوب خویش شرم میکند که بدنبال خوشگذرانی برود و در واقع، کذب بودن عشقش به او را ثابت کند❗️...
✔️ حتی اگر معشوقش هم بگوید که مرا رها کن و برو به دیدن باغ و گل و حوری!، این کار را نمیکند و بهشت حقیقی اش که لقاء و قرب محبوب است را با کم محلی به معشوق رها نمیکند❗️...
✅ اینکه میگویند که عشق موجب درک توحید است، در واقع همان درک وحدت وجود منظور است، زیرا عاشق هر چه را که نشان از معشوق دارد، وابسته و پیوسته به او می بیند و به آن هم به دیده عاشقی مینگرد❗️...
✔️ بارها مثال زده ام که پسری روستائی که عاشق دلباخته دختری در روستا است، به درب و دیوار آن خانه، آدمهای آن خانه و حتی خری که از آن خانه بیرون می آید، به دیده نشانه معشوق و دیده عاشقی مینگرد❗️...
✅ لذا هر چه در این دنیا هست، چون مخلوق خالق محبوب است و نشان معشوق، با دیدگاه وحدت وجودی مینگرد، یعنی بو و خوی بهشتی و معشوق دارد❗️...
✔️ انسان عاشق، گیاهان، پرندگان، حیوانات، انسانها، حرکت مردم در خیابانها و گذرها، تا آسمان، خورشید، ابر و باران و همه هستی را به چشم عاشقی مینگرد❗️...
✅ این جهان و آن جهان، همه مصنوع و اثر یک خالق است و کارگاه هستی او، لذا همه جلوه بهشتی دارند و تفاوتی نیست❗️...
✅ بهشت توصیف شده، یک طبع است، چه گیاه، چه حیوان و چه انسانها و حوریان و این طبع بهشتی در همین جهان نیز موجب ظهور و وجود آنها شده و قابل رویت و درک زیبائی بهشتی آنها است❗️...
✅ اگر عارفان بزرگ، در پی گذر و گذار از این دنیا بوده اند، برای گل و گیاه، حیوانات، حوریان و موجودات بهشتی باکیفیت تر و رایگان تر نبوده است، بلکه برای درک فنای کامل تر بوده است و بهشت لقاء و قرب بالاتر❗️...
✅ در آیه ای از قرآن، به <نفس مطمئنه> اشاره شده است، که نفس صیقل یافته فراخوانده میشود:
< تو اي نفس خودساخته و آرامش يافته، به سوي پروردگارت بازگرد، در حالي كه هم تو خوشنودي و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگان خاصم در‌آي و در بهشت ویژه قرب من وارد شو>.🌱
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »؛ 🌹

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: بهشت, دنیا, بیداری, آگاهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM