یکی از اختلافی ترین مباحث تاریخی در عرفان و تصوف، موضوع انفکاک و یا پیوستگی عرفان با مذهب میباشد.
در بعضی از مذاهب اسلامی خصوصا" در اهل سنت که عمل گرا و شریعت گرا تلقی میشوند، مبحث معرفت، عرفان و حتی فلسفه، با شدت و ضعفهائی در سطح آنها، مطرود و مردود شمرده شده و بدعت تلقی میشوند.
تشیع، بیشترین پیوستگی را با عرفان دارد و علت آن، روش، تفکر و سخنان و نوشته های پیشوای اول شیعیان یعنی امام علی ع بوده است.
عده ای عرفان را مرتبه ای از مذهب می پندارند و عده ای نیز آن را فراتر از مذهب و طریقی خاص و فرامذهبی تلقی مینمایند.
برخی نیز با توجه به حصول تعمق و یقین شهودی در عرفان، لزوم و جایگاه مذهب را نفی میکنند و برای عرفان یا تصوف به عنوان طریقه ای جایگزین، اصالت قائلند.
کدام تفکر، صحیح تر و منطقی تر بنظر میرسد؟ ...
(مابقی در ادامه مطلب)
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: مذهب و عرفان, عرفان بدون مذهب
ادامه مطلب
