اهل اشراق، چه اهل فلسفه اشراق و چه اشراق عرفانی و تجربت، کمتر اهل جدل و جدال اند، اما متفکران پیرو سقراط و ارسطو یا همان پیروان طریقه مشاء، کشف حقیقت را در گرو بحث و جدل طولانی و تفصیلی میدانند، تا در خلال این تعمق و حفاری تفکر، حقیقتی کشف گردد❗️...
اهل عرفان، حقیقت را با تفکر و مباحثه قابل کشف نمیدانند، بلکه در قالب کشف و شهود حضوری و تجربه عرفانی قابل کشف و تجربه میدانند❗️...
تفاوت فلسفه اشراق با عرفان آن است، که اولی در صورت صیقل خوردگی تفکر، نهایتا به علم الیقین و توصیف حقیقت منجر میگردد و دومی یعنی عرفان به عین الیقین، یا تجربه و مشاهده عینی❗️...
مشائیون، که اهل مجادله منطقی و فلسفی اند، قابل احترام اند و جدلشان مثبت و احسن است، زیرا هدفشان از سوال و تشکیک، کشف حقیقت است❗️...
اما اهل جدل و جدال منفی، بدنبال کشف حقیقت نیستند، بلکه در سایه تعصب و توقف، یا می پندارند که حقیقت فقط در نزد آنان است، یا آنکه هدفشان از مجادله و جدال، پوشاندن حقیقت است، که مصداق حقیقی «کفر یا پوشاندن حقیقت» است❗️...
در این طیف کسانی هستند که، تفکر و اشراق را تقبیح مینمایند، چون بدعت می پندارند، لذا فهم شخصی و تبعیتی از منقولات، حقیقت انگاشته میگردد❗️...
تفاوت اهل جهل متعصب با متجاهلین اهل سفسطه آن است، که اهل جهل فریب خوردگانند و اهل سفسطه و تزویر، فریب دهندگان و گمراه گران❗️...
فریب خوردگان، مثل رباتی غیرزنده یا غیرارگانیک اند و ناقض خودآگاهی و تعقل نوع انسان، یا مردگانی متحرک و مسخ شده❗️...
علی ضروری زنوز
برچسبها: جدل فلسفی, فلسفه مشاء, جدال احسن, جدل جاهلانه
