هر آنچه که در طبیعت موجود است، ابتدا بصورت ذهنی شکل گرفته است، یعنی طراحی منطقی 1 شده و در فرض محال، اگر نقص و عیبی هم بوده، در مرحله طراحی رفع شده و سپس موجودیت یافته است، روند تکامل نیز ناقض این نکته نیست، زیرا اگر طرح ذهنی بصورت منطقی و با مختصات صحیح تعریف نشود، اصلا"موجودی شکل نمی گیرد و اگر بگیرد ناقص الخلقه و معیوب است، لذا بنیاد هیچ موجودی در طبیعت، بر نقص و عیب نیست.

  زمانی که پدیده ای در مرحله طراحی ذهنی و منطقی است، میباید مختصات آن بصورتی تعریف شوند که مدلی کامل ارزیابی شود، تا به مرحله موجودیت یافتن عینی یا طراحی فیزیکی 2، وارد شود و موجودی منطبق با قوانین طبیعت و آفرینش شکل گیرد، یعنی X, Y, Z آن، جامع و مانع تعریف شوند تا دوام،کارآئی و مطلوبیت مورد نظر را داشته باشد، مدلی منطقی و سازگار با طبیعت.

   کشفیات علمی، در واقع درک منطق طراحی موجودات آفرینش هستند، آنها مکاشفه و یافتن راز و سری از رازهای مکتوم خلقت میباشند.

    بوی گل رز، برآمده از مختصاتی مادی و فیزیکی است، اما در ابتدا بصورت طرحی ذهنی وجود یافته و بدون موجودیت فیزیکی نیز، تعریف شده و دارای موجودیت ذهنی است.

   انسان در ساخته های خود به تدریج به این امر مهم، واقف شده است که بدون طراحی و مدلسازی منطقی و ذهنی، طراحی فیزیکی سیستم مورد نظر، امکان پذیر نیست، یعنی ابتدا باید در ذهن، طرحی شکل گیرد، که منطق ذهنی و قواعد طبیعی، آن را تایید کنند و آنگاه، امکان آفرینش مادی و فیزیکی مهیا میشود، لذا طبیعت و جهان نیز که واجد قواعد و قوانین دقیق و جامع است، قطعا" با طرحی منطقی، تکوین و موجودیت یافته است و این درسی است که طبیعت به ما داده است تا در خلاقیت و ساخت، از آن پیروی کنیم.

   قوانین طبیعت، هیچ طرح و موجود سست و فاقد ساختار منطقی را نمی پذیرند و آن را پس میزنند.

  جوامع عقب مانده، جوامعی هستند که ساختار و شکل گیری آنها، از طراحی منطقی و مکاشفات علمی پائین تری برخوردار است، یعنی از سطح شناخت و بلوغ پائینی برخوردارند.

  سیستمهای اجتماعی نیز تابع این اصل اند و اگر سیستمی منطبق با قواعد طبیعی و منطقی نباشد، محکوم به تشتت، بحران و فنا است.

   بالاترین سطح شناخت علمی و توسعه یافتگی، در دل خود طبیعت مستور است و رازهائی هستند که ما به مرور و با ارتقاء بلوغ بشری، مکاشفه مینمائیم و آفرینش، مدلی منطقی است به حد کمال مطلوب.

   هیچ موجودی را در طبیعت، نمیتوان بصورت کاملا" مادی و فیزیکی فرض کرد، زیرا همگی تابع قوانین و قواعدی هستند، که بصورت نرم افزار و سیستم عامل بر طبیعت و موجودیت خود آنها، حاکم است.

  ما نیز جزئی از طبیعتیم و مکاشفات عرفانی، در درون طبیعت و در درون ما، مستور است، شناخت حیات ناب موجود در طبیعت، سیری آفاقی است و سیر انفسی، منشااش در وجود و سرشت ما است که موجودی درون همین جهانیم.

 مکاشفات علمی، تبدیل به مکاشفات عرفانی میشوند، اگر که به کشف طرح منطقی حیات، منجر شوند!.

    و در نهایت اینکه، قطعا" قواعد منطقی جهان مادی با فرا مادی منطبق اند و در طول یکدیگرند، در غیر اینصورت یادگیریهای ما در این جهان، بیهوده خواهند شد و طبیعی است که اگر قواعد تغییر کنند، جهان فرا مادی برای ما غیر قابل فهم و گنگ خواهد بود.

   <نوشته ی علی ضروری زنوز>


Logical modelling

     1Logical planning

2Physical planning


برچسب‌ها: طراحی منطقی, طراحی فیزیکی, وجود ذهنی, وجود عینی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM