با آنکه عالمان ادیان و مذاهب، آشناترین اشخاص به عقیده مذهبی و فرقه ای خویش هستند، اما علم آنها ملاک ارزیابی طریقه و آئین آنها نیست❗️...
وظیفه یک عالم، کاهن، کشیش، موبد، مفتی و روحانی هر مذهب و آئینی، دفاع و تشریح اصول و فروع عقائد و احکام طریقه برای پیروان است و کمتر توفیق می یابند، تا عیوب و نقائص طریقه را نیز فهم کنند و یا در صورت فهم، پذیرا باشند❗️...
از آنها میشود سوال نمود، اطلاعات کسب کرد و از جزئیات مطلع گردید، اما نمیتوانند قاضی و داوری منصف در مورد عقیده خویش باشند❗️...
هر مذهب و فرقه ای میتواند خود را بحق بپندارد و حتی با عصبیت و علم قشری، دیگران را نابحق، کافر و منحرف بنامد، اما نباید قدرت آن را داشته باشد که دیگران را حذف کند❗️...
آنچه در انسانها موجب احترام به عقیده دیگری است و مشابه انتظار احترام برای عقیده خویش، درک واقعیت تکثر عقائد و فرض نمودن خویش بجای دیگری است، که آگاهی فراتر از علم قشری و عقیدتی می خواهد❗️...
این همان فراآگاهی است، که عارف و خردمند دینی دارند، اما اهل ظاهر جزم اندیش ندارند❗️...
علی ضروری زنوز
برچسبها: تبعیت, علم قشری, عالمان مذاهب
