در خواست عاقبت به خیری برای خود ودیگران، دعای خوبی است و برگرفته از کلام وحی که " خداوندا عاقبت کارها وامور ما را نیک و خوب قرار ده " اما وقتی برای خودمان یا دیگران میگوئیم، انگیزه مان چیست؟

 ترس از تغییر به سوی بد شدن یا بد عاقبت شدن در اواخر عمر، یکی از انگیزه هاست، که دعای خوبی است.

 اما اگر هدف، خوب دانستن و تقدیس خویشتن باشد و اینکه از خداوند بخواهیم یا با کنایه به اطرافیان تلقین کنیم که ما الان خیلی خوبیم و تا آخر هم همینطور بمانیم !

این بد عاقبتی  است! چرا؟...عرض میکنم :   

 شیطان که بد عاقبت شد، از مشروب خواری، فساد، نشناختن خدا (که اینها هم بد است) و...، بد عاقبت نشد، بلکه از خوب دانستن خود، از بد دانستن دیگران (انسان) و تقدیس خویش،‌ بدعاقبت شد، به کلام ساده به خدا گفت، وقتی که من به این خوبی و پاکی هستم! چرا دیگر این آدم بد و فاسد را می آفرینی؟

   عزازیل جن، یا بعدها،  ابلیس فرشته، که در آسمان چهارم، کرسی استادی توحید برای فرشته ها داشت و شاید هنوز هم، ظاهر کرسی اش، موجود باشد، از خود بینی و غرور، بد عاقبت شد.

   تکفیری ها و سلفی های القاعده هم ، با احساس خلوص کامل! عملیات انتحاری، انجام میدهند و فکر میکنند، خودشان عاقبت به خیرند! و بقیه آدمها، ناپاک و ناخالص! آیا این همان جمله ی شیطان نیست؟   

 مراقب باشیم که وقتی برای خود دعای عاقبت به خیری میکنیم از تقدیس خویشتن!؟ نباشد...

                و ... وقتی برای دیگران است از روی کنایه و تحقیر!؟ نباشد... 

<نوشته ی علی ضروری زنوز> 


در زهد اگر موسی و هارون آیی

و آنگاه چو جبرئیل بیرون آیی

از صورت زهد خود چه مقصود تو را

در سیرت اگر یزید و قارون آیی

دیوان شمس   


برچسب‌ها: عاقبت, عاقبت به خیری, بد عاقبتی, تقدیس خویشتن
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM