بر خلاف ادعاهای بعضی در توجیه همجنس بازی یا همان لواط با شاهد و همجنس، عشق افلاطونی یا platonic love، عشقی است که در آن هیچگونه رابطه جنسی شکل نمی گیرد، یعنی جنبه جنسی ندارد، چه با همجنس و چه غیر همجنس❗️...
✅ سقوط در منجلاب فساد، ظلم و ستم و آلودگیهای جنسی کثیف، در بعضی منجر به مکانیزم انفعالی توجیه آلودگیها گردیده و عقل، فلسفه و کلام را در خدمت توجیه فساد، تباهی و ظلم و انحراف دوران خویش در می آورند❗️...
✔️ همانگونه که حسن و قبح شرعی و جعلی را بر حسن و قبح عقلی و حقیقی رجحان میدهند، تا در واقع حسن و قبح را بی معنا نمایند و قبح را بجای حسن القاء کنند❗️...
✅ اخیرا با مطرح شدن چند مورد از آنچه باید همجنس بازی و عمل قوم لوط نامید، برای آن نیز توجیه و تزئین ساخته میشود و از افلاطون، ملاصدرا و حافظ و حتی از مصونیت اهل ولایت! مایه میگذارند، تا آن را امری لازم و حتی طبیعی جلوه دهند❗️...
✅ عشق افلاطونی را به همجنس بازی یا همجنس گرائی تقلیل میدهند و به بیانی از ملاصدرا در مورد حیوان بودن زن استناد میکنند، تا ثابت نمایند که عشق زن و مرد جنبه جنسی و حیوانی دارد، اما عشق مرد به مرد، جنبه انسانی و شاید هم بنظر آنها الهی و حقیقی‼️...
✅ در مورد حیوان تلقی شدن زن در بیان ملاصدرا نیز، باید توجه شود که نامی از زن نیاورده و نکاح را که برای ارتباط جنسی مطرح میگردد، به مشخصه حیوانی انسان مرتبط نموده است و اگر ارتباط جنسی وجود نداشته باشد نکاح نیز مطرح نمیگردد❗️...
✔️ حیوان بودن در مشخصه جنسی، توالد و تناسل و پستاندار بودن انسان مطرح است❗️...
✅ ابن عربی نیز در مورد توصیف بهشت، به عدم وجود آلات و اعضای جنسی اشاره دارد و وجود آنها را مرتبط به مقتضیات دنیوی و تولید مثل میداند❗️...
✅ در مکاتب شرق دور و بودیسم و جاینیزم نیز، به تانترا یا یوگای جنسی اشاره شده است که بدون ارتباط جنسی است و در جهت درک و تجربه عشق حقیقی فراجنسیتی❗️...
✅ اگر در میان بعضی از فرقه ها و اشخاص مانند قضیه قوم لوط، همجنس گرائی، همجنس بازی، شاهد بازی و ارتباط جنسی با همجنس وجود دارد، به معنای تجربه عشق حقیقی، عشق افلاطونی و تانترا نیست، بلکه در حوزه شهوت و انحراف جنسی است❗️...
✔️ اگر انحراف جنسی مینامم، بدلیل آن است که اولا انحراف از ساختار جنسیتی و طبیعی در آلات و اعضای جنسی زن و مرد و جاذبه های جسمی و رفتاری ویژه است و همچنین سیستم پیچیده باروری و ژنتیک در درون جسم مرد و زن، که آنها را مکمل و مجذوب هم قرار داده و گرایش به همجنس، خارج از طراحی جنسیتی جسمی و روانی است❗️...
✔️ و در ثانی، عشق نیز فراتر از ارتباط جنسی است، عشق حقیقی و بهشتی شاخص عشق، جنبه جنسی و جنسیتی ندارد و تجربه آن نیز موکول به ارتباط جنسی نیست، حتی اگر بدلیل مقتضیات دنیوی و توالد و تناسل، عشق و جنسیت امتزاج یافته باشند❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عشق, عشق افلاطونی, همجنس گرائی, زن
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

واقعیت آن است که بدلیل افکار و اعمال شیطانی و شرورانه بعضی پیروان قدرتمند ادیان و مذاهب، مکاتب فلسفی و حتی شیطان گرایانه ای در جهان از دیر باز مطرح شده اند، که اداره جهان مادی را به واسطه شیطان میدانند❗️...
در دیدگاه بعضی از آنها، شیطان واسطه خداوند در اداره جهان مادی است و ادیان و حتی ارسال پیامبران نیز توسط اوست❗️...
بسیاری به طیفی از این تفکر رسیده اند که شیطان بر مذاهب تسلط دارد و در واقع به ثنویت و دو قطب خیر و شر در جهان اعتقاد دارند❗️...
عملکرد منفی مذهبیون افراطی و تکیه بر ظاهر بخشی از کتب آسمانی، سنت و روایات، بر این برداشت و استقرار شر منجر گردیده است❗️...
✔️ اما دو نکته و اشکال اساسی باید مورد توجه قرار گیرد:
اگر اداره جهان مادی به شر و شیطان سپرده شده باشد، پس باید مظاهر و طبیعت این جهان نیز به شکل دیو و دد و زشتی ها ظهور یافته باشند، نه این طبیعت، حیوانات و پرندگان زیبا، زمین و آسمان به غایت خیر و شگفت انگیز و وجود عشق و محبت در میان حیوانها و انسانها❗️...
اگر این ترکیب خیر و شر را، کسی با ثنویت و اداره دو نیرو در جهان توجیه نماید نیز، از یک نکته اصلی غافل است که چرا یک خدا خودش مرکز هر دو در نظر گرفته نشود⁉️ ...
خدائی که اذعان دارد که من هم خودم مرکز هدایت هستم و هم خودم مرکز ضلالت، که هر دو به جهت تجربه خودآگاهی و انتخاب و اختیار لحاظ گردیده است❗️...
در دینداری نیز، گزینه شر و خیر وجود دارد که نفس انتخاب میکند و یا عقل، فطرت و وجدان انسانی❗️...
در واقع، انسان در چالش سپاس، یا ناسپاسی قرار دارد، شاکری یا کفوری❗️...
اگر این چالش و دو راهی درونی و بیرونی لحاظ نمیگردید، انسان خودآگاه نیز موضوعیت نمی یافت و همان فرشته میگردید❗️...
لذا از این اوضاع جهان شگفت زده نشویم، اینجا بهشت و ملکوت نیست، دنیای خیر و شر توامان است و یک معمار واحد دارد❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: هدایت, ضلالت, شیطان, گنوسیسم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

آیا عارفان بزرگ و محرز مانند ابن عربی، مولانا، بایزید، جنید و حافظ، تا عارفان معاصر مانند سید علی قاضی و شاگردانش همچون علامه طباطبائی، حسن الهی، کشمیری و ... که مقام ولایت حقیقی یعنی قرب و وصل بواسطه فنا را حائز بودند، میباید در جایگاه حاکم و ولی امر مسلمین قرار می گرفتنند⁉️...
آیا فیلسوفان گذشته و معاصر که به گوهر تفکر و عقلانیت مزین بودند، مانند سقراط، افلاطون، ارسطو، فلوطین، شیخ اشراق، ابن سینا، ملاصدرا تا فیلسوفان و حکیمان بعدی، میباید در جایگاه حاکم، پادشاه و ملک می نشسته اند❗️...
اولا وقتی که در بین خود مسلمانان و فقیهان، عارف و فیلسوف خارج از حیطه معرفت دینی و دینداری محسوب میگردید، چگونه ممکن بوده است که بجای طرد و تکفیر، در حد ولی امر و حاکم مطرح شوند⁉️...
در ثانی حتی در صورت فرض پذیرش فقیهان، آیا عارفان و فیلسوفان یاد شده، اهلیت حکومت داشتند، خود می پذیرفتند و کارآمدی نیز داشتند⁉️...
✅ مقام ولایت یا اتصال به غیب و علم حضوری، بدون فنا و معرفت عرفانی قابل طرح نیست، لذا فقیهان و ولایت فقهی که بر فقه و استنباط از منقولات تکیه دارند، جایگاهشان بمعنای ارتباط با غیب نیست و هر ادعائی در این زمینه و ارتباط با غیب و امام زمان مردود خواهد بود❗️...
به نقل از امام یازدهم، از امام صادق ع در مورد شرط پیروی از علما و مقایسه با علمای یهود سوال کردند و پاسخ ایشان آن بود که:
✔️ اگر مردم ما از علماى خود فسق آشکار، تعصب شدید و حرص بر دنیا و اموال حرام ببینند، هر کس از این دسته از علما پیروى کند، آنان نیز مثل یهود خواهند بود که خداوند آنان را به دلیل پیروى از علماى فاسق نکوهش نموده است❗️...
✔️ شرط تقلید از علما آن بیان شده است که: «فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه»؛ عالمانى که خویشتن دار و پرهیزگار باشند، دین خود را نگه‌دارند، مخالف هوا و هوس و مطیع فرمان مولا و خداوند باشند، لذا مردم می‌توانند از آنها بعنوان مرجع و محقق دینی تقلید نمایند»❗️...
✅ البته که اینها در زمینه تقلید و مرجعیت در امور دینی است، نه آنکه عارفان، فیلسوفان و فقیهان در جایگاه حاکم و پادشاه بنشینند، زیرا امامت و مرجعیت دینی در همه ادیان، مذاهب و فرقه ها مطرح است، که توسط عالمانشان باید انجام شود و مختص عالمان اسلام و شیعه هم نیست❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: حکومت, حکومت دینی, حکومت اسلامی, ولایت
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

ابن عربی جمله ای قریب به این مضمون دارد:
بعضی گناهان این دنیا، ماهیتا نعمتهای بهشتی هستند و در بهشت نعمت اند و فقط در این دنیا منع شده اند❗️...
قبلا مطلبی نوشته بودم، با عنوان گناهان انسانی و گناهان شیطانی، که به موضوعی پرداختم که بعضی گناهان که در بهشت نعمت اند، در واقع گناهان بشری هستند و در این جهان بدلیل نفس منع شده اند و ماهیتا گناه نیستند، همانها که علیرغم منع در این دنیا، در کتابهای آسمانی بعنوان نعمت بهشتی و پاداش اخروی بیان شده اند❗️...
اما گناهانی هستند که شیطانی نامیده ام و ماهیتا پلید هستند، چه در این دنیا و چه در ملکوت، مثل ظلم و ستم، دروغ، غیبت، حسد و امثال آن، که هیچ گاه نه نعمت محسوب میشوند و نه پاداش❗️...
لذا بسیاری از انسانها که به گناهان با ماهیت شخصی و بشری دچار میشوند، بخشش آنها حق خدا تلقی میگردد، اما گناهان شیطانی غالبا مرتبط به نگاه به دیگران و پلیدی در حق مردم اند، لذا در صورت ارتکاب، بجز مردم نمیتوانند ببخشایند و این امور پلیدی ذاتی دارند، نه صرفا پلیدی دنیوی❗️...
طاعات و تدین اگر به پلیدی آلوده گردند و موجب تضییع حق الناس، موجب عجب و خودبینی و گناهانی مانند اشاعه دروغ، فریب، تهمت، تخریب انسانها، بی رحمی، جنایت و صفات مذموم، در واقع ماهیتا جهنمی و شرند❗️...
ارتکاب آنها هم در این دنیا و هم حتی مثل ابلیس در ملکوت، پلیدی است و موجب دوری ماهوی و درونی از پرستش و مسیر خیر و صلاح❗️...

جملاتی از رساله غوثیه محیی الدین ابن عربی":
"عجز سرچشمه انوار است و عجب سرچشمه ظلمت" ❗️...
"اهل معاصی محجوب اند به معاصی و اهل طاعت محجوب اند به طاعت"❗️...
"من نزدیکم به عاصی! بعد از آنکه فارغ شد از عصیان و من دورم از مطیع! وقتی که فارغ شد از طاعت"❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: گناه, گناه بشری, گناه شیطانی, طاعت
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM