در ساحت عمومی، عرفان چیزی جز همین شعرهای مولوی و حافظ و بیان زیبائیها و عشق به عالم و دوری از سطحی اندیشی و تعصب و خودبینی نیست❗️...
مدتی قبل جائی خواندم که آیت الله سیستانی از ترویج نوعی عرفان در ایران که بیشتر بدنبال ترویج کرامات و چشم برزخی و غیب گوئی است انتقاد کرده اند❗️...
البته مکتب نجف که به تفکیک بین دین و عقل و شهود شهره است، با فلسفه و عرفان سازگاری ندارد، اما این تذکر آیت الله سیستانی تذکر کاملا درستی است و تذکر آن بخشی است که نباید باشد، مثل ترویج کرامات، چشم برزخی، غیب گوئی و اموری که در ساحت عمومی ممنوع است و موجب وهم و خرافه، زیرا فهمیده نمیشود❗️...
علوم غرییه، ارتباط با اجنه، طالع بینی، دعا نویسی، پیشگوئی، چشم برزخی و دیدن باطن افراد، اینها در ساحت عمومی و عوامانه، بیشتر به خرافات، وهم و حتی سحر و جادو منجر میشوند و موجب فریب و حقه بازی اند، لذا در مسیر دیدن زشتی ها و ممنوعه ها هستند، در حالیکه عرفان مولانا، حافظ و بزرگان معرفت، دیدن زییائیها، تبلیغ عشق و محبت و آگاهی است، نه جهل و خرافه و ظواهر و موهومات❗️...
از عرفان سوء استفاده های حکومتی و مدیریتی هم میشود، حتی در فوتبال که جنبه موهوم، خرافی و فریبی آن است و حقه بازی و در مسیر سحر و ایمان کاذب❗️...
بیان پیشگوئیها و استفاده از اشخاص برای تبلیغ افکار مد نظر، کارکرد عرفانی ندارد، بلکه در مسیر همان خواب گزاریها و پیشگوئیها و سحر و طالع بینی گذشتگان است که در ارتباط با اجنه بوده است❗️...
از هر پدیده ای سوء استفاده وجود دارد و در موضوع عرفان که در واقع در مقابل ظاهر گرایان و برای دوری از ظاهر بینی و جمود و تعصب مطرح می‌شده و به نوعی روشنفکری اشراقی در زمانه خود بوده است، نیز در جهت مطامع دنیوی وجود دارد❗️...
عرفان مولانا، حافظ و حتی فلسفه و حکمت، جهت دوری از سطحی نگری و جمود دینی و درک و معرفت زیبائیها و حقائق عالم مطرح شده اند و این تنها کارکرد عرفان و معرفت در ساحت عمومی است❗️...
بزرگترین و معروفترین آثار فرهنگ عمومی ایرانیان همین دیوان اشعار و کتب نظم و نثر عرفانی است، لذا ترویج عرفان که هستی شناسی اشراقی است، کارکرد زیبائی شناسانه و اجتماعی نیز دارد و بیشترین آثار مطرح ادبی و فاخر را کتب عرفانی تشکیل داده اند❗️...
هیچکس بجز اهل ظاهر، به مولانا، حافظ، ابن عربی، سعدی و ... ، نمی‌تواند بگوید عرفانت برای خودت است و برای آنکه ریا و تظاهر نشود به هیچکس نگو❗️، زیرا رسالت عرفان و عارفان در سفر و منزل چهارم اسفار اربعه، گفتن حقائق و زییائیها به خلق است، که بدلیل فنا و احراق، ریا و تظاهری نیز وجود ندارد و بقول مولانا زبان حق اند، از طرفی چرا مواعظ و سخنان کثیر اهل ظاهر و روحانیون ادیان، تظاهر و ریا تلقی نمیشوند⁉️...

از وجود خود چو ني گشتم تهي
نيست از غير خدايم آگهي
چون كه من من نيستم، اين دم ز هوست
پيش اين دم هر كه دم زد، كافر اوست
گرچه قرآن از لب پيغمبر است
هركه گويد حق نگفته، كافر است
دو دهان داريم گويا، همچو ني
يك دهان پنهان ست در لب‌هاي وي
يك دهان نالان شده سوي شما
هاي و هويي برفكنده در سما
ليك داند هر كه او را منظر است
كاين زبانِ اين سري هم زان سر است
دمدمِ اين ناي از دم‌هاي اوست
هاي و هوي روح از هيهاي اوست

علی ضروری زنوز

https://t.me/joinchat/AAAAAED3pe4439kJgm-5Iw


برچسب‌ها: عرفان, علوم غریبه, عرفان حقیقی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM