یکی از بیماریهای مسلط بر تفکر آدمی، وسواس است، مخصوصا اگر این وسواس در اعتقادات، ظاهر شود. متاسفانه خیلی کم به این نکته توجه شده، در حالیکه ریشه بسیاری از انحرافها و تندرویها در عقائد و مکاتب، در این نکته، مستتر بوده است، سخت گیریها و جمود فکری که از گذشته تاکنون، موجب تغییر رسالت یک عقیده از تفکری مفید، به تفکری مضر و موهن برای بشریت، گردیده، متاثر از وسواس فکری گروههای مرجع و پیروان آن عقیده بوده است و علت آن، در دو عامل است:

۱- عمل به احتیاط: احتیاط دو رویکرد دارد، یکی رویکرد منفی است و اینکه برای ثواب و مقبولیت بیشتر انجام عملی، هر چه میتوانیم آن را بال و پر دهیم و سخت تر کنیم تا مقبول، مقبول باشد!؟ و رویکرد مثبت این است که تا سند و ادله معتبری موجود نباشد، توصیه و تجویزی نکنیم و سهل بگیریم، متاسفانه وسواس فکری باعث شده است که احتیاط منفی، ترویج یابد.

۲- خالص کردن عقیده: خالص، بیشتر با وسواس مترادف میشود، مثل وسواس در پاک و تمیز بودن! اینجا خلوص، دقیقا بر خلاف مفهوم خالص، به بدعت منجر شده و به ورطه تعصب و جمود در می غلطد، امروزه دیده میشود که افراد و جمعی هستند که از ترس منحرف و آلوده شدن به گناهان، همزیستی با سایر آدمیان را ترک کرده و درون حصاری فیزیکی یا فکری، خود و فرزندانشان را محبوس کرده اند و فکر می کنند که در این صورت، خالص و دست نخورده باقی میمانند، این حصار میتواند یک روستا باشد یا خانه و یا حتی فکر انسان، در حالیکه این روش در ادیان نیز، رهبانیت معرفی و نهی گردیده و توصیه به سیر در جهان و دیدن و تجربه شده است، توهم خلوص، موجب بروز و ظهور افکاری میشود که انسانها را در توهم خود بزرگ بینی و برگزیدگی، محصور میکند و در نهایت، فرصت و هدیه زندگی را که برای شناخت، تجربه و رسش، به آنها داده شده است، به هدر میدهند.

  البته این مثالی حداکثری بود، در روابط عادی نیز، این تفکرات، باعث بروز اختلافات، تلخکامی و ظلم، بین انسانها میشود. 

   وسواس برای خالص بودن، باعث ایجاد قید و بند ساختگی میشود و در اوج این تفکر، انسان مقید، به فردی اطلاق میشود که در قید و بند های خود ساخته یا دگر ساخته، اسیر است، از اکثر انسانها متنفر است و بدبین و اسیر خودخواهی و خرافات .

وسواس در عقیده، یعنی زندگی در حصار، لذت بردن مالیخولیائی از آن! و حتی توجیه عقلانی ساختن برای آن!؟

  من کلا با کلمه خالص، مشکل اساسی دارم، زیرا خالص یعنی نوعی مطلق انگاری و در جهان نسبی و ممکن، درک و احاطه به خالص یک مفهوم، یعنی پایان رسالت آن و توقف، مثل مفهوم کمال است، اگر مطلق معنی شود، یعنی پایان علت خلقت انسان و توقف و پایان حرکت!؟...    

<نوشته ی علی ضروری زنوز>    


عمیق، آرام است ... و ... کم عمق، مواج و پر تلاطم ... 


برچسب‌ها: وسواس مذهبی, دگماتیسم, تعصب مذهبی, تعصب
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM