◀️ مساله شر، یکی از چالش برانگیزترین موضوعات در میان ادیان و متفکران برای ارتباط آن با خیر مطلق دیدن خداوند بوده است.

⏪ یکسری از متکلمان و حتی فلاسفه متاله، کلا وجود شر را منکر گردیدند و آن را عدمی معرفی نمودند و در واقع صورت مساله را پاک کردند.

⭕️ عده ای با اعتقاد به جدائی اهورا از اهریمن، که در واقع آغاز مساله خیر و شر در ادیان معرفی شده است، بر دو خالق خیر و شر تاکید نمودند و حتی بعضی حیوانات را مخلوق اهورا و بعضی را مخلوق اهریمن نامیدند، اما معضلی ساختند بنام ثنویت، که برای نقض شر در خدا، نقص خدا را رقم زدند، زیرا توحید و وحدت وجود نقض میگردید.

◀️ عده ای با برهان شر و بر پایه ادعای خیر مطلق بودن خداوند توسط ادیان، خود خدا را نیز بدلیل تناقض رد نمودند.

⏪ عده ای شر را در حیطه اعمال بشر استدلال نمودند، یعنی اختیار مطلق برای بشر قائل گردیدند، که در اینصورت مرکز و عامل شر، خود انسان تلقی شد!

✅ این درست است که قسمتی از شرور از درون انسان سرچشمه میگیرند و در بیرون عینیت می یابند، اما نمیشود استدلال نمود که خود انسان مبدع و خالق شرور است، زیرا خارج از استعداد درونی و کره صفات و مختصات خلقت، چیزی ابداع و موجود نمیشود.

⭕️ برخی از شُرور در بیرون از انسان اند، مثل سیل، زلزله، ویرانی، آتش و ... که البته اینها با شر بمعنای بدی و پلیدی که در انسان ظاهر میشود متفاوت است.

◀️ استدلال عدمی بودن شر، بیشتر نوعی مغالطه کلی است، زیرا صحیح است که جهل، پلیدی، بیماری و نقص بدلیل فقدان دانائی، نیکی و خیر، سلامت و کمال اند، اما همه اینها وجود خارجی قابل رویت دارند، مثل بیماری، پلیدی، جهل و ... که باید رفع یا درمان کرد و نیست و عدم! نیستند.

✅ از طرفی ابن عربی، جهنم را مرکز شرور و شیطان را مظهر شرور نامیده است، که اگر حتی افرادی به وجود اینها اعتقاد نداشته باشند، اما ابن عربی فیلسوف و عارف از وجود داشتن جهنم و شیطان سخن میگوید و آنها را عدمی نمیداند، که علتش را خواهم گفت.

◀️ نمیشود منکر وجود خارجی شر شد، همانگونه که ارتباط با مرکز شر و شرور نیز قابل انکار نیست، مثل سحر و جادو، شیطان پرستی و استفاده منفی از علوم غریبه.

✅ اگر شر از این دنیا حذف شود، نه هویت و علت وجودی دنیا معنا می یابد و نه وجود بشر لزوم می باید و فقط تکرار ملکوت و فرشته میشود!

⭕️ در مورد خود شیطان نیز، ابهاماتی بعنوان مظهر شرور مطرح است، بعضی میگویند شیطان وجود ندارد، بعضی انسان را عامل اصلی شرور میدانند و بعضی نیز شیطان را جدای از خدا بعنوان قطب شر تلقی مینمایند.

◀️ همین برداشت انفکاک موجب گردیده که آیات شیطانی مطرح شود و اینکه شیطان با فریب پیامبر، آیاتی را در قرآن گنجانده است.

⏪ بسیاری در مورد مساله شر نظریه داده اند، از معتزله و اشاعره، از ابن عربی و مولانا تا ابن سینا، ملاصدرا و تا هانا آرنت، کامو، نیچه و بسیاری از فیلسوفان قدیم و جدید.

✅ اما نکته نهائی و مد نظر حقیر آن است، که خیر و شر یک مرکز میتواند داشته باشد، زیرا خالق آن، این دنیا را به مقتضای همان طراحی نموده و بشری را نیز آفریده که استعداد هر دو در او طراحی گردیده است و خوداگاهی، اختیار و انتخاب مطابق آن در وجود بشر تعبیه شده است.

✅ لذا رودربایستی با خدا نباید داشت و حقیقت آن است که خود خداوند، خویش را هم مرکز هدایت و هم ضلالت مطرح نموده، که اثبات توحید و وحدت وجود است.

⭕️ آنچه در شر ماهیت عدمی دارد، خود کلیت وجود شر نیست، بلکه شر محض بودن شر است، زیرا مقصود و منظور از شر برای اصالت شر نبوده، بلکه برای اصالت و هدف خیر است.

✅ ما میتوانیم خیر محض را در موجوداتی شاهد باشیم مثل فرشته و گیاهان و حتی خالق خیر، اما شر محض وجود ندارد، یعنی حتی وجود جهنم مرکز شرور و شیطان و ابلیس مظهر شرور، برای هدف غائی شر نیست، بلکه به جهت درشت نمائی خیر است.

✅ لذا با این اوصاف، وجود شر قابل توجیه است و طراحی منطقی آن (مختصات شُرور و صفات شیطانی) و طراحی فیزیکی آن (جهنم، شیطان، نفس، ابلیس، خناس و ...)

✅ بر پایه طراحی و حکمتی که عمدا این مختصات، صفات، کارگاه دنیا، جهنم، شیطان، ابلیس، خیر و شر و عرفان در مقابل سحر و جادو لحاظ شده است.

✅✅ روبوتیک و هوش مصنوعی به ما می آموزد، که تا ما در ربوت و هوش مصنوعی، استعداد شر را برنامه نویسی نکنیم و الگوریتم شر را در آنها معرفی ننمائیم، نمیتوانند مرتکب شر شوند، لذا انسان نیز باید این استعداد برایش تعریف شده باشد، حتی با وجود اختیار و عقل..

✅ و باید بدانیم که، طراحی خیر و شر در کنار هم و توامان با یکدیگر، خالقیت بالاتری است، از طراحی تک بعدی جهان.🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: مساله شر, برهان شر, شیطان, شر محض
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

◀️ یکی ازسوء تفاهم ها در وادی عرفان آن است که صُمت و سکوت را که مرتبط به دو سفر اول سیر و سلوک است، به دو سفر سوم و چهارم نیز تسری میدهند، در حالیکه اسفار عرفانی، سفر از حق به خلق و با حق در میان خلق هست.

⏪ اگر قرار بود که سکوت بر عرفان حاکم باشد، نه دیوان و مثنوی و فیه ما فیه بود، نه صدها کتاب عرفانی ابن عربی و دیگران و نه در مقابل استیلای سطحی نگری، نور تعمق و عشقی نمایان!

⭕️ هیچ عالم دینی سکوت ندارد و تدین، خداشناسی خالصانه، نماز شب، دعا و عبادت را علنی فریاد میزند، اما شاید از عارف انتظار دارند که سکوت کند، چون صُمتی شنیده اند و سخنان ایشان را به صلاح استیلای بر دین و دنیا نمیدانند.

✅ نه مولانا، نه حافظ و نه شیخ اکبر یعنی محیی الدین و نه علامگان عارف عملی و نظری، هیچیک مروج مطلق صمت و سکوت تکلف آمیز و یا عافیت طلبانه نبوده اند و صُمت را معنا و منظوری دیگر است که تا پختگی در رهرو حاصل نشود باید سکوت نماید.

◀️ البته در حالات عرفانی و مراقبه ها نیز سکوت مطلق استیلا ندارد و ذکر غیر ارادی و یا استماع یا سماع با قوالی و موسیقی عرفانی نیز در جهت حال و معرفت رایج است.

⭕️ شاید اهل ظاهر و مدعیان کمال دینداری، علاقمند بوده اند که عارفان راستین سکوت نمایند و در حوزه دین و خداشناسی سخن نگویند، لذا آنها را به صمت و سکوت توصیه میکردند، تا زیر سوال و نقد ایشان نروند.

✅ خداشناسی عارف، خداشناسی استدلالی، برهانی، باورمحور و متکی بر تبلیغ بهشت و جهنم نیست، بیان حقیقت است و ظهور حال و حالات، در بیان عشق و سرمستی و زیبائی هستی و نقد تعصب، تکفیر و اکتفاء به ظاهر.

⭕️ بخشی از سخنان عارفان راستین نیز متوجه مدعیان دین یا در واقع مخربان دین بوده است، که در جهت بیان حقیقت دین و خلقت است و خداشناسی و پرستش شیرین نه تلخ.

✅ هیچ عارفی مقدس نیست و کرامات و کارهای خارق العاده را ساحران نیز دارند و با اینها از خویش قدیس نمیسازد و به بدنبال محفل و محبوبیت نیست، لذا رویه های بعضی فرقه ها در زمینه تقدیس فرقه، قطب و مراد، در جهت قدرت و تبلیغ قابل ارزیابی است و وادی غلو و اغراق جهل پایه است، نه وادی معرفت و طریق شفاف الهی.

✅ عرفان طریق است نه طریقه، یعنی مذهب و آئینی که پیروانی را جذب کند و نقش مذهب را ایفا نماید نیست، بلکه طریق عشق و معرفت است که هر کس خودش باید بیابد و وادی عاشقی است نه تظاهر به عاشقی...

✅ یک عارف، نهایتا مثل یک عاشق است، که عاشق نیز بر معشوق متمرکز است و هیچ عاشق مجازی نیز به قصد تظاهر برای مردمان عاشق نمیشود، چه برسد به فناء عشق حقیقی و محو خودخواهی نفس.

⭕️ کدام عاشق راستین را دیده اید که برای آنکه مردم تشویق نمایند عاشق شده باشد؟!

یا کدام عاشقی هست که برای کسب باغ بهشت و پاداش عاشق شود، زیرا باغ و پاداش عاشقی، خود معشوق است.

✅ مردم به وجود اینهمه عاشقان در بین خویش و حتی تجربه عشق در خویش عادت کرده اند و از عشق و عاشقی تعجب نمیکنند، لذا عرفان نیز در همین حد است، نه برای جلب توجه مردم است و نه برای قداست و شهرت.🌱

چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون🌿

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عرفان, مراقبه, صمت, اسفار اربعه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

◀️ وقتی که کسی عقل را بصورت تئوریزه تضعیف میکند و ارادی کنار میگذارد، طبیعی است که خرافت، بی عقلی و بی منطقی در او ظهور یابد.
⭕️ شاید همه ما با کسانی مواجه شده ایم، بویژه مسئولان، متدینان متعصب و خطیبانی که سخنان خرافی، متوهمانه و سبک مغز بر زبان می آورند و ما تعجب میکنیم که چرا اینها نسبت به گذشته اینقدر تغییر کرده اند و آثار زوال عقل در آنها بوجود آمده است؟!
⏪ خیلی از پیروان متعصب مذاهب، فرقه ها و تفکرهای جدید و قدیم، دچار خرافات و موهوماتی میشوند که عملکردش مثل دود سیاه است، نه نور معرفت که ناشی از تئوریزه کردن گریز از عقل و منطق است.
✅ نام این کنار گذاشتن و تحدید عقل را، عشق و قلب هم میگذارند!، در حالیکه عاشق سبک مغز یا شیرین عقل، نزد هیچ معشوقی مقبولیت ندارد، هیچکس دخترش را به یک دیوانه و بیمار عقلی و روانی با ادعای عشق سوزان نمیدهد، معشوقان نیز شاید به ترحم به ایشان بنگرند، اما از انسان بی عقل ترس و احتراز وجود دارد، لذا عاشق عاقل مقرب است و ارزش و جایگاه عشق را فهم میکند.
✅ البته عقل نیز تقسیم جزئی و کلی یا فطری و نفسانی دارد، اما آنچه بعنوان عقل در انسان خلق و نصب شده، همان عقل خودآگاه، فطری، هدایتگر و تشخیص دهنده سره از ناسره است.
⭕️ موضوع چوبین بودن استدلال که در عرفان مولانا بیان شده است، مساوی با طرد تشخیص عقل نیست، همانگونه که فلسفه بافی مساوی فلسفه نیست، استدلال مرتبط به گوی چرخان تفکر است، که میتواند حقیقت را توصیف کند، یا خطا باشد.
✅ اما عقل، صفت ممتاز و ممیزه بشر و انسان خردمند است و بدون عقل، عشق نیز هویتی ندارد، زیرا احساسات منفی و بیمارگونه برداشت میگردد.
✅ در عرفان، عقل جایگاه مهمی دارد، لذا عرفان بیشتر با عقل و فهم قرابت دارد، تا با باور و ایمان سطحی و ظاهری، عرفان نظری اثبات منطقی و عقلانی بودن عرفان عملی است.
◀️ اکثر رادیکالها و افراطیون مذهبی و غیر مذهبی، عقل و منطق را حذف میکنند و جهل مرکب یا مقدس و تبعیت صرف را جایگزین عقل و تشخیص شخصی مینمایند، که این ایمان ربوتیک است، نه ایمان انسان خودآگاه و خردمند.
✅ انسان، بدون عقل علت وجودی ندارد، چون فهم صحیحی ندارد، خودش را روبوت فرض میکند که نه روح دارد، نه فهم و نه فرآیند معرفتی.
🗣 تعبیر ابن عربی از عقل:
<عقل دارای هویت نوری و ادراکی است و همانند نور کاشفیت و روشنگری درباره غیر دارد و ازاین رو، در حد توان خود می تواند واقع را بیابد. عقل برای کسب معرفت جدید، یا از قوه فکر و نظر مدد می گیرد (عقل ناظر) و یا اینکه حقایق و معارف از سوی حق تعالی بر او افاضه می شود و او می پذیرد (عقل قابل).>🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: خودآگاهی, عرفان, تدین, خرافات
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

🔹 بنده از اساتید حوزه، دانشگاه و محققینی که در زمینه های ذیل مطالعه و تحقیقی دارند، خواهشمندم در این زمینه و ماهیت این انرژیها یا موجودات اعلام نظر بفرمایند.👇

◀️ دیروز با دو عزیز محترم و علاقمند به رمز و رازها و بویژه در مورد آینده جهان، شبه گفتگوئی داشتیم، که البته به تشریح و تفاهم منظور یکدیگر منجر نگردید، زیرا ملاحظاتی در بیان شفاف افکار وجود داشت.

⏪ امروز افکاری در جهان مطرح اند که در موازات افکار آخرالزمانی اند، اما خود نیز در زمینه پایان عمر و تحول بزرگ در بشریت، اعتقاداتی انقلابی و تا حدودی شبه آخرالزمانی را دارند.

⭕️ موجوداتی مثل کرایون را بعنوان کارگزار یا همان فرشتگان خداوند برای راهنمائی بشریت مطرح میکنند، یا اعتقاد به وجود رپتایل ها، آنوناکی ها، پلادین ها که موجوداتی فرازمینی در زمینه آگاهی برتر یا شرورانی نفوذ کرده میان بشریت مطرح میکنند، که البته با ابهامات و شاید موهومات مواجه باشد.

◀️ بهرحال این افکار مطرح اند و امثال بنده نیز امکان تحقیق موسع بدلیل عدم انگیزه گرایش به آنها را نداریم و نهایتا در حد کنجکاوی در مورد کلیت و مدل فکری آنهااست.

⏪ معمولا مدافعان هر تفکر مذهبی، یا ضد مذهبی و یا متافیزیک نوین و غیره، مدافع آن تفکر محسوب میشوند و روی آن تعصب و مطلق انگاری نشان میدهند، لذا باید با نگاه تحلیلی و از بیرون در مورد آنها بررسی و داوری نمود، مثل داوری بیطرف ما در مورد مسیحیت، یهودیت، خلافت و... که غالبا واقع نگرانه تر از پیروان آنهااست.

⭕️ یعنی لازم نیست برای شناخت جهت گیری و مدل کلی تفکر مسیحیت، بودیسم یا همین کرایون ها که نمیدانم چه نامی باید برای آن گذاشت، در کلیسا یا معبد حضور یافت، یا در کلاسهای مبلغان آنها شرکت نمود، بلکه غالبا با چند پرسش کلی میتوان جهت گیری کلی آنها را درک نمود و سپس در صورت علاقه وارد جزئیات شد‌.

◀️ علت حساسیت موضوع، مهمتر از آشنائی به این افکار است و ارتباط آنها در مورد آینده جهان و بشریت.

⏪ یعنی در مورد جبهه گیریها بین جهان غرب و اسلام، که شاید این افکار یک مدل تفکر واحد نیز نباشند و اعتقاد به اینکه با کمک کارگزاران خدا یا فرازمینی ها، همه ادیان و تفکرات کهنه بشر با این تفکرات جدید، منسوخ میشوند و ارتباط مستقیم با خدا بدون دین، پیامبر و واسطه ها تحقق می یابد، که البته بعضا نه کلا، با افکار مذهبی و بویژه عرفانی نیز مشابهت هایی دارند و نقض کامل نیست.

⭕️ نکته حائز اهمیت دیگر آن است که این تفکرات که غالبا با پیشگوئی جهان همراه اند، در عین حال که ایران را عامل اصلی تحولات حال و آینده معرفی میکنند، در مورد غرب و افرادی مثل ترامپ نیز نظرات مثبتی دارند!

⭕️ باید بدانیم که چنگیز، اسکندر، هیتلر و حتی اهل خلافت نیز تغییرات مهمی در جهان بوجود آوردند و پیشگویانی نیز آنها را پیشگوئی نمودند، اما مقدس یا نورانی نبودند.

✅ واقعیت آن است که با مواجهه علم و شبه علم یا دین و شبه دین، خود را بازیگران و عاملان اصلی تغییرات جهان میدانند.

◀️ یک شباهت دیگر در پیروان رادیکال این ادیان یا تفکرات متافیزیکی، تاکید و حتی تائید واقعیت خونریزی و توجیه بی رحمی ها بدلیل اصالت آرمان خواهی و لزوم تغییرات جبری در جهان است، یعنی بدون دلسوزی برای بی گناهان، چه رادیکال یهودی، چه رادیکال پایداری و آکادمی و چه شاید این افکار متافیزیکی.

⏪ مشخصه دیگر آن است که بدلیل مخالفت ایران با غرب و قصد نابودی تمدن غرب، مدافعان نظام جمهوری اسلامی، آن را نجاتبخش جهان و در خدمت نور میدانند و از سوی دیگر مدافعان اسرائیل، غرب و افکار متافیزیک شبه علمی نیز، ترامپ و اسرائیل را در مقابل ایران و اسلام، نجاتبخش و تحول بخش جهان میدانند.

✅ حتی اگر اینها نقش تز و آنتی تز را داشته باشند و سنتز و وضعیت بالاتری را محقق نمایند، قابل تقدیس نیستند، زیرا اکثر فاتحان خونخوار جهان نیز علت تحول و تغییرات بوده اند.

✅ بنده تاکید دارم که مواجهه با ظلم و بی رحمی باید فراگیر باشد نه محفلی و گزینشی، یعنی نباید مدافعان ایران و اسلام، فقط ظلم و فساد در غرب و اسرائیل را منفور بدانند و در مقابل نیز عده ای در مقابل آنها، از ظلم و فساد اسرائیل در فلسطین در حق بیگناهان حمایت کنند.

✅✅ مواجهه ما با ظلم و پلیدی، نباید متکی بر مذهب، جغرافیا، ملیت، قوم و یا تفکرات متافیزیکی جدید و قدیم باشد.

◀️ زیرا در غیر اینصورت متکی بر حسن و قبح محفلی، عقیدتی، شرعی و قومی خواهد بود، نه حسن و قبح عقلی و عام در بشریت.

⏪ یعنی عقل فطری و اقبال را نفی میکنند، تا حسن و قبح محفلی، مذهبی یا قومی را جایگزین آن کنند، مشابه همه متعصبان مذاهب و اشعری مسلکان قدیم و جدید.

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: متافیزیک, آخرالزمان, تفکرات آخرالزمانی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

◀️ شما وقتی یک خودرو را می بینید، میدانید که چیست و این امر بمعنای شناخت در حد لازم است، که نیاز به شناخت علمی و فنی جزئیات آن ندارد.

⏪ یک فرمانده یا مدیر نیز، کلیت و اهداف سازمان را میشناسد، اما در رسته ای و زمینه ای تخصص دارد و ممکن نیست که در مورد همه اجزاء سازمان تخصص جزئی داشته باشد، اما آن را اداره مینماید.

⭕️ در مورد علم ویژه پیامبران، قدیسین و پیشوایان دین نیز، قطعا از مسیح ع انتظار نمیرود که تعمیرکار هواپیما، کشتی یا حتی یک موتور سیکلت باشد.

✅ شما در جهان بینی میتوانید در مورد جهان نگرشی کلی داشته باشید، در مورد خالق، در مورد هدف هستی، هدف زندگی، در مورد مذهب، سیاست و خیلی چیزها از خانه و اسباب، تا سبک زندگی، هنر، موسیقی، ادبیات، تاریخ ووو، که میتواند مثل دیگران حقیقت یا خطا باشد.

✅ اینگونه نیست که حقیقت را عالمان و حاکمان بفهمند اما مردم عادی نفهمند، حتی عالمان یک مذهب اسلامی نیز اعتقاد ندارند، که عالمان یهود، نصارا و دیگر مذاهب اسلام حقیقت را می فهمند، بلکه منصفانشان معتقدند که آنها بخشی از حقیقت غیر موثر در کلیت را فهم میکنند، دیگران نیز در مورد آنها اینگونه برداشت دارند.

✅ یعنی اینگونه نیست که فقط در ایدئولوژی و مذهب متفاوت بیندیشند، بلکه در زاویه جهان بینی و در اصول اعتقادات نیز اشتراک نظر کلی وجود ندارد.

⭕️ با وجود تفاوت نظر در کل و جزء اعتقادات، در زمینه هائی همه انسانها اعم از عالم و دانشمند تا عامی و بیسواد، اشتراک فهم و نظر دارند و بر اساس آن در مورد دیگران و سایر مذاهب قضاوت میکنند.

⭕️ لذا بر اساس همین علم درونی، یک عامی میتواند عیب همه عالمان ادیان و حاکمان را بفهمد و اگر اینگونه نبود، هیچ مقیاس و شاخصی برای فهم حقیقت وجود نداشت و جهان جمع توهمات میگردید.

◀️ حاکم یک کشور نمیتواند به مردم بگوید که چون تخصص علم سیاست و مدیریت ندارید و در جایگاه من نیستید، پس نمیتوانید در مورد حکومت نظر بدهید.

⏪ یا یک عالم دین، طبیب، مکانیک و معمار نیز نمیتوانند، زمانی که عیب و نقصی در حوزه علم و عمل آنها مشهود است، بگویند که شما تخصص ندارید و نباید نظر بدهید.

✅ کلیت، خروجی، عملکرد و علت وجودی هر پدیده همگانی را، همه در حد رسالتش می فهمند و درک میکنند و عالمان و متخصصین نیز نمیتوانند، نابهنجاری ها و نقصها را بهنجار و درست جلوه بدهند.

◀️ چه در زمینه سیاست و حکومت، چه دین، چه اخلاق، چه حسن و قبح و چه محصولات و تجهیزات، موازین عقل فطری وجود دارد.🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: جهان بینی, علم کلی, علم جزئی, علم عام
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

⭕️ جدیدا شنیدیم که یکی از آقایان روحانی ابراز داشتند که، اسرائیل از اجنه برای مقاصدش استفاده میکند و این عین بدسلیقگی در بیان موضوع مشهور سحر و جادو بود، که بهتر بود مستقیم بیان میگردید.
◀️ کسانی را میشناسیم که خدا را قبول ندارند، اما به سحر و جادو اعتقاد دارند، به ایلومیناتی ها، شیطان پرستی و نقش یهود کابالیستها در این زمینه.
https://youtu.be/s9Jhh0fCRcU?si=CVSvsUcmsDQLkqRT

⏪ افرادی را میشناسیم که کلا به موضوعات زرد، حوادث، فیلمهای ترسناک در مورد جن گیری، زامبی ها و حتی تخیلی در مورد سحر و جادوی سیاه و سفید علاقه دارند.
⭕️ وقتی کسی به سحر و جادو علاقه دارد، شاید خودش هم نداند که به غیب هم ایمان دارد، زیرا مستلزم ایمان به وجود شیطان و نیروهای غیبی مثل جن است.
✅ پیروان ادیان و مذاهب باید در اصل از اینها دور باشند، اما بعنوان مبارزه و دفع آنها وارد شده اند و کم کم از آنها برای تفوق فرقه و محفل خویش بهره برده اند.
⏪ بعضی ها که بعنوان عارف و پیشگو و اهل کرامات مطرح میشوند، در واقع اهل معرفت نیستند، بلکه این فنون و شگردها را فراگرفته اند.
⭕️ شیطان پرستان مستقیما از نام شیطان، سحر و جادو و ملحقات آن استفاده میکنند، اما جریانهای قدرت طلب در مذاهب و فرقه ها، بعنوان نماینده خدا از آنها بهره بردادی مینمایند.
⭕️ علوم غریبه قرار بوده که در واقع بخش مثبت دفاعی و دفعی باشد، که خودش موجب گرایش به آنها و استفاده از این شگردها، فنون و قدرتها، برای ادعای ارتباط با غیب، پیشگوئی و حفظ قدرت گردیده است و عوام و خواص نیز، آنها را بعنوان کرامات مدعیان تلقی یا تلقین مینمایند!
✅ متاسفانه این گرایش به علوم غریبه یا جادوهای یهودی و غیره، نه تنها در یهود و مسیحیت، بلکه در باطنیون و اهل قدرت مسلمان نیز مطرح است و مختص صوفیه نیز نیست، بلکه قدرت طلبان نیز بدنبال تحصیل و بهره برداری از آنها میروند.🌱
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: سحر, جادو, جن, علوم غریبه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

◀️ این مطلب در مورد فرشته و ملکوت نیست، اتفاقا برای توجه دادن به جایگاه انسان است و عدم تشبیه انسانها به فرشتگان، با اطلاعات و تصورهای غلط.
📽 کلیپ ذیل در مورد سیمای فرشتگان، حتی اگر یک فرض دقیق نباشد، از آن جهت قابل استفاده است که ذهنیت ما در مورد فرشته را تغییر بدهد، زیرا آن فرشته ای که ما از نظر ظاهری و رفتاری بدنبالش میگردیم در میان بشر است و با انسان قابل وقوع و ظهور است.
⏪ میخواهم بگویم که، با توصیف ها و انتظاراتی که از فرشته داریم، آن را فقط در انسانها میتوانیم بجوئیم، زیرا فرشتگان نه جسمانیت مورد نظر ما را دارند، نه جنسیت دارند و نه دمخور انسان میتوانند باشند.
✅ لذا نباید گفت که زنها فرشته اند! زیرا در آنصورت برداشت میشود که فرشتگان هم زن هستند و زیبائی شان هم مثل زنهاست و در نهایت ممکن است تصور شود که فرشتگان کمال زن هایند!
◀️ اگر فرشته حتی در صفت خیر و نیکی لحاظ شود نیز، بیشتر قابل تشبیه به گیاهان هستند که موجوداتی زنده اند، گیاهان نیز مظهر نعمت، خدمتگزاری و زیبائی اند، که زیبائی جنسی و جنسیتی که انسانها در فرشته ها میجویند نیست!
⏪ کلا برداشتی که ما از فرشتگان داریم، متفاوت با موجودیت و هویت آنهااست و نمیتوانند برای انسانها مبنا باشند، زیرا بسیار تفاوت دارند و البته میدانم که به بعضی عرفیات و نقل ها در مورد فرشتگان عادت کرده ایم.
⭕️ بعضی اعتقاد دارند که موجوداتی بیگانه نیز که فراتر از انسان زمینی هستند در جهان وجود دارند، که با آنکه این نظریات در حوزه دین نیستند، اما علمی هم نمی باشند و در حوزه شبه علم قرار دارند.
✅ علم و دین موجودی فراتر از انسان را معرفی نمیکند، انسان از نظر علمی در بالاترین سلسله مراتب سیستمها است، و در نگاه دینی نیز اشرف مخلوقات و بالاتر از گیاه، حیوان و جن و فرشته توصیف شده است.
◀️ انسانهائی در جهان وجود دارند که نه تنها فرشته در علم و اگاهی ملکوتی به آنها نمیرسد، بلکه در خوبی و زیبائی مورد نظر انسان نیز، فرشته به آنها نمیرسد.
⏪ زیبائی ظاهری و درونی انسان، بسیار فراتر از موجود فرشته است، همانگونه که بالاتر از هر گیاه، حیوان، پری و خلقی است که زیبائیشان بسیط و تک بعدی است.
✅ لذا تشبیه یک انسان به گل نیز، به آن معنا نیست که گل و گیاه زیبا، نقطه آمال انسان و انسانیت باشند.🌱
https://www.aparat.com/v/a38n66u
ترسیم تصویر فرشتگان از نظر انجیل مقدس ، توسط هوش مصنوعی👆

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: فرشته, کارگزار خداوند, زنها فرشته اند
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

⭕️ انحراف عوام در دین تا حدودی طبیعی است، اما چرا عامل اکثر انحرافات و طغیانها در امر دین عالمان ادیان و مذاهب بوده اند؟!

✅ امروز نیز در سطح عالمان یهود و اسلام، آنها که نقش بهتری در قرائت از دین دارند، در اکثریت اند یا اقلیت؟!

◀️ کاش نام آیه فطرت را آیه دین راستین میگذاشتند، تا همه بدانند که دین واحد هم وجود دارد که حنیف و قویم نامیده شده، اما چرا خداوند در آخر آیه تاکید مینماید که:

⏪ دین پایدار همین است، اما اکثر مردم نمی دانند، یا شاید نمی فهمند!👇

🌺 فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ🌱

(پس روی کن به سوی دین راستین، فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییر و تبدیلی در خلق خدا نیست. این همان دین پابرچا و فراگیر است، اما بیشتر مردم این امر را نمی دانند.)

⭕️ بعضی مفسران، این دین را بر اساس تفسیر آیه به آیه، اسلام نامیده اند، اما معضل اصلی حل نمیشود، زیرا کدامین اسلام در هزارتوی مذاهب، فرقه ها و قرائتها از اسلام مد نظر است؟!

◀️ اسلام راستین را چگونه میشود تشخیص داد، با کدامین سنگ محک مذاهب و کدامین تشخیص مفتی ها و فقیهان فارغ از تعصب مذهبی؟!

⏪ آنها که دین دیگری بجز اسلام دارند، به کدام اسلام موجود در فرقه ها و مذاهب گرایش و اعتماد بیابند؟!

✅ در واقع مفسران، بجای تشریح و روشن نمودن، فهم آیه را گنگ تر نموده اند، زیرا وحدت فطرت را واگذاشته و به کثرت اسلام قرائتها ارجاع نموده اند، که بازگشت به نقطه ابهام و عدم امکان اولیه است.

◀️ فطرت یا شناسای درونی، مشترک بین همه انسانها است، با هر دین، مذهب، آئین یا حتی انکارها.

⏪ آئین فطرت، باید بر آئین دین و شریعت مشرف باشد، تا فهم دین ممکن گردد و از توحید، الهیت و انسانیت عدول ننماید و ضد آنها نشود.

⭕️ قطعا اینگونه نیست که، به تاکید انتهای آیه، فقط مردم عادی آگاه نباشند که فطرت دین راستین است، زیرا اکثر پاپ ها، مفتیان، کاهنان، خاخام ها و آیت الله ها نیز ره افسانه پیموده اند.

◀️ حتی عالمان متکثر و پرشمار ادیان و مذاهب نیز، بر این حقیقت و اصالت و لزوم بیدار نمودن یا بازگشت به فطرت، بدلیل عادت به رقابت مذهبی و فرقه ای اشاره ای نداشته اند، زیرا طریقه و مذهب خویش را بعنوان دین راستین پنداشته اند.

⏪ اگر ایمان به غیب، مثلا وجود روح، یقینی تر و تجربی تر گردد، سایر مصادیق یقین به متافیزیک نیز فراهم می آیند و فطرت در این زمینه بعنوان یابنده و تصدیق کننده عمل مینماید و ایمان با جبر و جهل و تعصب، پوستینی وارونه از ایمان است.🌱

🌹 فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ ﴿۲۱﴾. پس تذكر ده تو فقط تذكر دهنده‏ اي. (۲۱) ; لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ﴿۲۲﴾. تو مسلط بر آنها نيستي كه مجبورشان (بر ايمان) كني.🌿

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دین, فطرت, حنیف, قویم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

◀️ یک مساله دو راه حل یا راه رفع دارد، یکی پاک کردن صورت مساله است و رفع مساله و دیگری هم پیش رفتن با آن تا رسیدن به پاسخ آن.

⏪ اگر معتقد باشیم که از درون تضادها، وضعیت جدیدی پدید می آید، باید تضادها و شرور را مقدمه تحول و خیر بدانیم و بازیگران صحنه امروز را واسطه، یعنی تحقق بخش همان فرآیند تز، آنتی تز برای ظهور سنتز!

✅ منحنی بلوغ بشر، هم محرک این اتفاق ها و هم هدف این تغییرات و تحول هااست، اما بازیگران فعلی صحنه، جزئی از مساله اند یا راه حل؟!

◀️ هانتینگتون بدرستی جنگ تمدن ها را در عصر حاضر، مبتنی بر دین و مذهب پیش بینی نموده است، اما سخن از گفتگوی تمدن ها مثل پاک کردن صورت مساله است و متاسفانه در شرایط فعلی غیرممکن!

⭕️ مثلث بازیگران صحنه که منتظران ظهور در یهود، مسیحیت و اسلام شیعی هستند، جهانیان را نیز با خویش هم سرنوشت نموده اند، از قدرتهای غربی تا شرقی مثل روسیه و چین و تا اهل سنت مدافع سرزمین، که بدلایل مختلف درگیر اوضاع شده اند.

◀️ متاسفانه اوضاع آخرالزمان با منطق و گفتگوی انسانها حل نمیشود، زیرا متکی بر اعتقادات، منقولات و پیشگوئیهااست و نفرتهای مذهبی تاریخی برای نابودی یکدیگر، برای بقاء مقدسات خویش!

✅ دو گروه از منتظران را داریم، منتظران عامل اوضاع و منتظران غیر عامل، یعنی گروهی که خود با اشاعه ظلم و ستم در پی نجات و برگزیدگی قوم و امت خویش اند و گروهی که با هر ظلم و ستمی مخالف اند و آلوده ظلم و فساد طرفین نمیگردند.

✅ مفهوم اصلی آخرالزمان که تبیین گردیده، گذر از یک خط فرضی در دین، تمدن و زدورن همه زنگارهااست و تحولی جدید در آگاهی انسان، وگرنه در گذشته نیز ظهور و حضور پیامبران، قدیسان، عارفان و صالحان وجود داشته است.🌱

◀️ بازیگران و عاملان این اوضاع، برگزیدگان و صالحان نیستند، حتی اگر خود را برگزیده و صالح بپندارند، اینها طوفانی بپا میکنند از هر چه شر و پلیدی است، تا زمانه و شعور و آگاهی بشریت از آنها بگذرد و حقیقت آشکار گردد❗️

🌹 أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ...🌿

زمین، از آن نیکوکاران و اهل خیر خواهد بود.🌱

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: آخرالزمان, ظهور, منجی, انتظار
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM