اکثر آدمها خاطراتشات از فضای روستا و ده، روستای محل زادگاه و یا پدریشان است که در آن خاطره زندگی یا رفت و آمد داشته اند❗️...
رنگ و بو و انرژی روستای آشنا با روستاهای دیگر خیلی متفاوت است، چه شیرین و خواستنی باشد، چه کم شیرین و یا ناخواستنی❗️...
زنوز، برای من روستای خاطرات شیرین و رویائی بوده است که شاید برای بزرگ شدگان در زنوز که در مشقت کار و محرومیتهای گذشته بوده اند، اینقدرها شیرین تلقی نشود❗️...
خاطرات من مربوط به دوران کودکی و نوجوانی است، که مربوط به بیش از 40 تا 50 سال پیش است که تابستانها، حدود یک ماه را در زنوز میگذراندم و در کار و تلاش، همراهی ناشی و کم تجربه با نزدیکان بودم❗️...
مردم کوچه پائین زنوز (دیبین کوچه سی) انصافا مردان و زنانی بسیار مهربان بودند و هستند، بدون تکبر، با محبتی خوشایند و گرم که از اوائل تا اواخر کوچه که به کوچه گِلی (زیغلی کوچه) منتهی میشد، همه با محبت پذیرایمان بودند و ضمن روبوسی، با گرمی و صفا احوالپرسی میکردند❗️...
پدرم (مش محمد باقر) خودش هم آدم خونگرمی بود و همه با او مانوس بودند، مادر بزرگم (رقیه خانم طاهری اقدم) هم که زن دنیا دیده ای بود، بسیار مورد احترام بود و معمولا با ایشان همراه بودم یا با عمو (مرحوم مش اسماعیل) که بسیار خنده رو، اهل مزاح و خوش صحبت بود و چپقش همیشه و همه جا در باغ و زمین بهمراهش که خودش نوستالژیک است و زن عمو (خدیجه خانم تومرائی) که بسیار بسیار با من مهربان بود و همیشه تا سر خیابان به پیشوازم می آمد و خدا رحمتش کند که اخیرا و در سال گذشته 98 مرحوم شد و زنوز با فوت ایشان برای ما بی روح و جسمانی گردید❗️...
یکی از خاطرات آن دوران زنوز، عزیمتهای صبحگاهی به باغها و زمینها با چهارپایان و گله ها بود، مثل کفشن، چای باغی، یا ماهار که محل چرای دامها بود و برای خودش بهشتی برین بود، با تپه های کاملا سبز، گله های وسیع گوسفندان، عشایر با گله های شتر و دام و فضائی خنک و مه آلود، که در همان دوران ماند و بپایان رسید❗️...
زنوز جای باصفائی بود و هنوز هم با تمامی خشکسالیها و از رونق افتادن زندگی روستائی، کم و بیش با صفا مانده است و مردمانش البته با صفاتر و قوام بخش صفای طبیعتش❗️...
خدا رحمت کند آن بزرگان سختی کش پیراسته را که خصلتهایشان مثال پارسایان و انسانهای بزرگ و خودساخته بود❗️...
هنوز هم از جنس آن پیرها با روحیات ستودنی، به گاه سفر در زنوز و چیر چیر زیارت میکنم، که خدا حفظشان کند و طول عمرشان بدهد که صفا و جلای وجودی دارند❗️...
البته اضافه میکنم که خصلتها و رقابتهای منفی بشری همه جا هست، که یکی از بزرگان و فرهیختگان زنوز (مرحوم عباسقلی قره بیگلو) آن را خصلت "دهاتی" مینامید که شاید منظورش جهل ساده لوحانه بود، لذا این خصائل بشری چه در روستا، چه در فقیر و چه غنی با شدت و ضعف وجود دارد، اما میانگین اخلاقیات مهم است که بدون اغراق، در زنوزیها بسیار مثبت و خوشایند است، یعنی خیرخواه، اخلاقی، نجیب و شریف اند❗️💐
علی ضروری زنوز
برچسبها: زنوز, زنوزی, خاطرات زنوز, مردم زنوز
