در تمامی طول تاریخ، خرافات ، عجین با فرهنگ، مذهب و اعتقادات بشر بوده است، حتی در دوره کنونی که در غرب، دوره مدرنیسم و پست مدرنیسم نامیده شده است.

جالب است که کشورهائی مانند انگلستان، آمریکا، ژاپن، چین و هند در صدر کشورهای خرافه گرا قرار دارند و در مورد انگلیس، ۵۰ درصد مردم را خرافاتی ذکر میکنند.

  خرافات، افکار ابلهانه، غیر معقول و عوامانه، است، همان برداشتی که از "پیر خرفت" میشود، بستر ساز خرافه است...

مرز خرافه گرائی: یکی از مشکلات این مبحث، تعیین حد و مرز خرافات است، مدرنیته پس از رنسانس، با افراط در مفهوم عقل و خرد گرائی، تمامی سنت، فرهنگ و ادیان و مذاهب قبل از رنسانس را، خرافی و غیر عقلانی مینامد و پست مدرنیسم در نقد مدرنیته، افکار جدیدتری مطرح میکند، روح حاکم بر فرانوگرائی، مدرن شدن تمام پدیده ها با توجه به سنت و فرهنگ بومی است، مثلا در معماری، کلیسائی طراحی میشود که در عین مدرن بودن، به کارکرد و هویت فرهنگی، مذهبی و بومی آن نیز، توجه شده باشد.

    با توضیح فوق روشن میشود، که خرافات را نمیتوان به تمامی گذشته فرهنگی و اعتقادی بشر، منتسب کرد، بلکه خرافات، قسمتهائی متمایز و واضح، از تفکر ابلهانه و نا معقول میباشد که مصادیق آن، ذکر خواهد شد.

  مصادیق خرافات: در کشورهای غربی: به هم زدن لیوان نوشیدنیها برای عدم ابتلا به بدشانسی ۷ ساله، زدن به تخته برای دفع بلا، شومی گربه سیاه، بازکردن چتر در محیط مسقف، از زیر نردبان رد شدن،مصادف شدن جمعه با سیزدهم ماه، عدد۱۳، در ژاپن عدد ۴،... شانس آوردن با نعل، بد یمنی شکستن آینه، نفرین شده بودن عنکبوت،البته موارد فوق در سایر کشورها هم نفوذ کرده است و همینطور افکاری مانند، شومی کلاغ و جغد، بازو بسته کردن قیچی خالی، رد شدن از میان دو نفر، گرفتن همزمان ناخن دستها و پاها، یکبار عطسه صبر کردن است و دوبار شد حرکت، آب داغ بر زمین ریختن ، زیاد خندیدن بلا می آورد و صدها عقیده دیگر....

  غالب مذاهب و فرقه ها نیز آلوده خرافات خاص خود هستند، عمده ترین دلیل آن غلو و بزرگ نمائی است، مانند انتساب خدایی و الوهیت به اشخاص، وهن و غلو در مراسمهای مذهبی، عزاداریها، مداحیها و توصیف موهن و مریض گونه از مرگ ، بهشت، جهنم و همچنین از دیگر خرافات رایج، قائل شدن به قطب و مراد و توصیف غلو آمیز ایشان، شرک و بدعت دانستن برگزاری بعضی مراسمها مانند جشن میلاد پیامبران، سالگرد وفاتشان و رفتن به قبرستان(در وهابیت) و سایر عقائد خرافی در مذاهب مختلف، که افراط و تفریط در آنها، عنصر مشهود است.

  البته خرافات مدرن هم داریم مانند ارسال ایمیلهای زنجیره ای، تا اتفاق بدی نیفتد.

   حتی تبعیض نژادی و شوم و پست دانستن رنگین پوستان نیز، فرقی با شوم دانستن گربه سیاه ندارد.   

عوامل و علل شکل گیری خرافات:

۱- عوام زدگی و توسعه افکار جاهلانه و موهوم  

۲- ترس : ترسها و برداشتهای شخصی از گربه سیاه، جغد، کلاغ، عنکبوت و همینطور روی آوردن به بعضی جادوها، فالها و ابزار، در اثر ترس از شومیها یا بدیمنیها و بد عاقبتیها.

۳- خودنمائی و تملق: بعضی خرافات خصوصا در غلوها و بزرگ نمائیها، در اثر خودنمائی و شاخص کردن خویش است و به رخ کشیدن فهم و یا قدرت روحانی و مقدس مآبی خویش.

۴- بیماری روانی و وسواس: اعتقاد به افکار موهوم و ظاهرا آرام بخش یا مشغول کننده ، افسردگی و اختلال در احساسات و شعور طبیعی، وسواس فکری و افراطی گری و حتی گرایش به شیطان پرستی از آثار بیماری روانی و وسواس است.

۵- افکار وارداتی ناشی از نفوذ سایر فرهنگها      

<نوشته ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: خرافات, خرافه گرائی, دین و خرافه گرائی, مصادیق خرافه گرائی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM