آرزو میکنم که از توهم یقین به درآئیم و واله، شیدا و سرگردان شویم، تا ابتدا مرحله خودیابی دوره شیدایی درک گردد❗️...
تا آنگاه، به لطف و لیاقت، از شیدایی و سرگردانی گذر دهد و به شیفتگی و زیبائی سیرت عاشقانه رهنمون شود❗️...
در اینصورت، وقتی که از کنار خیل گل و گیاه، درختان، گربه ها، سگها، بزها و بره ها و کثرت و رنگ آمیزی زیبای موجودات گذر مینمائی، آنها را بمثابه نشان معشوق یا همان «دستمال معروف و معطرش» می بینی و اینکه همه موجودات و حتی بظاهر جمادات و خونسردهایشان، چقدر گرم و صمیمی اند و لازم و خواستنی❗️...
عاشق: «الاغ و استر» خانه معشوق را نیز به دیده شوق و شعف مینگرد و ادب و احترام مینماید❗️...
بهشت:🌴... فقط نوعی لیاقت فهم و درک عاشقانه است، همان زیباییها که فقط عاشقان در معشوق می بینند و غیر عاشقان، بدون فهم و دیدن از کنارش گذر مینمایند❗️...
... چه مظاهر بهشتی و زیبایی در اینجا و چه آنجا🌿...
سعدی چه زیبا سرود:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم، که همه عالم ازوست🌹
علی ضروری زنوز
برچسبها: عرفان, بیداری, یقظه, تحول
