در ابتدا عرض میکنم که تذکر این امور را نباید محدود به جمع عالمان هر دین، کشیشان، کاهنان، مفتیان و فقیهان دانست، زیرا غالبا انحراف در دین از آنها آغاز میگردد و معمولا اهل عقل و انصاف اند که، معزول، منزوی، زندانی یا کشته شده اند، مثل اولیاء الهی، عارفان حقیقی و فیلسوفان متاله که همیشه تحت فشار اهل ظاهر قدرت مدار مذاهب بوده اند❗️....
از خیلی ها شنیده ایم، از جمله از آقایان جوادی آملی یا دکتر سروش و سایر روحانیون و اهل نظر، که تکیه عالمان شیعه و اهل حوزه غالبا بر حدیث و روایات است و اشراف و مطالعه در زمینه آیات قرآن حتی در بزرگان وجود ندارد❗️...
در میان دوستان متدین و افراد عادی نیز شنیده ام که میگویند مشغول خواندن قرآن شده اند تا اشکالات جامعه مسلمان را توسط آن دریایند و غالبا ارزیابی شان این بوده است، که آنچه بنام دین و مذهب ارائه و پیاده میگردد، با احکام و آیات قرآن مطابقت ندارد، که شاید نوعی روش نقد ناقص و احساسی در زمینه وضع موجود باشد❗️...

شاید علت اصلی آن است که حتی در سطوح عالی اهل حوزه، تفسیر و علوم قرآنی را امری ویژه میدانند و برداشت از قرآن را به افراد خاصی میسپارند که تفسیر مینویسند و خود تبلیغ و حتی مرجعیت در امور دینی را در تسلط بر علم فقه، اصول، رجال و حدیث برمیگزینند❗️...
لزوم احاطه بر محکمات و متشابهات، ناسخ و منسوخ، شان نزول و ... و فهم ویژه راسخون در علم نیز، شاید بر این احتیاطها در برداشت و نزدیک شدن به آیات قرآن افزوده است❗️...
در مقابل فرقه هائی هستند که اهل تاویل و تکیه بر ظاهر آیات قرآن اند، مثل فرقه های جهادی و افراطی که عملکرد آنها نیز به این امر، یعنی خطرناک بودن برداشت بویژه ظاهری از قرآن دامن زده است❗️...
بنده بعنوان قرآن شناس این بحث را مطرح نمیکنم، البته افرادی نیز که بر نظر آنها اتفاق نظر عام وجود داشته باشد، تقریبا وجود ندارند و حتی بعضی تفاسیر و آرای علامه طباطبائی مفسر قرآن نیز مورد ابهام و نقد قرار میگیرند❗️...
اگر بر حدیث و روایات، بزعم آنکه کلام معصوم است تکیه گردد، یکسری انتقادات وارد میشود، مثل ضعف سند، عدم تواتر و یا جعل و بعضا تضاد در سخنان در یک موضوع و از همه مهم تر حجم وسیع احادیث و روایات نامعتبر و متفاوت❗️...
در مورد قرآن نیز تاویل و تفسیر به رای و آیات مجادله آمیز در میان مسلمانان و بویژه منتقدان وجود دارد که در اصرار بر اجرای آنها نیز سابقه منفی مانند سیره خلافت، خوارج، داعش، طالبان و اهل ظاهر ایجاد گردیده است❗️...
شاید بی دلیل نبوده است که در خود قرآن، راسخون در علم را که به معصومین و اهل ارتباط ویژه با غیب تفسیر میگردد مطرح شده و شرط عصمت که همان ارتباط ویژه با غیب است، در میان شیعه اینهمه مورد تاکید قرار گرفته است، تا هر کسی راسا حکومتی و فرقه ای بنام دین تشکیل ندهد و داعیه دار استقرار شریعت نگردد، تا تبعا همین عملکردهای فرقه های افراطی سنی و شیعه، به منصه ظهور نرسند❗️...
آنچه شرط عقل و فهم بنظر میرسد، احتیاط در داوطلبی و پرچم داری استقرار قرآن و سنت است، زیرا ادعاهای خلافت پیامبر، نیابت امامان، رکن رابع، هیکل اعظم، من یظهره الله، ولایت امر و القاب مشابه، بسیار بوده اند، که موجب تزلزل دین و فجایع گردیده اند و فقط اهل احتیاط عقلی و فطری، آلوده به این جریانات موهن و انحرافی نشده اند❗️...
این جریانها و تبعیت از آنها، فقط اختلاف بر سر نحوه انجام نماز و روزه شخصی نیست که مهم انگاشته نشود، بلکه به ظلم و بی رحمی، کشتار بنام جهاد، جباربت، تفتیش عقائد و ضدیت با روح خیر، پرستش، دین و انسانیت منجر گردیده است❗️...
اگر تفاوت اسلام (گرائی) حداکثری و حداقلی، در همین احساس تکلیف پرچمداری ساده لوحانه یا جاه طلبانه استقرار شرع و تاویل ظاهر قرآن باشد، باید اهل احتیاط بود؛ و نه بعنوان یک فقیه، مفتی یا کشیش، پرچمدار ادعاهای انحرافی گردید و نه بعنوان مدافع و سیاهی لشکر مذهبی، تابع و پیرو چنین حرکتهای تاریک شد، که از گذشته تابحال بسیار بوده اند، که مورد وهن دین و لعن مردمان گردیده اند و عملکردشان نیز مانند چنگیز خان مغول شمن و سایر فاتحان و قدرت طلبان بی رحم تاریخ، ضد انسان و انسانیت، ضد خیر و در جهت شر بوده است❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: قرآن, سنت, اهل حدیث
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM