در گذشته، قدرت، یا به ارث میرسید و یا با زور و شمشیر بدست می آمد، اما دوره فعلی را، باید بدلیل توسعه سیستم انتخابات در کشورها، دوره زبان و کلام نامید و بدست آوردن قدرت از طریق زبان یا خدعه و نیرنگ زبان!
این بلوغ سیاسی مردم است که میتواند باعث شود تا شعارهای انتخاباتی، تو خالی و پوچ نشوند و قدرت طلبان، میدان نیابند و باز هم این مردمند که باید مقدورات و واقعیتهای کشورشان را بشناسند تا گول رویا پردازیها را نخورند و بدانند که به یک فرد رای نمیدهند بلکه به یک جریان یا حزب سیاسی رای میدهند و پس از انتخاب یک فرد، قدرت آن شخص در اختیار اطرافیان و طرفدارانش، قرار خواهد گرفت، پس باید اطرافیانش را نیز، بیشتر بشناسند.
نامزدهای انتخاباتی در زمان تبلیغات، دارای محبوبیت و قدرتمندی! بیشتری، نسبت به پس از مرحله انتخاب، در نزد مردم، هستند، زیرا اولین دشمنانشان، اطرافیان و طرفدارانشان میباشند که بدنبال قدرتند و توصیه هایشان، موجب حذف و فشار بر سایرین و میدان گرفتن، جهت قبضه قدرت و آغاز سوء استفاده ها میگردد و وعده های فرد منتخب، بتدریج رنگ میبازند. بعضی از وعده ها اصلا عملی نبوده اند و فقط برای رای آوردن، طرح شده بودند!
مثلا یک شاهزاده میتواند در زمینه دمکراسی و جمهوریت، سخنان جذاب بگوید، سخن گفتن که هزینه ای ندارد! ولی بر فرض انتخاب از سوی مردم، ساختار قدرت او را، اطرافیانش شامل، سلطنت طلبها، درباریان، اشراف و ژنرالها، تشکیل خواهند داد و توصیه ها به او، با این جمله آغاز خواهد شد که: " اعلیحضرت اگر صلاح بدانند، با مخالفین، چنان کنیم! یا اگر صلاح بدانند، قدرت و ثروتهای اساسی کشور، به وفاداران واگذار شود تا اهداف عالیه!؟ محقق گردد! و قدرتمان در آینده، تضمین شود و رقبا نیز تضعیف گردند!؟ ".
... و اینگونه میشود که، قدرت را، تباه و فاسد میکنند! و سایر مدعیان نیز، در شرائط عدم رشد سیاسی، از این قاعده مستثنی نیستند.
در کشورهائی مانند انگلستان که هنوز هم، سلطنتی تشریفاتی هستند، این امر را باید در توجیه لزوم حفظ سیستم اشرافی، القاب اشرافی و کنترل طبقه اشراف که ریشه عمیق در گذشته آنها دارند، ارزیابی کرد وگرنه هیچ کارکرد موثری در اداره کشور ندارد و هزینه سنگینی است که برای حفظ تشریفات و اشرافیت، پرداخته میشود.
نشانه بلوغ سیاسی بالای یک ملت، این است که، گول زبان بازی سیاست بازان و قدرت طلبان را نخورند ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
دیار فریفتگی۱
با چه خود را سرگرم کرده و مغرور و فریفته شده ایم؟!
عنوان و مقام!؟: رئیس، معاون، مدیر، وزیر، وکیل، دکتر، مهندس، سرهنگ، سرتیپ، یا ...
ممتاز و برگزیده بودن!؟ زیبائی، نژاد و تبار، فهم و هوش، مذهب و آئین، یا ...
مال و ثروت!؟ خانه، خودرو، ویلای ساحلی، حساب بانکی، زمین و باغ و ...
شخصیت کاذب و تظاهر نمودن!؟ به نیکی، خدمت به مردم، زهد و تقوی، اصلاحگری، کرامت و قدرت معنوی و ...
و ... اشتغال! برای سرگرم شدن و نفهمیدن راز و رمز زندگی؟! و به پایان بردن روزها و عمر؟! ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
۱- دار الغرور
برچسبها: بلوغ سیاسی
خالقیت : خداوند در ابتدا موجودات دارای ساخت و چهارچوب را آفرید (جمادات) و سپس اولین موجود زنده که دارای رشد ونمو بود(گیاهان ) و بعد موجود زنده ای که علاوه بر رشد و نمو دارای قدرت حرکت و خودکنترلی بود(حیوان) و در نهایت موجودی را آفرید که علاوه بر مشخصات قبلی دارای قدرت خلاقیت، خودآگاهی و معنویت بود.(انسان)
رایحه و بوهای موجود در طبیعت و موجودات زنده، چه بوهای خوش و چه ناخوش و حتی تنفربر انگیز، خاطره ذهنی مثبت یا منفی را در وجود انسان بجا میگذارند و در شناختها، کاربرد دارند.
سوپاپ اطمینان یا شیر اطمینان، وسیله ای است برای تخلیه فشار خطرآفرین و جلوگیری از انفجار در سیستمهای مکانیکی، انسان نیز یک سیستم است که تا حدی فشارهای طبیعی زندگی را تحمل میکند و سیستم اجتماعی باید در کاهش حجم و تخلیه به موقع فشارها، موثر عمل کند.
دهم شهریور ۱۳۹۱ دقیقا" ده روز بود که بعنوان داوطلب، در ستاد هلال احمر در ورزقان به کارگری مشغول بودم و صحنه های خدمت پرشور مسئولین و داوطلبان از یکسو و تلخی دردها و آلام مردم و سوء استفاده بعضی از این موقعیت، مجبورم نمود تا طرحی را به مسئولین آن ستاد ارائه نمایم و امیدوارم مسئولین عالی هلال احمر نیز به این مهم، توجه نمایند.