⭕️ خودم را در ۱۴۰۰ سال پیش مجسم نمودم، در میان عرب همان زمان، که مشابهش هنوز هم در عراق وجود دارند و یا شاید از ۱۴۰۰ سال پیش آمده بودند، که من در سیر و سیاحتم در سفر کربلا آنها را میدیدم.
✅ از خودم سوال کردم که چرا حسین ع قیام نمود، آنهم در مقابل حکومت اسلامی که نصف جهان را فتح نموده بود؟!
⭕️ مجسم نمودم که در حضور خود حسین ع این سوال را مطرح میکنم و سخنانش و پاسخ هایش در کتب یادم افتاد که: من برای اصلاح امت جدم قیام نمودم، یا آن سخن که من مرگ را سعادت میدانم و حیات با ظالمان را ننگ و عار.
✅ حسین ع میفهماند که درد دین حقیقی داشتن با درد دین صوری و انحرافی داشتن متفاوت است و دینداران حقیقی قلیل اند.
✅ میخواست بفهماند که دین فاتح و قدرت مدار نیز دین حقیقی میتواند نباشد و باید اندیشه کرد و در زمانه فتنه و حاکمیت انحرافها و کژیها، دین حقیقی را شناخت و احیائش نمود.
⭕️ هنوز پس از ۱۴۰۰ سال نیز، پیام خون حسین ع و یارانش؛ و دین حقیقی بدرستی درک نمیشود و اسیر کثرت قرائتها و فهم هاست.
✅ این امر از سختی درک آن نیست، مثل حقیقت است که شفاف است اما زنگارهای وجود ما و مذاهب و مصالح ما مانع درک آن است.🌱
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ🌹
علی ضروری زنوز
برچسبها: کربلا, عاشورا, حسین ع, حقیقت
