مثل بادکنکی 

جدا شده از بند

شناور با نسیم

برای گم شدن

یا شاید

پیدا شدن

برای تماشای

آن دورها

کاش دوباره،

سقوطی

چون هبوط آغاز!

برای تماشا

حین تعلیق و پرواز

سقوط بسوی

وسعت آبی دریا

انبوه سبز جنگل زیبا

عظمت سپید کوهسار

رنگهای دل انگیز علفزار

و شهری

با آسمانخراشهائی

عظیم و نورانی

و آنگاه ... 

مردن!

در آغوش زرد دنیا

چونان مردن آغاز!

آغاز هبوط و فنا

مرگ یعنی،

زیستن درون نیستی

و تولد یعنی،

ترک پیله

شدنِ پروانه 

و کاش!

زیبا زندگی ای

چون لک لکی زیبا

سبکبالی 

در رحیلی پویا

بام و نانی ساده

از جنس وفور

بدور از حقه

و غفلت و زور

راهی ِ

بهشتی ترین

آرزو و رویاها

و ... هبوط 

یعنی،

همین دلتنگی

عجیب

ما آدمها

 <سروده ی علی ضروری زنوز>


برچسب‌ها: سقوط, نیستی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM