واژه تسلیم و مطیع بودن، در زندگی فردی و اجتماعی بشر بسیار کاربرد دارد.
انسان در عین دارا بودن صفت تمرد و طغیان، روحیه اطاعت پذیری و وفاداری را نیز در سطحی وسیع در طول و گستره زندگی فردی و اجتماعی به نمایش میگذارد.
از وفاداری و اطاعت در ساختارهای اجتماعی مانند رئیس، فرمانده در نظامیان، سرکرده در گروهها و حتی باندهای خلافکاری!، ارباب و خان، پادشاه و ...
تا وفاداری و اطاعت در ساختارهای مذهبی و فرقه ای مانند پیامبران، امامان و قدیسین، مراجع، مفتیان، پاپ و کشیش و روحانیت و مراد و قطب و ...
و سرانجام اطاعت از خداوند که در اکثر مذاهب و فرقه ها، حتی در صوفیه به شرط پیروی از واسطه، ولی و قطب امکان پذیر و صحیح برشمرده شده است.
انگیزه این وفاداری و اطاعت در ساختارهای اجتماعی، نفع و عاقبت اندیشی برای خود و وابستگان و حتی امنیت شخصی و جمعی است و متاسفانه به پای این فرمانبرداری و اطاعت، خیانت و ظلم به دیگران را نیز مرتکب میشوند!
در ساختارهای مذهبی و فرقه ای، این اطاعت و تسلیم، جنبه عبادی می یابد و اهمیت وجود پیشوا، پیر و مرشد مطلع و ره پیموده گوشزد میگردد.
در ضمن انگیزه با پاداش و تنبیه در قالب بهشت، ثواب و یا جهنم و عذاب تقویت میگردد، تا با محاسبه گری سود و زیان و خوداندیشی که در آدمی وجود دارد، هماهنگ باشد.
به هر حال تضمین وفاداری در انسان، یا با عشق است یا تسلیم، از آنجهت که دستیابی به عشق، سخت و مستوجب شناختی عالی و رهروی طولانی است، لذا بر تسلیم و اطاعت بعنوان راهکاری عمومی، تاکید گردیده است.
در عشق نیز تسلیم وجود دارد، اما ماهیت آن متفاوت است، اعتماد و شیفتگی به محبوب، شناوری در مسیر عشق و رضایت و تسلیم را در پی دارد و دیگر ناشی از تلقین نیست.
متاسفانه همانگونه که در باندهای خلافکاری، اطاعت از سرکرده موجب جرائم سازماندهی شده و مضر برای جامعه میگردد، در فرقه های مذهبی تندرو و متعصب نیز، موجب توهم رستگاری و ارتکاب جنایات و ترور و بحرانها و صدمات اجتماعی میگردد، معضلی که متاسفانه در جهان کنونی، در حال نمایش و گسترش است!
نمیتوان تسلیم، اطاعت و وفاداری را کاملا" رد و نقض نمود زیرا لازمه سازماندهی اجتماعی، اداری، نظامی، گروهی، حرفه ای و اعتقادی است، بلکه اگر بلوغ جامعه توسعه یابد، سبک رهبری و مدیریت نیز ارتقاء می یابد و تسلیم کورکورانه و راهبری متعصبانه و جاهلانه کاهش می یابد، که این امر زمان بر، شکننده و مستلزم بردباری و روشنگری است.
تسلیمی مترقی است که با آگاهی، محبت و مدارا توام باشد تا جاهلانه و متعصبانه بروز نیابد و موجب اشاعه جهل و ظلم و ستم نگردد.
کار سختی است و تغییری بزرگ در بلوغ انسانیت را می طلبد، آیا فرا خواهد رسید؟! ...
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها:
تسلیم,
اطاعت,
فرمانبرداری,
تقید
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|