در دلم

نه سودای بهشت دارم 

و نه غم جهنم و الم

از سوز سرما! بیشتر می ترسم

تا سوز آتش و گرما

از جهل و عُجب!

و سرما و جمودش، در همین دنیا

بی تو افسرده ام

دور از هوس حوری و باغ بهشت

... ولی با تو  

در جهنم نیز

در اقامتگاه درون، بپا میشود بهشت

نگاه کن! بازی با آتش ام را

اشکهای شادی، سماع

خنده های سرکش ام را  

... قلبم، خانه ای است فقیرانه

و دعوتنامه ام برای تو، 

چشمانی ملتمس و دستان قنوت

و تو ای به حقیقت میزبان 

به لطف، میهمان خانه ام باش

... آن بیرون! چه بهشت باشد!

چه کِنشت! ۱

<سروده ی علی ضروری زنوز>


۱- آتشگاه و آتشکده 


برچسب‌ها: شعر, بهشت, جهنم
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
طریق است، اگر در مسیر شناخت و عشق باشد.
طریقه و یا معادل عربی اش، مذهب است، اگر ایدئولوژیک و عمومیت یابد مشابه مشی صوفیه و یا مسلکهای مشابه در جهان.
مذهب و فرقه، نامگذاری زیر شاخه های ادیان میباشند و به معنی برداشت و طریقه امام آن مذهب از دین میباشد، مانند مالکی، حنبلی، شافعی، حنفی در اهل سنت و یا اسماعیلی، زیدی و جعفری (امامی) در شیعه ...
و یا در مسیحیت: کاتولیک، ارتدکس، پروتستان و فرقه های بسیار در هر یک که معمولا" با نام امام و پیشوای مذهب، نامگذاری شده اند.
مذاهب برگرفته از ادیان، جنبه عمومی دارند، لذا طبیعتا" بیشتر بر دستورالعمل و تسلیم و تبعیت متکی میباشند و بدلیل همین عمومی بودن، در طول زمان دچار عوام زدگی و زنگارهای بسیاری نیز شده اند.
اما عرفان، نباید جنبه عمومی یابد، زیرا گذر از عمومیت و ظاهر است و بمانند دوره تخصصی و ویژه است و الزام و امکانی نیز برای آنکه همگان عارف شوند وجود ندارد، لذا مذهب و طریقه نمودن آن، عمومی کردن! آن است، مثل ورود مستقیم به دوره دکترا، بدون داشتن رسش و آمادگی!
اعمال موهون و خرافی، که در طریقه های صوفیه مشاهده میشود، ناشی از ایده عمومی کردن عرفان و خروج از معرفت عاشقانه است.
عرفان! همانگونه که از نامش پیداست، شناخت و معرفت است و اعمال محیرالعقول و شبه جادوگری و اتکا به کرامت و نمایش، با روح شناخت عرفانی و عشق و فنا هم مسیری ندارد و موضوعی دیگرند.
پندها و اندرزهای عارفانی همچون مولوی برای عموم سودمندند و بمانند اخلاق تلقی میشوند، اما مقامات و حالات عرفانی آنها قابل شرح و فهم عمومی نیستند و آنچه ما از آنها میفهمیم، در رنگ و سطح طیف خودمان است .
استادی در عرفان، اگر در مسیر کسب مقامات، شناخت، تزکیه و ظهور عشق باشد، بجا است ولی اگر متمرکز بر کسب کرامت، قدرت و تفکر فرقه ای باشد، عرفان نیست.
سماع مولانا، شناوری "ناخودآگاه" و ظهور حالتی عارفانه بوده و رقص و چرخش "خودآگاه" و احساسی علاقمندانش، "حالت سماع" تلقی نمیشود و مانند برگزاری یک بزرگداشت برای مولانا است و عیبی هم ندارد اگر که مترادف با عرفان تلقی نگردد ...
نوشته ی علی ضروری زنوز>

برچسب‌ها: طریق, طریقه, عرفان, عرفان اسلامی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |
درون نگاهت

کسی است!

نه از جنس جسم

و نه از جنس جنس! 1

به سفیدی ابر

از جنس راز

اما تو

در بازی نقش

گم شده ای

نمی شنوی که

خودت!

صدایت میکند ...

<سروده ی علی ضروری زنوز>


1- منظور "جنسیت" است.


برچسب‌ها: شعر گمشده
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM