"قیام"و حالت  عمود و  ایستاده، درک و نماد بودن و هستی است، "ركوع" حالتي است بين درك هستي و نيستي، اما "سجود" حالتي برتر و نهائی است، محو گردیدن، فناء و درك نيستي.

داستان شيطان ( ابليس) بظاهر بسیار خداپرست و نه موجودی كافر و فاسد، در واقع امتحان خداپرستي حقیقی بود و سجده بر آدم نیز بمعناي نديدن خود و فناء كه مفهوم توحید و خداپرستي است.

اما شيطان خود را ديد و گفت "انا خير منه" يعني من برتر از اويم و از اين جهت با آنكه موجودي خداپرست و مذهبي بود و نیز استاد توحيد فرشتگان، دچار تعصب و غرور گردید و با آنکه به وجود خداوند نیز يقين داشت و کافر و ملحد نبود، خطاب گردید كه " فانه كفر" يعني او كافر شد، زيرا خودپرست گردید.

داستان شيطان، براي مذهبي ها است و در جهت تبيين راه درست خداشناسي، زيرا اولا شيطان موجودي غيبي است و ایمان به غیب لازم دارد و ثانيا موجودي مذهبي و خداپرست است، او آدم را به اشاعه فساد در زمين متهم نمود و خود را خداپرست حقيقي تلقي کرد و همين غرور و عصبيت او را از خداپرستي خارج نمود و كافر گردید، یعنی مستور در حجاب خود و خودپرست! ... بايد مراقب بود!...

راه خداپرستی حقیقی، راه عشق و فنای خود در مقابل معشوق است و این تفاوت معرفتی بین انس و جن است و اگر توفیق عشق و فنا میسر نگردید، مذهبی بودن و خداپرستی یعنی: بی پیرایه و بی آلایش گردیدن با عبادت و خودسازی! ...

نوشته ي علي ضروري زنوز


برچسب‌ها: رکوع, سجود, فناء, شیطان
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM