(۱)"این دنیا بازیچه و بیهوده است" 
(۲)"و ما شما (انسان) را بیهوده نیافریدیم " (کتاب آسمانی)
آیا دو جمله فوق در تضادند؟ چگونه است که دنیا، بیهوده است؟ اما انسان، بیهوده نیست؟
بنظر میرسد، دنیا مکانی است برای رسش، معرفت، آموزش و پاکی انسان، و انسان با داشتن روح، به حیات ادامه خواهد داد، لذا این دنیا مثل دبستان یا زمین بازی است که باید از آن استفاده کرد ولی در آن متوقف نشد زیرا دنیا یکی از مدارس و محیطهای شناخت برای انسان است. انسان ماندنی است، ولی عاقبت دنیا، فنا و رفتن است و نباید وابسته آن شد.
جمله فوق به معنای دنیا گریزی نیست، بلکه بیان ماهیت دنیاست، انسان نمیتواند به دنیا اصالت دهد، زیرا سازماندهی دنیا برای آسودگی و استقرار نیست، محل تجربه و آزمایش است، چه بخواهی و چه نخواهی، دنیا بهشت انسان نمیشود زیرا: مرگ، بیماری، درد، غم، فقر، شکست، مشکلات، حوادث، بلایا، جنگ، ظلم، اختلاف، افسردگی و... واقعیات این دنیاست، چه خداپرست و چه دنیا پرست، اسیر و گرفتار این مسائلند.
ماهیت و چهارچوب زندگی در این دنیا، برای انسان سخت تر از حیوان است، زیرا این دنیا به کمال حیوان نزدیکتر است، حیوان سئوالی در سر ندارد و جویای سرّ درون خود هم نیست. هر چند مشکلاتی دارد، اما سرش رو به زمین است نه آسمان، رفع نیازهای مادی اش کافی است، فکرش هم به جای دیگر نمی رسد.
بر اساس عقیده ادیان، جایگاه واقعی انسان، جهان ماده نبوده، بلکه از بهشت رانده شده و برای تنبیه و آموزش سخت، به این دنیا آمده است و در واقع پیدایش اینهمه ادیان و مذاهب و حتی مکاتب بشری، گویای این امر است که انسان به زیست ساده حیوانی، قانع نیست و در سر سودای دگر دارد....
دنیا به معنای مذمومش، برای انسان مذموم است، نه برای حیوان . این انسان است که با دنیا سازگاری ندارد و یا بر عکس، دنیا با او سر سازگاری ندارد، زیرا او از جنس ملکوت است، ولی در کالبدی مادی به تنگنای دنیا، پائین آمده است.
اینها که گفتم، عقیده ای دینی نیست، هر اندیشمند آشنا به استعداد انسان و چهار چوب تنگ شناخت در این دنیا، می فهمد که دنیا محل دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و حوادث است و اختیار وقایع دنیا در دستان انسان نیست تا برای خود، بهشت اش کند. البته انسان قدرت دخل و تصرف در این دنیا را دارد اما اختیار بیشتر مسائل که در بالا برشمردم، در اختیار انسان نیست.
اگر دنیا بهشت میشد و بدون مشکلات و بلایا، پیامبران، فلاسفه و قدیسین، مقدم بودند، اما بیشترین مشکلات را آنها تحمل کرده اند و آنچه در آنها بالاتر بوده، صبرشان بوده است و شناخت ماهیت این دنیا.
این دنیا زیبائیهای بسیاری نیز دارد، طبیعت، آسمان، حیوانات و حتی انسانها، اما آنچه نامش دنیاست، در واقع در درون انسان است، از خودش و انسانهای دیگر شروع میشود و عدم اقناع به زیبائیهای مادی دنیا و اینکه ...
مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
(مولانا)
<نوشته ی علی ضروری زنوز>
برچسبها: دنیا طلبی, مذمت دنیا, ماهیت دنیا, دنیای فانی
تاثیرات جنبش وال استریت، فراتر از آمریکا و اروپا است زیرا نظام سرمایه داری، نظامی ملی و محدود به کشور آمریکا و بعضی کشورهای اروپائی نیست. نظام سرمایه داری با سهیم شدن در منابع، معادن و اقتصاد سایر کشورها، در اصل مالکیت انحصاری بر اقتصاد بین الملل را داراست، بعنوان مثال اگر معدنی در یک روستا در کشوری، کشف شود، سریعا سرمایه گذار خارجی برای مشارکت، پیدا میشود و کشورها نیز جذب سرمایه گذار خارجی را به نفع اقتصاد خود میدانند، اما آنچه اتفاق می افتد، مالکیت کشورهای غنی بر تمام منابع و معادن جهان و عدم امکان توسعه و استفاده کشورهای در حال توسعه برای رقابت و بدست آوردن منابع و مواد اولیه برای تولید و پیشرفت، در آینده است.

