تفاوت معرفت ناخودآگاه با ضمير ناخودآگاه كه در روانشناسي و تحليل مغز به آن پرداخته ميشود، توجه به عكس العملها و رفتار غير ارادي در ضمير ناخودآگاه است، البته جايگاه هر دو در سرشت، غريزه و فطرت است.
يك برداشت از خودآگاهي نیز متکی بر نگاه به خود و درك و برداشت از خود است ولی معرفت خودآگاه جنبه معرفتي و عمیق تری دارد.
معرفت خودآگاه مربوط به حوزه يادگيري و تفكر خود انسان است كه با سه معرفت علمي، فلسفي و باور (ديني و غير ديني) شناخته ميشود.
اما معرفت ناخودآگاه، معرفت شهودي و عرفانی و اشراقی است و از تفكر خود انسان ناشي نميشود، البته معرفت خودآگاه، پيش نياز و مقدمه آن است که از آن به ظاهر و علوم ظاهري نيز تعبير میگردد.
تكيه معرفت خودآگاه بر نفس و خود است، اما تكيه معرفت ناخودآگاه بر روح و محو نفس و خود یعنی همان فنا است که تبیین مفهوم بازگشت به فطرت است.
معرفت ناخودآگاه، ارتباط مستقيم با شبكه حقيقي آگاهي و فراتر رفتن از خودآگاهي كه حوزه شناخت علمي محسوسات (معرفت علمی)، حدس و گمان، توصيف، استدلال(معرفت فلسفی) و باور دینی و غیر دینی (معرفت دینی) است.
کشف و شهود با معرفت عرفانی حاصل میشود که البته آمدنی است و معرفت عمقی دینی و عبور از ظاهر نیز تلقی میگردد.
ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی
و اینکه تلنگر معرفت ناخودآگاه در سطح نازل برای بسیاری حاصل میشود که شمائی از تماشای روح و فطرت است و سیرها و هنرهای الهامی از این جمله اند، سیر در طبیعت، سیر در آسمان، سیر در زیبائیها، سیر موسیقیائی و... که همگی نماد و نشانه اند، اما درک حاصله از طریق سیر، فراتر از ظاهر و صورت این نمادها است و همچنین شعر، نقاشی، موسیقی و ...
نوشته ی علی ضروری زنوز
برچسبها:
عرفان,
معرفت عرفانی,
بازگشت به فطرت,
خودآگاهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت
|