از جهل شروع میشود، به معرفت میرسد و باز هم به جهل ...❗️
اما ٱن جهل کجا و این جهل کجا❗️
در آن جهل ابتدائی، نمی فهمی که نمی فهمی و فکر میکنی که می فهمی❗️
اما در جهل عالمانه، می فهمی که نمی فهمی و متحیر میشوی، چه! را نمی فهمی❗️
اولش حیرت است و آخرش نیز حیرت❗️
یک حیرت از هستی است و یک حیرت از نیستی❗️
حیرت هستی، از خامی لذت فهمیدن❗️
و حیرت نیستی، از بهت نفهمیدن❗️
حیرتی در وادی هستی❗️
و... حیرتی در وادی چیستی❗️
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: حیرت, تحیر, هستی, نیستی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

اگر شاخص عقلانیت دینی، تفکر فلسفی و اقبال و فهم آن باشد، چقدر از مردم گذشته که غالبا کم سواد و بیسواد بودند، امکان بهره مندی از افکار فیلسوفان مطرود را داشته اند و چقدر میتوانستند اصلا افکار آنها را بفهمند⁉️ ...

قطعا پاسخ نزدیک به هیچ است❗️زیرا معمولا این مباحث در حلقه شاگردان یک حکیم و فیلسوف مطرود و در انزوا محدود بود که راندگان از متن عالمان و طلاب دینی محسوب میشدند، زیرا میدانیم که هنوز هم که دوره پسامدرن است، فلسفه و عقلانیت دینی در بسیاری از کشورهای اسلامی مطرود است و در حوزه های علمیه نیز در نجف ممنوع بوده و در همین اواخر در قم توسط علامه طباطبائی علیرغم مخالفت شدید غالب حوزویان توانست تا حدی جا باز کند، اما هنوز هم استادی مانند علامه فقید وجود ندارد که راه او را ادامه دهد❗️...
همین امروز در قرن بیست و یکم، چقدر از مردم تحصیل کرده، مباحث عقلی و فلسفی را میفهمند که انتظار داریم افراد عامی و بیسواد نقاط دور از دسترس گذشته آنها را فهمیده باشند، لذا طبیعی است که ادیان و مذاهب دچار عوام زدگی گردند و دور از عقلانیت، منطق و تفکرات فلسفی❗️...
امروز در قرن بیست و یکم، در میان قشر مهمی از حوزویان و علماء دین، جایگاه عقل و فلسفه در معرفت دینی مورد تشکیک و حتی تلقی بدعت است، لذا وقتی در بین عالمان اینگونه باشد، از عوام چه انتظار، که به عقل و منطق بها بدهند و آن را در دینداری بکار بگیرند و تابع صرف نباشند⁉️...
این معضل فقط مختص اهل دین نیست، شما یک مبحث عقلانی و فلسفی را در همین گروههای مجازی بگذارید، ببینید چقدر فهمیده میشود⁉️ حتی تحصیل کردگان دکتر و مهندس هم از این مباحث استقبال نمیکنند و فلسفه و معقولات را تزئینی و روشنفکرانه میدانند و بدنبال محاورات عادی اند و اینها را غامض گوئی و غیر مفید تلقی میکنند، حال از عوام و مردم ساده روستائی و با فرهنگ دهقانی گذشته و حال، چه انتظاری است که به عقلانیت و تفکر فلسفی عقل محور روی بیاورند و دین دچار عوام زدگی نشود⁉️...
امروز متاسفانه حتی دکترها و مهندسین ما نیز تفکرات عوامانه مذهبی دارند و علم آنها روی عقلانیت، انصاف و اشراق دینی آنها اثری نداشته است و دگماتیسم و تعصب کور را توجیه هم میکنند، یعنی علم آموزی نیز، جمود فکری و دینی را برطرف نکرده است⁉️...
حتی علم گرائی رادیکال نیز بر خلاف برداشت عده ای، حاکمیت عقلانیت نیست، هر مطلق انگاری خلاف عقلانیت است، زیرا بنوعی وجود جمود و جزم اندیشی در ساحتی دیگر است، که پلورالیسم و پسامدرن، در مقابل این مطلق انگاری قرار گرفته اند، علم گرائی مترادف با عقلانیت نیست❗️...
لذا عوام زدگی، هم تنگنای ساختاری دارد و ناشی از محجوریت عقلانی است و هم عمدی است، یعنی با حرام دانستن و بدعت دینی تلقی نمودن عقل و آزادگی در تفکر❗️...
طبیعی است که در چنین وضعیتی، عوامی، لمپنیسم، خرافه، سطحی نگری، تعصب، خشونت، قدرت طلبی و تقابل عوامانه و جاهلانه، قرنها بر حوزه عقیده و دین حاکمیت داشته باشد❗️...
تا عقل اقبال نیابد و تا عقلها میدان نیابند، سطحی نگری واقعیتی غیر قابل تغییر است، بویژه اگر که با قدرت و تحکم نیز قرین گردد، که بحتم به نتیجه مثبت و تعالی بخشی منجر نمیشود❗️ ...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عقلانیت, عقل گرائی, دین گرائی, علم گرائی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

اسفار اربعه از قبل هم مطرح بوده، اما ملاصدرا حکمت را با اشراق ترکیب نمود و حکمت متعالیه اش نامیدند❗️...

سفر در خلق، یا شناخت مخلوقات که سفر اول از اسفار (سفرها) اربعه ملاصدرا است و از آن به عشق به مخلوقات و جهان نیز تعبیر میکنند، با تماشا و گردش در طبیعت متفاوت است، با آنکه توام با سیر آفاقی است، اما بیشتر سیری درونی، شناختی و انفسی است، درست مشابه نگاه عاشق به معشوق که مختص اوست و با نگاه دیگران به معشوق او متفاوت است❗️...
اینکه گفته میشود سفر در خلق، سفر اول است، منظور این نیست که این سفر مقدمه و اهلیت نمیخواهد و ناگهانی آغاز میشود ، بلکه آمادگی قبلا کسب گردیده، دوره حیرت و سرگشتگی سپری شده و دوره شیفتگی و عشق آغاز گردیده، که ابتدائا نسبت به خلق و مخلوقات است، زیرا عشق مرحله به مرحله اوج میگیرد❗️...
معرفت و شناخت، از ساده به سوی پیچیده است، از شناخت اشراقی زمین و آسمان و اولین مخلوقات زنده که گیاهان اند آغاز، سپس سیر در حیوانها و در نهایت انسانها و اینها تنها بخشی از خلق اند، سپس میرود به آنسوی، شهود مخلوقاتی مانند فرشتگان و بهشتیان و در نهایت شناخت مقدور از خود حق، که سفر بعدی است❗️...
معرفت به هستی، منزل به منزل و مرحله به مرحله حاصل میگردد، البته سیر در خلق نیز که مظاهر حق اند، از شناخت حق منفک نیست❗️... 
سیر در خلق و مخلوقات، با آنکه متمرکز بر صورت و ماده آنها نیست، اما زیبائی شناسی و جمال نیز عنصر مهم معرفت عاشقانه است، در اصل نور و نرم افزار وجودی آنها است که فهم میشود، که همان شناخت اشراقی است، زیرا مخلوقات بوی معشوق میدهند، که همان مفهوم وحدت وجود در عرفان است❗️...
عرفان، یعنی شناخت زیبائیها، چه در صورت و جمال و چه در سیرت و صفات❗️...
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست🌷
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست🌹
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: اسفار اربعه, حکمت متعالیه, سفر در خلق, ملاصدرا
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

راز موسیقی هیچگاه بطور کامل در زمین کشف نخواهد شد❗️ ابوعلی سینا آن را علمی ریاضی میداند، که بمعنای آن نیست که ریاضی دانها، موسیقی دان هم هستند❗️ بلکه متکی بر هارمونی منطقی، هندسی و ریاضی است ولی از ذوق و الهام نشات میگیرد، لذا به همین دلیل است که موسیقی در حوزه هنر لحاظ میشود نه مهندسی و ریاضی، زیرا ذوقی و الهامی است❗️... 

موسیقی، هنر، ذوق و قریحه، نوعی الهام اند، یعنی تکنیک صرف نیستند، بلکه برای فیزیکی شدن، با تکنیک همراه میشوند❗️...
موسیقی فاخر و هنر که با احساس و الهام توامند، در ناخودآگاهی ریشه دارند و قابل یادگیری و حصولی صرف نیستند، بلکه علمی حضوری و تا حدودی شهودی و اشراقی عام تلقی میشوند، گفته اند که مرحوم سید محمد حسن الهی از عارفان برجسته و پیراسته گذشته، رساله ای رازگونه در زمینه جنبه عرفانی و شهودی موسیقی نگاشته بود که برای آنکه مورد سوء استفاده و بدفهمی هر دو طرف قرار نگیرد، معدوم یا شاید مخفی گردید❗️...
 محیی الدین ابن عربی نیز جمله جالبی دارد که گناهان این دنیا در بهشت نعمت بهشتی اند، موسیقی نیز اینجا به مبتذل تا فاخر تقسیم شده که حتی در سطح موسیقی فاخر و هنری، در حد لمحه ای قاصر فهمیده شده است و در صعود و سطوح فراتر، راز و رمزش کشف میگردد❗️... 
سماع❗️بر خلاف مراسم ظاهری صوفیان و چرخش، بر سمع و شنیدن روحی استوار است، یعنی درکی از موسیقی و اصوات که در حال عادی فهم نمیشود❗️...
 سماع، حال شناوری و شهود روحی،  بوسیله اصوات طبیعی، اذکار و موسیقی است، آنچه سامع سماع درک میکند حتی سازنده و نوازنده آن موسیقی و صوت درک نمیکند، زیرا فقط در حال جذبه، سیر شهودی حادث میگردد❗️... 
✅ تذکر میدهم که بنده صوفی و درویش نیستم و تا بحال در هیچ مجلس سماع یا خانقاهی حاضر نشده ام و کسب فیض هم ننموده ام و کلا از این محافل دوری میکنم❗️... 
ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی
همه میتوانند عاشق شوند و کسی از عشق دیگری تعجب نمیکند و عاشقی نه هنر تلقی میشود و نه مایه مباهات و امتیاز، حال و احوالی شخصی است، لذا عارفان نیز چنین تلقی از عشق حقیقی خود دارند، بنده نیز توصیفگر حال ایشان و عاشقان هستم و لاغیر❗️...
زبان ریاضی و هندسی به معنای محاسبه نیست، در اینجا ریاضی با محاسبه قرین است، زبان ریاضی زبان منطق، عقلانیت و قطعیت است❗️...
در غریزه، فطرت و ناخودآگاهی نیز زبان کلام حاکم نیست، صوت هست اما کلام نیست و زبان نطق و منطق تکوینی حاکم است❗️... 
در فضای متعالی، زبان کلام و حروف رایج نیست! زبانی فراتر از کلام و ساده جریان دارد که زبان منطقی، ریاضی یا موسیقیائی است، شاید بعنوان مثال، مشابه همین سیستم ساده، "مبنای دو و باینری" که خود انسان ابداع نموده که زبانی منطقی و بسیار ساده و سریع، در حوزه علوم رایانه ای است و با مبنای ده رایج متفاوت است❗️... 
ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻼﻡ ﻭ ﺣﺮﻭﻑ، ﺯﺑﺎﻧﯽ ﻣﺘﮑﺜﺮ و متنوع ﺍند، ﺍﻣﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﻨﻄق، ﺭﯾﺎﺿﯽ ﻭ موسیقی، زبانی ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺍﺳﺖ❗️🌿
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: موسیقی, هنر, ذوق, سماع موسیقی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

یک زمانی کتاب موج سوم آلوین تافلر خیلی مورد توجه قرار گرفت که در مورد تکامل علمی، خلاقیتی و اجتماعی بشر از عصر حجر تا فراصنعتی بود، او «موج» را جایگزبن عنوان «انقلاب» در عصرهای کشاورزی، صنعتی و فراصنعتی نمود زیرا آنها را در ادامه هم و در روندی صعودی در مسیر معرفت و تحول و تکامل اجتماعی بشر می دانست❗️

البته وی عصر حجر را به عنوان موج اول خلاقیت‌های انسان لحاظ ننمود و عصر کشاورزی را بعنوان موج اول نامید و سپس عصر صنعتی بعنوان موج دوم و در نهایت عصر ارتباطات و فراصنعتی را بعنوان موج سوم نام برد، او برای هر عصر، مشخصه هایی خاص برشمرد و تحولات اجتماعی، توسعه ای، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی را در تکمیل هر موج قائل گردید که بدلیل مفصل بودن مباحث، امکان تشریح در این مختصر نیست و هدفم نتیجه گیری دیگری است❗️
آنچه در این اشاره قصد تاکید بر آن را دارم، این است که مراحل خلقت و آفرینش زمین با مراحل خلاقیت انسان قرینه و یکسان است، همانطور که ابتدا در زمین جمادات شکل گرفتند و سپس نباتات و گیاهان پدید آمدند و بعد آغازیان و تک سلولیها و نهایتا حیوانات و در نهایت انسان خودآگاه و خلاق، مراحل خودشناسی و خلاقیت انسان نیز از پائینترین سطح سیستم حیات یعنی جمادی و خلاقیت در زمینه "ساخت و چهارچوب" یا عصر حجر آغاز، سپس با کشف خصلت "رشد و نمو" در گیاهان عصر کشاورزی آغاز و سپس عصر صنعتی با شناخت عنصر دینامیک و مکانیک و مشخصه حرکت در حیوانات رقم خورد و در نهایت نیز وصول به عصر فراصنعتی و ارتباطات و بستر آن که الکترونیک بر پایه شناخت مقدماتی از مغز انسان بود با فهم دو بعد روح و جسم، یا بعبارتی نرم افزار و سخت افزار در موجودات زنده، شناخته شده و مورد خلاقیت و شبیه سازی در رایانه و سیستمهای هوشمند قرار گرفت❗️
یک استاد ایرانی، به موج چهارم که شناخت و ابداع جهان و فضای مجازی است اشاره کرده است که در واقع به درک طراحی منطقی و وجود مختصات و دیتاها در پدیده ها و مختصات شکل گیری هستی و حیات نزدیک میشود❗️
وضع فعلی جهان را میشود دوره شناخت جهان مجازی که قرینه اطلاعاتی هستی است و شناخت و شبیه سازی هزارتوی مغز انسان تعبیر نمود، در ضمن وجود سنتر و مرکز مفاهیم و مختصات در فراتر از جهان فیزیکی و مادی قابل درک میشود که توسط گذشتگان به «اعیان ثابته» بعنوان طراحی منطقی هستی، قبل از آنکه موجودیت عینی بیابد اشاره گردیده است❗️
 شناخت جهان مجازی، مقدمه ای است برای  ورود به موج پنجم شناختی بشر، یعنی شناخت جهان ناشناخته یا غیب که بولدینگ نیز در سلسله مراتب سیستمها به آن اشاره کرده است❗️
 امروزه با طرح جهان‌های موازی و وجود حیات متفاوت در کیهان و نام بردن از موجودات بیگانه در بعدی متفاوت که در زمین حضور یافته اند، معرفت علمی به مفاهیمی نزدیک میشود که در مذاهب به آنها غیب، فرشته، جن و روح می گفتند، در واقع مقدمات ورود علم به محدوده جهان ناشناخته با طرح این نظریات در حال آغاز است❗️..
 انسان در این پنج موج شناختی، از پائینترین سطح حیات یعنی جمادات تا شناخت کامل جسم و روح و درک معماری و مهندسی شگفت انگیز طبیعت و فراتر از آن یعنی جهان ناشناخته، به دوبعدی بودن مادی و غیرمادی وجود خویش نیز شناخت و احاطه می یابد❗️
خودشناسی علمی انسان علاوه بر احاطه بر غیب و ملکوت، با آشنائی با جهان صفات و نرم افزارهای وجود که جبروت نام دارند تکمیل می‌گردد❗...
ای برادر تو همان اندیشه ای
مابقی تو استخوان و ریشه ای
امروزه از پایان فلسفه و تکراری بودن مطالب آن سخن میگویند و این امر نشانه آن است که همزمان با بلوغ معرفتی بشر، اکتفا به باور ظاهری دینی و تفکر توصیفی و استدلالی فلسفی، جوابگوی شناخت عمقی و حقیقی از هستی نبوده و نیاز به معرفت فراگیرتر و تجربه مستقیم عوالم غیر حسی در حال ظهور است❗️
نهایتا اینکه با شناخت دقیق تر خود و هستی نیز، قطعا انسان قدرت شبیه سازی کامل از جسم و روح خود و پدیده های هستی را نخواهد یافت و اوج معرفت علمی و فراگیر انسان، به همان فریاد شعف و خودیابی «یافتم» منتهی میگردد که در واقع تحسین علمی و معرفتی، آفرینشگری بی مثال شگفتیهای هستی است❗️...
شاید راه طولانی معرفت علمی، نهایتا به معرفت تجربی حضوری، پیوند خواهد خورد.❗️🌿

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: موج سوم, موج چهارم, موج پنجم, خودشناسی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

اگر بر فرض مثال، کسی از روی الحاد، اهل ولایت را به بادمجان تشبیه کند❗️و بگوید بادمجان هم ولایت دارد❗️، قطعا توهین نابخشودنی محسوب میشود، اما اگر یک معمم بیاید و در رسانه عمومی بفرماید، بادمجان اولین موجود بود که به ولایت ایمان آورد❗️و دین و ولایت را مورد استهزای عموم، دشمنان و حتی همان ملحدین قرار دهد، متاسفانه حتی شاهد یک نقد، برخورد و اعتراض در منابر و علمای بلاد و اصولگرایان نیستیم و دهها مورد مشابه این امر که شیعه را به خرافه، وهن، افراط، بی اخلاقی و ... آلوده اند، اما کسی آنها را دشمن اصلی دین نمی بیند❗️...

این همان مشکلی است که 1400 سال است که اسلام با آن مواجه است و اهل ظاهر و وهن و خرافه، قرنهاست همه کاره دین شده اند و امامان، عارفان، علامگان و اهل دین حقیقی را در انزوا، زندان و سکوت نگه داشته اند و یا با زهر و شمشیر، بدست متدینان مکانیکی و بی عقل و تفکر همچون شمر و امثال شمرها، بشهادت رسانده اند❗️...
اگر شیطان را قبول دارید، شیطان ابتدا با کفر به جنگ متدینان نمی آید، بلکه با دین آلوده به خرافه، غلو، قدرت طلبی، افراطی گری و بی رحمی و با نام دین می آید و بنام دین، امامان دین، عارفان، عالمان و اهل دین را منزوی و یا بدست پیروان مذهبش، حذف میکند و مذهب جعلی خود را بنام خدا بر مردم حاکم مینماید❗️...
اگر میخواهیم خدا را بشناسیم، باید ابتدا شیطان را بشناسیم، این رمز توحید است، تا بنام خدا، تابع شیطان نگردیم❗️...
 تا "لا اله" نباشد "اللّه" تمیز داده نمیشود و تا "تخلیه" و پاکسازی نباشد " تحلیه" و توحید بر وجود نمی نشیند❗️...
اللّه لا اله الّا هو🌹

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: کفر, دین, وهن دین, خرافه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

این روزها بدلیل جمله ای که رهبری در پیام نوروزی در مورد دشمنان جنی و انسی داشت، در مورد جنیان زیاد صحبت میشود، بعضی وجود آنها را رد میکنند، بعضی آنها را شکلی از انسان میدانند و بعضی نیز بر بکارگیری آنها توسط دشمنان تاکید دارند❗️...

اعتقاد به وجود جن هر چند بخشی از ایمان به غیب است، اما از ورود به جزئیات آن و ورود به علوم غریبه و خفیه که بخشی از آن جن شناسی و ارتباط با اجنه است بشدت نهی شده است، زیرا سلامت روان و نفس را از بین میبرد و موجب اختلال روانی و روحی است❗️
علوم غریبه که بعضی بواسطه آن، به خطا بعنوان عارف یاد میشوند، با عرفان متفاوت است، عرفان بیشتر جنبه شناختی و فنای نفس دارد، اما پرداختن به علوم غریبه ابتدا به جهت کنجکاوی و سپس بیشتر در جهت قدرت و تقویت و آلودگی نفس است❗️...
سحر، جادو، طلسم، جفر یا علم الحروف، علم الاعداد، تسخیر اجنه و مواردی از این قبیل در حوزه علوم خفیه و غریبه اند که در مقابل علوم جلیه و رسمی اسلامی قرار دارند و لازم است به آنها پرداخته نشود، مگر فقط از طریق اساتید مهذب آنهم برای مقاصد خاص، مثل علامه طباطبائی و حسن الهی و ... که در امور حلال و مجاز بوده نه در موارد ممنوعه و مخرب نفس❗️...
اینکه این فنون و علوم آیا مورد استفاده دشمنان قرار میگیرند یا خیر؟ قطعا از همین جادوگریها و طلسم بازیهای قدیمی و مسبوق از قدیم میتوان نسبت به وجود آنها آگاهی یافت و در آمریکا که به کشور خرافات معروف است و میان یهودیان خرافی قدرت گرا، استفاده از سحر و جادو و فال و علوم غریبه از قدیم رایج بوده و در میان بخشی از مردم خود ما نیز این خرافات و گرایشها رایج است❗️...
اینکه میگویم خرافات، وجود سحر و جادو و جن را نفی نمیکنم، بلکه آن را اموری مخل و مضل مشاعر، عقل و منطق و حتی دین میدانم❗️...
اساتید علوم غریبه، از عرفان حقیقی فاصله دارند و بزرگانشان نهایتا بر عرفان نظری تسلط دارند، لذا احاطه بر این علوم، کشف و شهود و سیر و سلوک عرفانی تلقی نمیشود و باید از آنها بشدت فاصله گرفت، زیرا جنبه معرفتی و پاکی و تزکیه ندارد و علم نافع هم نیست، بلکه جنبه غیر معرفتی، خرافی و در جهت تقویت قوای نفسانی است نه روحانی❗️...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم‼️
بسم الله الرحمن الرحیم🌹
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸ه
/"علوم غريبه فراوانند كه امّهاتشان ۵ علم است: سحر، تسخير، طلسم، شعبده و كيميا و ۴ علم ديگر به اينها ملحق است: علم اعداد و أوفاق و حروف، علم تكسير، خواب مغناطيسي و احضار ارواح.
عارف كامل مرحوم آيت‌الله حاج شيخ محمدجواد انصاري همداني مي‌فرموده است:
«هر كس با جنّيان سروكار داشته باشد، اگرچه با مؤمنين آنها، بدبخت مي‌شود و كافر از دنيا مي‌رود».
ايشان مي‌فرمودند:
من دو طايفه از جنيان را كه يك طايفه مؤمن و يك طايفه كافر بودند، تسخير كردم و هر كدام را فقط يك بار براي امتحان احضار كردم و ديگر هرگز احضارشان نكردم و نخواهم كرد.
فرق اساسي صاحبان رياضت‌هاي باطل با انبيا و اوليا ‌در اين است كه اگرچه هر دو گروه داراي قوّت نفس و ارادة مؤثرند، اما در دو طريق رهسپارند. گروه نخست در راه «تقويت نفس» گام برمي‌دارند و گروه دوم در راه «فنای نفس» پيشگامند. اين كجا و آن كجا؟
مرحوم آیت‌الله انصاری مي‌فرمودند:
«تفاوت تصوّف منحرف با عرفان در اين است كه آنان خودآگاه يا ناخودآگاه در صدد تقويت نفس‌اند و عارفان در صدد فناي نفس در پيشگاه حضرت حق»"/.
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: علوم غریبه, علوم خفیه, عرفان, خرافه
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

حال اضطرار، حال دعا هم ایجاد میکند، مثل کسانی که در کشتی در حال غرق، از نقطه امیدی درخواست نجات دارند، حتی اگر به خدا اعتقاد نداشته باشند، اما در حال اضطرار ناخودآگاه یا خودآگاه بسوی نجاتبخش رو میکنند❗️...

یکی از موانع دعا عدم پشیمانی از گناه است، بویژه گناه در حق مردم که حق الناس است و ظلم و فساد و در مسیر آن قرار داشتن و آن را یاری و حمایت نمودن، که مانع پذیرش دعا است و حتی تشدید عذاب❗️...
از بزرگان و امامان تاکید نموده اند که استغفار مقدم بر دعا است، باید لیاقت خودت را در ایمان احراز کنی و با خدا بازی نکنی و طلبکار بی عمل از خالق هم نباشی❗️...
دعا، با توکل و رضا توام است، چه بدهد و چه به صلاحی اجابت نکند❗️...
اگر حقت است که تنبیه شوی، باید گردن نهی و دعا و استغفار نشانه پشیمانی و توبه است و باید به حکم الهی تن بدهی❗️...
🌷از امام صادق‌، پرسیدند: آیا خداوند نمی‌فرماید: "ادْعُونِی‌َّ أَسْتَجِب‌ْ لَکُم‌" در حالی که افراد مضطری را می‌بینیم که دعا می‌کنند; ولی به اجابت نمی‌رسد و مظلومانی را می‌بینیم که از خدا پیروزی بر دشمن می‌طلبند; ولی آنان را یاری نمی‌کند؟
امام فرمودند: وای بر تو! هیچ کس او را نمی‌خواند مگر این که اجابت می‌کند. امّا دعای ظالم مردود است تا توبه کند و امّا صاحب حق هنگامی که دعا کند، اجابت می‌فرماید و بلا را از او برطرف می‌سازد، به طوری که گاه خود او نمی‌داند و یا آن را به صورت ثواب فراوانی برای روز نیازش به آن (روز قیامت‌) ذخیره می‌کند.
امام صادق‌می‌فرمایند: "مبادا هیچ یک از شما از خدا تقاضایی کند مگر این که نخست حمد و ثنای او را به جا آورد و درود بر پیامبر و آل او بفرستد، بعد به گناه خود نزد خدا اعتراف و توبه کند، سپس دعا نماید."(مستدرک الوسائل‌، میرزا حسین نوری‌، ج 5، ص 216، مؤسسه آل البیت‌.)🌷🌹🌿

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دعا, نیایش, شرط اجابت دعا
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

واقعیت این است که نه فقط دین، بلکه هیچ انسانی و تفکری از سیاست که در زندگی انسانها و بدبختی یا رفاه و سعادت آنها نقش دارد، نمیتواند جدا و بی تفاوت باشد❗️...

این جمله که "سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست" را از مرحوم مدرس نیز نقل کرده اند که آن زمان به دخالت روحانیت در سیاست و اصلاح ساختار قدرت از سوی عده ای انتقاد میشد❗️...
این جمله که سیاست ما عین دیانت ماست و برعکس، ضمن تائید سیاسی بودن تفکر دینی، تاکید دارد که سیاست دیندار نمیتواند نافی و متعارض با آموزه های دینی هم باشد و اصل دین را استحاله نماید که نقض غرض میشود، زیرا از تدین خارج میگردد و شبیه آنها میشود که در تاریخ لعن میشدند❗️...
سیاست دو معنی و جانب دارد، یکی جانب مبارزه سیاسی با ظلم و فساد است که دیندار و غیر دیندار نمیشناسد و جانب دیگر نیز مشارکت در قدرت یا حکومت کردن است که نباید به ظلم و فساد و نفی آموزه های دینی و انسانی منجر گردد❗️...
روحانیونی که مبارزه با ظلم و فساد را نیز نفی میکردند، در واقع از خصلت انسانی و فطری که زیر بار ظلم و زور و بدبختی نرفتن است غافل بودند و آن را سرکوب مینمودند❗️...
اما طرف دیگر که مشارکت در قدرت است و یا کسب قدرت، چه در دیندار و چه غیر دیندار باید اهلیت و تخصص اداره کشور و ملت را داشته باشند و اگر ادعای برپائی قسط و عدل در حکومت را دارند آن را عملی کنند وگرنه اهلیت آن را از دست میدهند و مردم نیز با جور و ظلم و فساد آنها مانند قبلی ها مبارزه خواهند کرد و در این زمینه هیچ ملاحظه ای وجود ندارد❗️...
مبارزه و زیر بار ظلم، فساد و جور نرفتن، امری فطری، غریزی، عقیدتی و انسانی است، اما مشارکت و کسب قدرت امری خودآگاه و ارادی است که اگر نفسانی نباشد، باید ساختار قدرت را بصورتی تنظیم و مستقر نماید که با آنچه مبارزه میکرد، خود تکرار نکند و خودش در جایگاه جابران، جائران، ظالمان و فاسدان ننشیند، زیرا با هیچ توجیه و تزویری پذیرفته نخواهد شد و از گذشتگان نیز پذیرفته نشده و سنت خدا و منطق عدل الهی تغییر ناپذیر است، چه حکومت بنام خدا، چه بنام شاه و میهن، چه بنام برتری نژادی و چه بنام فتوحات قهرمانانه و خونریز باشد که همگی حکومت خود را در جهت اعتلا و اقتدار ملک و دین تفسیر مینمودند، اما انبیاء الهی و امامان شیعه به تاسی از آیات الهی، فطرت الهی و هدایت انسانها بسوی آن، با آن خصائل مبارزه کردند و یک به یک نیز غالبا بشهادت رسیدند و اگر زمانی به قدرتی دست یافتند یا اگر دست می یافتند، سیاست را فراتر از دیانت تفسیر ننمودند که نقض دین، امامت و عصمت آنها تلقی میشد❗️...
اگر تشکیل حکومت هدفی دینی لحاظ شود، "منظور" از تشکیل آن از خود "هدف" مهمتر است، زیرا منظور❗️ استقرار قسط، عدالت، عدم تبعیض، عدم فساد و توجه به حق الناس بعنوان مهمترین مولفه حقوقی در دیانت و قیامت در تشکیل حکومت باید باشد و در عمل نیز از آن فاصله نگیرد❗️...
مابقی حاکمان نیز بلد بوده اند حکومت تشکیل دهند، فتوحات وسیع داشته باشند، جابر باشند، ظلم و فساد مرتکب گردند و خود را خلیفه پیامبر نیز بنامند، اما از نظر دین و شیعه آنها نه تنها دین، بلکه انسانیت را نیز نقض کرده اند، دین را به انحراف کشیده و آزادگی انسانی را نیز لگدمال نموده اند❗️...
 حسین ع در عاشورا این منظورها از حکومت را به حاکمان، دینداران و انسانها تاکید نمود، لزوم اصلاح دین و امت، زیر بار ظلم نرفتن و آزادگی و عدم ذلت انسانها❗️...
هیهات منا الذله🌹🌿
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دینداری و سیاست, سیاست و دین, سیاست, دین
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM