بعضی در مورد پذیرش اعیاد باستانی، ملی و عمومی دچار شبهه و شک هستند و آنها را خارج از دین و خدا می پندارند❗️...

 در دین نباید از «عین» و هستی خدا غافل شد و به «ذهن» و اعتقاد اکتفا نمود❗️...

 طبیعت، زمستان، بهار، سنتهای بجا مانده از گذشتگان، سرگذشت انسان و دستاوردهایش، جدای از شناخت خدا و خداشناسی نیستند و پرستش متکی بر نسبیت ذهن و افکار ما نیست، بلکه سفر اول خداشناسی، سیر در خلق، مخلوقات و شناخت کارگاه هستی است❗️...

همانگونه که مدرنیته حق نداشت، سنتهای مثبت و حیاتی گذشته را منسوخ اعلام نماید، در خود سنت و دین نیز نباید سنتها و دستاوردهای مثبت و حیاتی گذشتگان منسوخ تلقی شود❗️...

طبیعت، خودش آیه و نشانه محکم است، نیاز نیست که کلمات و اوراد جای این آیات عیان را بگیرند و بجای هستی عینی بنشینند❗️...

فکر نکنیم هر چه در بیرون است غیر الهی است و با عقیده و اعتقاد ما الهی میشود❗️...

 هستی و جهان، واقعیت است و فهم مااست که سرگردان در ورطه حقیقت یا خطا است❗️...

تعصب، جمود و تحجر، تکیه گاهش ذهن و فهم محدود ما است و ندیدن و عدم درک واقعیت و حقیقت جهان❗️...

 در شهود و علم حقیقی و حضوری، ما باید تفسیر و عقیده خود را متوقف نمائیم، تا واقعیت و حقیقت عیان شود❗️...

 بهتر است، جهان را با عینک تار ذهن و عقیده نبینیم و با آینه شفاف ببینیم، که همان علم حضوری و حقیقی است، که اگر اجازه و فرصت یابد، بیدار و پدیدار میشود❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: سنت, مدرنیته, اعیاد, عید باستانی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

بعضی مطالب از عارفان و صوفیان قدیمی مانند حلاج، عین القضاة و احمد غزالی نقل شده که ابلیس و شیطان را واجد صفات جلال و قهاریت و جباریت خداوند می‌دانسته اند و به تعبیر راویان تقدیس می‌نموده اند⁉️...

در مورد شیطان یا اهریمن دو تفکر ثنوی و شیطان پرستی هم وجود دارد که نقد آنها، جایگاه شیطان را شفاف تر مینماید❗️...
هر دو تفکر، شیطان را در مقابل خداوند و یا قطب شر و پلیدی در مقابل خدا میدانند، اهل ثنویت به خدای خیر و خدای شر اعتقاد دارند و برای شیطان محدوده و استقلال قائلند، شیطان پرستان نیز او را در مقابل خدا دانسته و قابل ستایش و پرستش میدانند❗️...
آنچه مهم و تاکید کردنی است، این است که هر چند که موجود ابلیس و وجود شیطان در محدوده توحید در پرستش و وحدت وجود می باید در نظر گرفته شود، ولی این امر بمعنی تقدیس شیطان و موحد دانستن او نباید تلقی شود❗️...
ابلیس یک مخلوق است و نمی‌تواند یک قطب و رقیب مستقل برای خداوند فرض شود و از جهتی تضاد خیر و شر نیز، در جهت کمال و گذر از شر است، نه ابقاء در شر، لذا بدین جهت میگویند شر محض وجود ندارد و هدف غائی از طراحی شر، خیر نهائی و تصفیه و معرفت است❗️...
اینکه طراحی هدایت و گمراهی از جانب خداوند است، یعنی تاکید بر توحید، اما مولفه ضلالت و گمراهی قابل تقدیس نیست، زیرا ضد کمال و نقص است❗️...
مخلوق دانستن ابلیس و عدم اعتقاد به استقلال یا ثنویت و اعتقاد به توحید در امر هدایت و ضلالت، بمعنی تقدیس و تکریم شرور و پلیدی ها و صفات جلال نامیدن آنها نیست، زیرا صفات سلبیه و مذموم اند، نه ثبوتیه و ممدوح❗️...
تاکید خداوند در قرآن در مورد جن بودن و اختیار داشتن ابلیس، تقبیح طغیان او و ذکر «علیک لعنتی الی یوم الدین»، نظر مصرح خالق در مورد اوست که نشان از تقدیس یا تکریم ندارد❗️...
بعضاً گفته اند که ابلیس موحد خالص بوده، زیرا خداوند با فرمان سجده به آدم او را امتحان کرده و او هم با عدم سجده، موحد راستین بودن خود را اثبات نموده و این ادعا که میل خداوند هم به عدم سجده بوده است❗️، اما مگر خداوند با خودش و ما تعارف دارد که در قرآن و کلام خویش این عمل را تقبیح نماید ولی آن را خلوص هم بداند⁉️...
اگر اینگونه باشد همه ادعاهای «انا خیر منه» انسانهای خودبین و متعصب مانند داعش، طالبان، کشیشان قرون وسطا و ... که عملی مشابه ابلیس است، از نظر ما بندگان نیز میباید خلوص، توحید و صفات جلال خداوند انگاشته شوند و مورد تقدیس و تعظیم قرار گیرند❗️در حالیکه اینگونه نیست، زیرا اینها هم مثل ابلیس همه مخلوق اند و هم اختیار دارند، اما پلید، ظالم و خبیث تلقی میشوند، نه اهل توحید و خلوص، زیرا خودبین اند و اهل نفس و نه اهل کمال و رهیافته❗️...
اگر صفات پلید شیطانی، صفات جلال تلقی شوند، پس می باید ظلم، فساد، وهم، خرافه، خشونت و جنایت مدعیان خلوص در زمین نیز صفات جلال خداوند تلقی شوند، که این امر ضد تسبیح و تنزیه خداوند از صفات مذموم است و اتصاف خداوند به صفات سلبیه و مذموم که ضد پرستش و کمال طلبی است❗️...
اعتقاد به توحید در منشایت وجود و در امر هدایت و ضلالت، موجب تقدیس ضلالت و ساز و کار آن مثل شیطان، جهنم و صفات پلید نمیشود، زیرا تقدیس با تنزیه معنا دارد❗️...
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوحِ 🌹

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: شیطان, ابلیس, اهریمن, شیطان پرستی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

حضور در این دنیا، حتی در حد یکبار تجربه شادی و شعف قدم زدن در گذر خیابانی برفی هم می ارزد❗️...

آمدن بر زمین و احساس سرمای هوای چلگی، که با وجود آدمها و کاروان جاری حیات، گرمای مطبوعی دارد و شکر هدیه حضور و وجود❗️...
یکبار لذت و آرامش خوابیدن روی تخت خوابی ساده، زیر وزش نسیمی روح نواز از پنجره اتاقی که انگار رو به هستی باز است و چشیدن لذت خوابی راحت و رایگان❗️...
رفتن به تماشاگاه خاک و سبزه و درخت، تجربه رایحه گل‌های وحشی علفزار و هوایی تازه❗️...
نشستن بر بام هستی، به تماشای تکوین و تنوع «صنع خالق» و «صنعت مخلوق»❗️...
ادراک بودن، دیدن، شنیدن، چشیدن و بازگشتن ...❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: زندگی, امید به زندگی, شکرگزاری, حیات
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

قیافه و رفتار افراد سفیه طبیعی را دیده اید؟، این بندگان خدا بدون اراده و بدلیل مشکلات مغزی و ارثی دچار این عارضه اند و بی تقصیر❗️...

اما افرادی از پیروان بعضی مذاهب، فرقه ها و آئین ها هم هستند که با شدت و ضعف، بی عقلی و سفاهت را خلوص میدانند و عمدا آن را انتخاب مینمایند و بمرور ظاهر و نگاه هایشان نیز بسوی نشانه های سفاهت و جهالت میرود، که نشانه زوال عقل است❗️... 
 گروهی سفیه و بی عقل میشوند، زیرا وهم، خرافه، تقلید کورکورانه و طرد عقل را که جهل است، جایگزین معرفت مینمایند و سخنانشان وهم و خرافه و هذیان است❗️...
عده ای از گذشته دور بنام تصوف، عشق، درویشی، تبعیت و مریدی، یا اخباریگری و تفکرات سلفی و اشعری مذهبی، عقل را موجب گمراهی از دین می دانند و آن را در جهان بینی و ایدئولوژی غیر لازم می پندارند، یعنی مبارزه با مشخصه ویژه انسان و انسانیت را، هدف انسان شدن تلقی میکنند، که عجیب و متناقض است❗️...
عقلی که بعضی بزرگان گذشته به کنایه سطحی می‌دانستند و رد مینمودند، عقل جزئی، نفس محور و متکی بر برهان، استدلال و تفلسف بود❗️...
 عشق، با درک، فهم و معرفت ارزش و عمق دارد، نه سطحی و ظاهری بودن❗️...
✅ در واقع در هر دو عشق مجازی و حقیقی، «عاشق عاقل» است که از نظر معشوق مقرب و مقبول است و ابراز عشق سفیه یا جدی گرفته نمی‌شود و یا از آن گریز میگردد، زیرا شبه جنون است، نه عشقی لایق درک شأن معشوق❗️...
در ضمن تبعیت صرف و عنان کامل اختیار خویش را به دیگران سپردن نیز، توام است با سرکوب هشدارهای عقل، وجدان و تنزل از ورژن نوع بشر❗️...
علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: عقل, سفاهت, سفیه, بی عقلی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

معرفت دینی که سایر علوم و معارف را مختص دنیا بداند و غیر نافع برای بشر، از علت خلق انسان غافل است❗️...

علت خلق انسان، فقط انتخاب یا عدم انتخاب ظاهر دین نبوده است و اگر موجب عدم توجه به ظرفیت و استعداد وجودی انسان گردد، الهی و در مسیر فهم کارگاه هستی نخواهد بود❗️...
وقتی که با تصویری هوائی، یک شهر بزرگ پر از آسمان خراشها، مهندسی و طراحی شهری، نظم و معماری همه جانبه و ارتباط منسجم کلیه ساختارها، علوم و فنون مصنوع نوع بشر را نظاره میکنیم، استعداد عجیب نوع خویش، در خلاقیت و خالقیت و علت این خلق جدید را بیشتر فهم مینمائیم❗️...
انسانی که با عقل و عشق و ابزار دو دست بر زمین آمد و منشأ اینهمه طراحی منطقی و فیزیکی در جهان شد، که در حقیقت این علوم، معارف و هنرهای مختلف، هستی شناسی، خودشناسی و خداشناسی غائی اند❗️...
لذا بر این شناخت، خلاقیت، کشف و خالقیت ثانی، نمیشود عنوان علم غیر نافع داد و تکیه بر معرفت شفاهی و باور سطحی را نباید غایت خداشناسی و پرستش تلقی نمود❗️...
معرفت، بسان حرکت درون کره هستی است که به هر طرف آن برویم، از آن دور نمیشویم، بلکه در محیط شناخت هستی قرار داریم، لذا هر چه که میشناسیم و کشف میکنیم، از شناخت کلیت جدا نیست❗️...
چه کافر و چه مومن، بعنوان بشر و انسان، درون این کره حضور دارند و هر علم و معرفتی که از درون کره هستی کسب میشود، در جهت شناخت غیر مستقیم و مستقیم کلیت است و موجب کمال یافتن و تحقق نوع انسانی که مد نظر بوده است❗️...
✅ لذا فهم سطحی و بدوی از خدا را نباید رسالت نهائی خلق انسان تلقی نمود، که آن تفکر سطحی از ابتدای خلقت انسان و در عصر حجر هم قرین با انسان بوده و نیازی به بسط زمان و توسعه علمی، فلسفی و تاریخی نبوده است❗️...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: معرفت, معارف, معرفت دینی, معرفت الهی
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |

در شرایطی که دین، عملا به چندین مذهب و دهها فرقه و برداشتها و تلقی های متضاد تبدیل شده است و هر کدام نیز امام و پیشوائی برای خویش دارند و پیروی از طریقه خویش را یگانه راه دسترسی به اصل دین می پندارند، کدامیک دین راستین مورد تاکید هستند⁉️...

از سوی بعضی مترجمان، دین قیم یا پابرجا و راستین، در آیه فطرت یعنی آیه ۳۰ سوره روم، به دین اسلام تعبیر گردیده است، ولی سوال این است که کدامیک از قرائتهای مختلف، حقیقت اسلام هستند، در حالیکه همگی ادعای خلوص و ولایت و خلافت هم دارند❗️... 
وقتی آلودگی به ظلم و فساد، جبر و خرافه و اعمال خلاف در مدعیان ادیان و اسلام وجود دارد، آیا تکلیف همانگونه که آنها تعیین کرده اند، پیروی صرف از آنها است، یا دستآویزی نیز وجود دارد که بشود از طریق آن حقیقت را از خطا تشخیص داد و دین راستین را شخصا درک نمود⁉️...
تنها دین قیمّ، راستین، پا برجا و بدون زنگار و تفاوت برداشتها، که تاکید شده که « این دین استوار است، که بسیاری از مردم نمیدانند » (روم-۳۰)، فطرت و سرشت آدمی است، که با وجود تفاوت ادیان و عقائد در انسانها، در همگی یکسان وجود دارد❗️...
خوب دقت کنید:
هدایت و ضلالت بشر فقط یک طراح دارد و قطب هدایت و قطب ضلالت مجزا از یکدیگر نمیباشند، لذا این طراحی عمدی است که حتی در درون دین نیز هر دو مشخصه وجود داشته باشند❗️...
اگر پلیدی، ظلم، جبر و خرافه با اتکاء به منابع و راهنمایان مدعی دین وجود دارد، تذکر جدی به ماست که باید مراقب باشیم❗️...
پذیرفته نخواهد بود که گفته شود ما پیرو پیشوایان، حاکمان و گذشتگان خویش بوده ایم و مسئولیتی در ظلم‌ها و انحراف‌ها نداریم، زیرا برای همین با ابزار فطرت، وجدان و عقل تجهیز شده ایم تا با فطرت و شناسای درون، راه را از چاه و سره را از ناسره تشخیص دهیم❗️...
✅ در حقیقت با این پدیده، دیگر فرد بی دین حتی با انکار خدا نیز مصداق ندارد، زیرا حتی بظاهر بی دینان نیز، با ابزار فطرت و وجدان، از درون قادر به تشخیص سره از ناسره هستند و دین بیرونی ابداع و ایجاد هدایت نیست، بلکه برای تذکر، بیداری وجدان و تمرین و پرورش است❗️...
دیندار و بی دین میدانند که دروغ، دزدی، خیانت، تعدی، تبعیض، بی عدالتی، زورگوئی، بی عقلی، فریبکاری ووو غلط هستند، زیرا در مورد خودشان صحیح نمیدانند، پس برای دیگران نیز نباید مجاز بدانند❗️...
غریزه در حیوان ابزار هدایتگر درونی است و فطرت نیز در انسان، که با ورژن انتخاب و اختیار توام گردیده است❗...

علی ضروری زنوز


برچسب‌ها: دین راستین, دین خالص, دین ناب, دین استوار
+ نوشته شده توسط علی ضروری زنوز / صفحه نخست باز شود/ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM